یاداشت
گفتگو و گزارش

نگاهی به فراگیر شدن سایت‌های شرط‌بندی


آسیب‌شناسی یک بحران؛ وقتی جوانان همه چیز را بر سرِ «هیچ» می‌بازند/ چرا «پولِ بادآورده» به ارزشِ جدیدِ نسلِ جوان تبدیل شد؟!

رؤیای “یک‌شبه پولدار شدن” و وسوسه سودهای بادآورده، این روزها نسل جوان و خانواده‌های بسیاری را در کهگیلویه و بویراحمد به ورطه ورشکستگی مالی و بحران‌های هویتی کشانده است. در سایه کم‌کاری نهادهای فرهنگی، سایت‌های قمار و شرط‌بندی آنلاین با سرعت در حال بلعیدن سرمایه‌ها، امیدها و عزت نفس جوانان این دیار هستند

آسیب‌شناسی یک بحران؛ وقتی جوانان همه چیز را بر سرِ «هیچ» می‌بازند/ چرا «پولِ بادآورده» به ارزشِ جدیدِ نسلِ جوان تبدیل شد؟!

استان کهگیلویه و بویراحمد، سرزمینِ کوه‌های استوارِ دنا و دشت‌های حاصلخیزِ زاگرس، همواره به «کار»، «تلاش» و «نانِ حلال» شناخته شده است. از خیابان‌های یاسوج‌ تا میادینِ نفتیِ گچساران؛ از بافتِ تاریخی دهدشت تا اقلیمِ کشاورزیِ باشت و چرام؛ و از زیبایی‌های بی‌نظیرِ سی‌سخت تا مناطقِ محروم و نیازمندِ توجه در دیشموک و قلعه‌رئیسی، هویتِ ما با رنجِ کار و لذتِ دسترنج عجین بوده است. اما امروز، این تصویر اصیل با سایه‌ی شومِ یک آسیبِ نوظهور کدر شده است: سقوطِ جوانان در باتلاقِ سایت‌های شرط‌بندی و قمار آنلاین.

در واقعیتِ امروزِ استان، «پولِ بادآورده» به یک «ارزشِ کاذب» تبدیل شده است. جوانِ ما که باید موتورِ محرکِ توسعه باشد، به جای امید بستن به تخصص، مهارت و کارآفرینی، در کازینوهای مجازی به دنبالِ معجزه می‌گردد. چرا این‌گونه شد؟ چرا جوانِ این دیار ترجیح می‌دهد همه چیز را بر سر «هیچ» ببازد تا اینکه با صبر و تلاش به اهدافش برسد؟

آسیب‌شناسی یک بن‌بست

این فاجعه را نباید صرفاً به حسابِ «طمعِ جوانی» نوشت. این یک بحرانِ ساختاری است. وقتی در گچساران یا یاسوج، عدالت در توزیعِ فرصت‌های شغلی و آزمون‌های استخدامی تحت‌الشعاعِ سهمیه‌بندی‌ها و تبعیض‌ها قرار می‌گیرد؛ وقتی جوانِ تحصیل‌کرده در دهدشت یا چرام مسیرهای پیشرفتِ عادی را مسدود می‌بیند، او به دنبالِ «میان‌بر» می‌گردد. سایت‌های شرط‌بندی، دقیقاً همین «یأسِ ساختاری» را هدف گرفته‌اند. آن‌ها به جوانِ ناامید، نه «امیدِ کاذب»، که «سرابِ رهایی» می‌فروشند؛ سرابی که نه‌تنها پول، بلکه «اعتبار»، «آبرو» و «آینده»ی او را در کامِ خود می‌بلعد.

شکستِ روایتِ «تلاش» در برابرِ روایتِ «شانس»نکته‌ی دردناک‌تر، «انفعالِ نهادهای فرهنگی» است. دستگاه‌های متولیِ فرهنگِ استان، همچنان در گیرودارِ برگزاریِ همایش‌های کلیشه‌ای و بنرهای محیطی هستند؛ در حالی که «جنگِ روایت‌ها» در فضای مجازی در حال وقوع است.

وقتی نهادهای فرهنگی نتوانند روایتِ «لذتِ کار و خلاقیت» را به زبانِ نسلِ جدید بازگو کنند، طبیعی است که روایتِ «یک‌شبه پولدار شدن» برنده می‌شود. نهادهای فرهنگی ما باید از اتاق‌های در بسته خارج شوند؛ باید از ظرفیتِ ریش‌سفیدان، معتمدین، هنرمندان و چهره‌های محبوبِ بومی در سی‌سخت تا قلعه‌رئیسی استفاده کنند تا قبحِ قمار را به همان شدتی که در فرهنگِ عشایریِ ما «ننگ» محسوب می‌شد، احیا کنند. ما باید «کارِ شرافتمندانه» را دوباره به «ارزشِ اول» جامعه تبدیل کنیم.

مطالبه‌گری از مسئولان؛ از شعار تا عمل

ما به عنوان دغدغه‌مندانِ این استان، از مسئولانِ اجرایی، قضایی و امنیتیِ استان خواستارِ اقداماتِ عملی هستیم:

شفافیت در اشتغال: تا زمانی که فرآیندِ استخدام‌ها در استان با شفافیت همراه نباشد، جوانِ ما به دنبالِ راه‌های دیگر می‌رود. اشتغالِ واقعی، پادزهرِ قطعیِ قمار است.

نظارتِ هوشمند: از دستگاه‌های قضایی و امنیتی انتظار می‌رود گلوگاه‌های مالیِ این سایت‌ها را در استان مسدود کنند. نباید اجازه داد واسطه‌های جذبِ قماربازان در استان به راحتی فعالیت کنند.

 تغییرِ رویکردِ فرهنگی:نهادهای فرهنگی باید از «مدیریتِ بخشنامه‌ای» فاصله بگیرند و با تولید محتوایِ هوشمندانه، آگاهی‌بخشی به خانواده‌ها و جوانان را در اولویت قرار دهند.

فرزندانِ ما از باشت تا دیشموک و زیلایی و لیکک و دیگر نقاطِ استان، سرمایه‌های اصلیِ این خاک‌اند. نگذاریم «قمارِ سرنوشت»، این سرمایه‌ها را به خاکستر تبدیل کند. باختنِ همه‌چیز بر سرِ «هیچ»، پایانِ غم‌انگیزی برایِ جوانی است که می‌توانست سازنده‌ی فردایِ این دیار باشد. بیایید قبل از فروپاشیِ کاملِ بنیان‌های اخلاقی و اقتصادیِ خانواده‌هایمان، با همتی مضاعف و مدیریتی جسورانه، این مسیرِ انحرافی را مسدود کنیم.

آبرویِ استان، در گروِ هوشیاریِ امروزِ ماست.



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 0 نظر

شما اولین نظر دهنده باشید!

یاداشت
گفتگو و گزارش