یاداشت
گفتگو و گزارش

از حق‌خواهی مردم تا تراژدی غرور؛ بازخوانی یک سقوط در سیاست زاگرس

مردمِ زاگرس‌نشین، همان مردمِ نجیب آن شب سرد هستند؛ اما حالا زمان آن رسیده که به نمایندگان بیاموزند که قدرت، عطیه مردم است، نه حق موروثی صاحبان غرور و قدرت.

از حق‌خواهی مردم تا تراژدی غرور؛ بازخوانی یک سقوط در سیاست زاگرس

افتونیوز| سیدعلی حمیده کیش

 در دنیای سیاست، گاه یک کنش مردمی برخاسته از غیرت و عدالت‌خواهی، در برابر انحصار قومی و قبیله ای و تبعیض جناحی، همچون سیلی بنیان‌کن، سد غرور یک اسطوره را فرو می‌ریزد. این یادداشت، شرح همین تراژدی است؛ روایتی از سقوط یک قهرمان که در دام ناسپاسی و انحصارطلبی گرفتار آمد و مردم نجیبی که با غیرت تمام، به او هویت بخشیدند و اکنون حق دارند تا با همان هویت، او را به پای میز پاسخگویی بکشانند.

 ۱) تبیین جایگاه کنش مردم، حقی که ادا شد روایت اَفتونیوز، بازتابی از یک واقعیت تلخ است اما باید تفکیک دقیق و منصفانه‌ای صورت گیرد: آن شب سرد و بی‌ستاره که مردم کهگیلویه و بویراحمد از دهدشت تا بهمئی و بویراحمد بزرگ در دفاع از تاجگردون یکصدا شدند، هرگز قهرمان‌سازی کاذب نبود؛ بلکه یک کنش اخلاقی و سیاسی شجاعانه در برابر بی‌عدالتی جناحی بود. رد اعتبارنامه، نه یک اقدام قضایی یا شفاف‌سازی مبتنی بر قانون، بلکه یک مانور قدرت‌طلبانه توسط آقای زاکانی و جریان همسو با او در مجلس بود. مردم ما با آن واکنش، ثابت کردند که غیرت لر با عدالت‌خواهی پیوند خورده است. دفاع از تاجگردون، دفاع از حق یک منطقه در پارلمان بود که مورد تهاجم یک جریان انحصارطلب قرار گرفته بود. پس، قدردانی و حمایت مردم، نه تنها اشتباه نبود، بلکه عین بلوغ سیاسی و دفاع از کرامت دیار بود.

 ۲) ریشه‌یابی بحران، آفت غرور و ناسپاسی پرسش کلیدی این است، چه بر سر آن دل‌های بی‌ریا آمد؟ پاسخ این پرسش در آفت‌های ساختاری قدرت در جامعه ما نهفته است، غرور کاذب و ناسپاسی. بحرانی که اکنون شاهد آن هستیم یعنی سقوط از جایگاه نماینده‌ی مردم به جایگاه نگاه تنگ قبیله‌ای و انحصاری، محصول تغییر درونی فرد است. وقتی یک شخصیت سیاسی، سرمایه اجتماعی عظیم مردم که خالصانه و بی‌ریا به او اعتماد کرده‌اند را نه به عنوان امانت مردم، بلکه به عنوان دستاورد شخصی یا ملک طلق خود تلقی می‌کند، آفت غرور آغاز می‌شود. نماینده‌ای که روزگاری در مقام زبان گویای مردم ظاهر شد، اکنون به دلیل ناسپاسی در برابر آن اعتماد، دچار همان تنگ‌نظری قبیله ای شده است که اَفتونیوز به درستی آن را نقد می‌کند. این همان پارادوکس تراژیک است که کسی که با شعار منطقه‌ی زاگرس بالا آمد، با گرفتار شدن در دام غرور، خود به عامل اصلی تکه‌تکه کردن منافع آن منطقه و انحصار فرصت‌ها نظیر آنچه در اشتغال لیشتر شاهد بودیم تبدیل شده است. این، خیانت به حق عامه و نشانه عدم درک مسئولیت سنگین نمایندگی است. 

۳) نقد رفتارهای جناحی و محلی‌گرایی انحصارطلبانه نقد رفتارهای مدیران و نمایندگان، نباید به معنای نقد مردم باشد. نقد ما متوجه این رویکرد است که:

 الف - تبدیل حق عمومی به سهم شخصی: سیاست‌مداری که تصور می‌کند همه چیز ملک شخصی اوست، به جای جذب سرمایه‌های ملی برای کل استان، پروژه‌ها را به ابزاری برای امتیازدهی به دایره‌ای محدود از وابستگان خود تبدیل می‌کند.

ب) فراموشی خاستگاه: غرور، حافظه‌ی سیاسی نماینده را پاک می‌کند. او فراموش می‌کند که آن دل‌های بی‌ریا بودند که او را به کرسی نشاندند. ناسپاسی در برابر این اعتماد، بزرگترین خطای استراتژیک است که هر نماینده‌ای می‌تواند مرتکب شود. 

ج - تبدیل نمایندگی به بنگاه‌داری: وقتی نماینده از مسیر قانون‌گذاری و پیگیری حقوق ملی منحرف شده و به سمت مدیریتِ خرد و انحصاری نظیر استخدام‌های فامیلی حرکت می‌کند، یعنی دیگر نماینده‌ی مردم نیست، بلکه به کارگزار غرور خویش بدل شده است.

۴) جمع‌بندی و راهبرد مطالبه‌گری مردمِ زاگرس بویژه کهگیلویه و بویراحمد، با غیرتی کم‌نظیر از اعتبار نماینده‌شان دفاع کردند، اما اکنون حق دارند که با همان غیرت، از او بازخواست کنند. 

یادداشت اَفتونیوز، صدای رسای همین مطالبه گری است.لذا راهبردهای پیشنهادی برای گذار از این وضعیت نامتعارف عبارتند از:

 الف - عبور از تقدس‌گرایی: باید بپذیریم که هیچ‌کس بالاتر از قانون و منافع مردم نیست. غرور شخص نباید سدی بر سر راه نقد عالمانه باشد. 

ب - شفافیت اجباری: مطالبه‌ی اصلی امروز مردم باید شفافیت کامل در اشتغال و پروژه‌های استانی باشد. وقتی فرآیندها شفاف باشند، جایی برای غرور و پارتی‌بازی باقی نمی‌ماند. 

ج - حفظ غیرت، مطالبه‌ی ضابطه: مردم باید غیرت خود را حفظ کنند، اما آن را در مسیر تأسیس ساختارهای قانونی به‌ کار بگیرند. لذا به‌جای تکیه بر چهره‌ها، باید بر ضوابط استانی تکیه کرد تا با آمدن و رفتن افراد، منافع مردم به بازی گرفته نشود. 

د- نتیجه: آن اسطوره در ذهن مردم نمرده است، بلکه خود فرد است که با غرور و ناسپاسی، آن پیوند الهی با مردم را گسسته است. 

مردمِ زاگرس‌نشین، همان مردمِ نجیب آن شب سرد هستند؛ اما حالا زمان آن رسیده که به نمایندگان بیاموزند که قدرت، عطیه مردم است، نه حق موروثی صاحبان غرور و قدرت.

 

-مطلب مرتبط:

روایتی از سقوط آزاد «اسطوره تاجگردون»/از قهرمان زاگرس تا گم شدن در محله رادک!



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 0 نظر

شما اولین نظر دهنده باشید!

یاداشت
گفتگو و گزارش