یاداشت
گفتگو و گزارش

۲۸ مرداد؛ کودتایی که مسیر تاریخ ایران را تغییر داد

کودتا محصول تلاقی طراحی خارجی با شکاف‌های داخلی، شبکه‌سازی سیاسی، ضعف نهادهای دموکراتیک و استفاده سازمان‌یافته از نیروهای نظامی و اجتماعی بود.

۲۸ مرداد؛ کودتایی که مسیر تاریخ ایران را تغییر داد

علیرضا کفایی 

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ یکی از تأثیرگذارترین و تلخ‌ترین وقایع تاریخ معاصر ایران است؛ رویدادی که پیامدهای آن تنها به سقوط دولت دکتر محمد مصدق محدود نماند و مسیر تحولات سیاسی ایران را برای دهه‌ها تحت تأثیر قرار داد. با بررسی دوران پهلوی دوم، به‌ویژه سال‌های نخست سلطنت محمدرضا شاه، می‌توان دریافت که او برخلاف پدرش اقتدار و تسلط لازم برای اداره مستقل کشور را نداشت و تا حد زیادی تحت تأثیر قدرت‌های داخلی و خارجی قرار می‌گرفت. 

تغییر پی‌درپی دولت‌ها و نخست‌وزیران نیز نشانه‌ای از بی‌ثباتی سیاسی آن دوره بود؛ چنان‌که در فاصله‌ای حدود هشت سال، پانزده دولت و نخست‌وزیر بر سر کار آمدند. در چنین شرایطی، نفوذ بیگانگان، قدرت‌یابی نهادهای نظامی و امنیتی و میدان یافتن فرصت‌طلبان سیاسی، بیش از پیش امکان‌پذیر شد. 

با این حال، کودتای ۲۸ مرداد را نمی‌توان صرفاً حاصل ضعف ساختار سیاسی یا فعالیت نیروهای داخلی دانست. آنچه در این رویداد اهمیت اساسی دارد، طراحی و اجرای یک عملیات سازمان‌یافته و چندلایه از سوی آمریکا و بریتانیا، با استفاده از شبکه‌های سیاسی، نظامی، امنیتی و اجتماعی داخل ایران بود؛ عملیاتی که سرانجام به سرنگونی دولت ملی مصدق انجامید. 

پنج سال پس از تشکیل جبهه ملی در سال ۱۳۲۷، دکتر محمد مصدق به یکی از برجسته‌ترین چهره‌های این جریان تبدیل شد. بریتانیا به‌خوبی سابقه مخالفت مصدق با نفوذ خارجی را می‌شناخت. او در دوران وزارت خارجه در کابینه مشیرالدوله نیز در برابر منافع و مداخلات بریتانیا مواضعی صریح داشت و از مخالفان جدی سلطه بیگانه بر ایران بود. 

مصدق در انتخابات دوره چهاردهم مجلس شورای ملی بیشترین آرا را در تهران به دست آورد و در دوره شانزدهم نیز جبهه ملی با رهبری او توانست خواست ملی شدن صنعت نفت را از یک مطالبه سیاسی به قانون تبدیل کند. محبوبیت روزافزون مصدق و تبدیل شدن او به نماد استقلال‌خواهی و حاکمیت ملی، برای بریتانیا که منافع عظیم خود را در نفت ایران در معرض خطر می‌دید، هشداردهنده بود. 

شکایت بریتانیا به دیوان بین‌المللی دادگستری لاهه و شورای امنیت سازمان ملل نیز نتوانست روند ملی شدن نفت را متوقف کند. مصدق در عرصه بین‌المللی با صراحت از حق ملت ایران بر منابع طبیعی کشور دفاع کرد و همین ایستادگی، رویارویی بریتانیا با دولت او را وارد مرحله‌ای تازه کرد. از اینجا، همکاری اطلاعاتی و عملیاتی بریتانیا و آمریکا برای سرنگونی دولت مصدق شکل منسجم‌تری گرفت. اما اجرای کودتا تنها با نیروهای خارجی ممکن نبود؛ شبکه‌ای از نیروهای داخلی، افراد بانفوذ، نظامیان، سیاستمداران و گروه‌های اجتماعی نیز در این عملیات نقش داشتند. 

در میان چهره‌های سیاسی آن دوره، مظفر بقایی جایگاهی پیچیده و بحث‌برانگیز دارد. شناخت دقیق وقایع منتهی به ۲۸ مرداد، بدون بررسی نقش بقایی، عملکرد آیت‌الله کاشانی و مواضع حزب توده، ناقص خواهد بود. البته درباره میزان و چگونگی ارتباط برخی از این افراد با شبکه‌های خارجی، همچنان بحث و اختلاف نظر تاریخی وجود دارد و نمی‌توان همه روایت‌ها را بدون بررسی اسناد و شواهد پذیرفت. 

بقایی پس از تحصیل فلسفه در اروپا به ایران بازگشت و ابتدا در کنار احمد قوام و در حزب دموکرات فعالیت کرد. با آغاز نهضت ملی شدن نفت، به جبهه ملی نزدیک شد و در کنار مصدق قرار گرفت. او سپس با همکاری خلیل ملکی، از اعضای پیشین گروه ۵۳ نفر و از یاران تقی ارانی، حزب زحمتکشان ملت ایران را بنیان گذاشت. اما این همکاری دیری نپایید و بقایی با کنار زدن خلیل ملکی، رهبری حزب را در اختیار گرفت. بقایی در مقطعی از چهره‌های مؤثر جبهه ملی به شمار می‌رفت، اما روابط و مواضع سیاسی او به‌تدریج دچار تغییر شد. 

ماجرای قتل سرتیپ افشارطوس، رئیس شهربانی دولت مصدق، در اردیبهشت ۱۳۳۲ و اتهاماتی که در این زمینه متوجه برخی نزدیکان بقایی و فضل‌الله زاهدی شد، روابط او با مصدق را به‌شدت تیره کرد. بقایی سپس به یکی از مخالفان جدی دولت مصدق تبدیل شد و به آیت‌الله کاشانی نزدیک‌تر شد. در این نقطه، شبکه‌های مخالف دولت مصدق توانستند از شکاف‌های سیاسی، اختلافات درون جبهه ملی، اختلاف مصدق و کاشانی و رفتارهای متناقض گروه‌های سیاسی بهره بگیرند.

 از سوی دیگر، عملکرد حزب توده نیز در این میان نقشی قابل تأمل داشت؛ حزبی که با وجود برخورداری از تشکیلات گسترده، نتوانست در بزنگاه ۲۸ مرداد مانع سقوط دولت مصدق شود. 

بنابراین، ۲۸ مرداد را نه می‌توان صرفاً یک عملیات خارجی دانست و نه صرفاً نتیجه اختلافات داخلی. کودتا محصول تلاقی طراحی خارجی با شکاف‌های داخلی، شبکه‌سازی سیاسی، ضعف نهادهای دموکراتیک و استفاده سازمان‌یافته از نیروهای نظامی و اجتماعی بود.

 اسناد منتشرشده در سال‌های بعد، از جمله اسناد آمریکا و بریتانیا، ابعاد مهمی از نقش سرویس‌های اطلاعاتی خارجی در طراحی و اجرای کودتا را روشن کرده‌اند؛ اما شناخت کامل این واقعه همچنان نیازمند بررسی همه‌جانبه اسناد، خاطرات، رفتار بازیگران داخلی و زمینه‌های اجتماعی و سیاسی آن روزگار است.

 ۲۸ مرداد فقط تاریخ سقوط یک دولت نیست؛ درس بزرگی درباره شکنندگی دموکراسی، خطر مداخله خارجی، پیامدهای شکاف میان نیروهای سیاسی و هزینه سنگین حذف و بی‌اعتمادی است. اگر تاریخ را صرفاً برای محکوم کردن دیگران بخوانیم، نیمی از حقیقت را از دست داده‌ایم؛ تاریخ باید به ما بیاموزد که چگونه جامعه‌ای می‌تواند از تجربه‌های تلخ خود برای ساختن آینده‌ای دموکراتیک‌تر، مستقل‌تر و متکی بر اراده مردم استفاده کند.



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 0 نظر

شما اولین نظر دهنده باشید!

یاداشت
گفتگو و گزارش