یاداشت
گفتگو و گزارش

آموزش و پرورش با شعار تعلیم و تربیت یا ستاد انتخاباتی؟!!

سال‌هاست در فضای سیاسی استان، آموزش‌وپرورش برای برخی جریان‌ها به عرصه‌ای برای اعمال نفوذ تبدیل شده است. نماینده‌ای که وظیفه اصلی او باید مطالبه بودجه، امکانات و عدالت آموزشی باشد، نباید آموزش‌وپرورش را به سهم مدیریتی یا ابزار نفوذ سیاسی تبدیل کند.

آموزش و پرورش با شعار تعلیم و تربیت یا ستاد انتخاباتی؟!!

افتونیوز - حکیم الهی

رتبه ۳۱؛ زنگ خطر برای نسلی که آموزش‌وپرورش فراموشش کرده است

آموزش‌وپرورش استان کهگیلویه و بویراحمد در آستانه مهر و سال جدید تحصیلی؛ با بحران رویکرد، مدیریت، کیفیت و رسالت مواجه است

رتبه ۳۱ از میان ۳۲ استان کشور در ارزیابی پروژه مهر، شاید در ظاهر فقط یک عدد در انتهای یک جدول باشد؛ اما برای استانی که سال‌هاست با هشدارهایی درباره عقب‌ماندگی آموزشی، ترک تحصیل، افت کیفیت مدارس دولتی، ضعف عدالت آموزشی و آسیب‌های اجتماعی دانش‌آموزان مواجه است، این عدد باید یک آژیر خطر تلقی شود.

البته مسئولان درباره نحوه محاسبه و تفسیر این رتبه توضیحاتی ارائه کرده‌اند و به عملکرد مناسب استان در برخی شاخص‌ها نیز اشاره شده است. اما اختلاف در تفسیر اعداد نباید اصل مسئله را پنهان کند. وقتی آموزش‌وپرورش استان در جایگاه یکی مانده به آخر قرار می‌گیرد، جامعه حق دارد درباره کیفیت عملکرد این دستگاه سؤال کند؛ به‌ویژه آنکه طبق گزارش‌های منتشرشده، بویراحمد به دلیل جمعیت بالای دانش‌آموزی، مدارس و فرهنگیان، سهم قابل‌توجهی در نتیجه نهایی استان دارد.

اما مسئله فقط رتبه ۳۱ نیست؟!

رتبه ۳۱ نتیجه است، بیماری جای دیگری است

آموزش‌وپرورش در سال‌های گذشته تا حدی از رسالت اصلی خود فاصله گرفته است؛ از «تعلیم و تربیت» به «اداره مدرسه»، از «کشف استعداد» به «ثبت‌نام و حضور و غیاب» و از «ساختن انسان» به مجموعه‌ای از امور اداری و روزمره.

دانش‌آموز امروز با نسل‌های گذشته تفاوت دارد. مدرسه باید اضطراب، استعداد، بی‌انگیزگی، بحران هویت، آسیب‌های فضای مجازی، پرخاشگری و مشکلات خانوادگی او را بشناسد. با این حال هنوز بخش قابل‌توجهی از نظام آموزشی ما با ابزارها و روش‌هایی با دانش‌آموز قرن جدید برخورد می‌کند که متعلق به دهه‌های گذشته است.

آموزش امروز فقط انتقال محتوای کتاب نیست. دانش‌آموز باید حل مسئله، تفکر انتقادی، پژوهش، کار تیمی، مهارت ارتباطی، سواد رسانه‌ای، خلاقیت و مهارت زندگی را نیز بیاموزد. اما تا زمانی که کیفیت آموزش معلم، روش تدریس، آموزش حرفه‌ای مستمر و خروجی واقعی مدرسه به‌صورت جدی ارزیابی نشود، نمی‌توان انتظار تحول داشت.

در این میان نباید همه مسئولیت را بر دوش معلم گذاشت

معلم نیز محصول همین سیستم معیوب است

اگر آموزش‌وپرورش برای رشد حرفه‌ای معلم برنامه نداشته باشد، روش تدریس او را ارزیابی نکند، انگیزه ایجاد نکند و میان عملکردهای متفاوت تمایز واقعی قائل نشود، نمی‌توان انتظار داشت کلاس درس به‌تنهایی موتور تحول باشد. اینجا مسئولیت مدیریت آموزشی مطرح می‌شود.

همین نگاه باید درباره آسیب‌های اجتماعی نیز وجود داشته باشد. وقتی آمارهای رسمی از بازماندگی از تحصیل سخن می‌گویند و در استان، آسیب‌هایی مانند اعتیاد، خودکشی، طلاق، خشونت، فقر و بیکاری وجود دارد، مدرسه نمی‌تواند صرفاً تماشاگر باشد.

مدرسه باید یکی از مهم‌ترین مراکز پیشگیری، شناسایی و مداخله زودهنگام باشد

مشاور مدرسه نباید صرفاً یک جایگاه اداری باشد و برنامه‌های فرهنگی نیز نباید به چند مراسم و بخشنامه محدود شوند. آموزش‌وپرورش باید دانش‌آموز را پیش از آنکه آسیب به بحران تبدیل شود، شناسایی کند.

اما در کنار همه این مسائل، نمی‌توان از سیاست‌زدگی مدیریت آموزش‌وپرورش چشم پوشید.

سال‌هاست در فضای سیاسی استان، آموزش‌وپرورش برای برخی جریان‌ها به عرصه‌ای برای اعمال نفوذ تبدیل شده است. نماینده‌ای که وظیفه اصلی او باید مطالبه بودجه، امکانات و عدالت آموزشی باشد، نباید آموزش‌وپرورش را به سهم مدیریتی یا ابزار نفوذ سیاسی تبدیل کند.

نقد نمایندگان این نیست که چرا مطالبه‌گر آموزش‌وپرورش هستند؛ اتفاقاً باید باشند. نقد این است که اگر انتخاب مدیران تابع مناسبات سیاسی شود و مدیر آموزش‌وپرورش بیش از آنکه نگران کیفیت آموزشی باشد، نگران مناسبات سیاسی و آینده مدیریتی خود باشد، اولین قربانی این وضعیت دانش‌آموز خواهد بود

مدیر آموزشی باید نگران آینده دانش‌آموز باشد، نه آینده صندلی مدیریتی خودش    

البته مسئولیت فقط متوجه مدیران نیست. نماینده‌ای که هنگام انتخاب مدیران، آموزش‌وپرورش را مهم‌ترین دستگاه می‌داند، باید هنگام ارائه کارنامه نیز در برابر عملکرد آن پاسخ‌گو باشد. اگر آموزش‌وپرورش طی سال‌ها محل رقابت برای نفوذ سیاسی بوده است، باید از صاحبان این نفوذ نیز درباره سهمشان در وضعیت موجود سؤال کرد . 

با این حال، نباید تصور کنیم با تغییر مدیرکل یا رئیس اداره، همه مشکلات حل خواهد شد

تغییر مدیران آموزش‌وپرورش بویراحمد و دنا می‌تواند یک فرصت باشد؛ اما تنها در صورتی که تغییر افراد، به تغییر رویکرد منجر شود.

ساختار بیمار با تعویض مدیر سالم نمی‌شود، با اصلاح سیستم سالم می‌شود

سیستم جدید باید کیفیت واقعی کلاس درس را ببیند، نه فقط تعداد جلسات و بخشنامه‌های اجراشده را؛ افت تحصیلی و انگیزه دانش‌آموز را بسنجد، نه صرفاً آمار قبولی را، استعدادها را شناسایی کند، نه اینکه منتظر بماند خانواده توان مالی داشته باشد و استعداد فرزندش را با کلاس خصوصی شکوفا کند.

اینجا موضوع عدالت آموزشی اهمیت پیدا می‌کند:

وجود مدارس غیردولتی به خودی خود مسئله نیست؛ مسئله زمانی آغاز می‌شود که کیفیت مدرسه دولتی به حدی کاهش یابد که خانواده برخوردار بتواند با خرید آموزش بهتر، فاصله خود را بیشتر کند و دانش‌آموز کم‌برخوردار پشت درِ کیفیت بماند.

اگر دانش‌آموز بااستعداد بویراحمدی فقط به دلیل ناتوانی مالی خانواده از فرصت رشد عقب بماند، این شکست یک دانش‌آموز نیست، شکست نظام آموزشی است

بنابراین رتبه ۳۱ را باید در کنار مجموعه‌ای از مسائل دید: افت کیفیت مدارس دولتی، ضعف روش‌های تدریس، شکاف آموزشی، ضعف برنامه‌های روان‌شناختی و رفتاری، آسیب‌های اجتماعی، بی‌انگیزگی، کمبود مهارت‌آموزی و سیاسی‌شدن مدیریت.

در این صورت روشن می‌شود که مسئله فقط یک مدیر یا یک سال عملکرد نیست؛ حاصل سال‌ها انباشت خطا در رویکرد و مدیریت آموزشی است.

بویراحمد و دنا امروز به مدیرانی نیاز دارند که آموزش‌وپرورش را دوباره «  آموزشی  » کنند؛ مدیری که به جای جلسه‌سازی، کیفیت کلاس را ببیند؛ به جای گزارش‌سازی، دانش‌آموز را ببیند، به جای آمارسازی، افت تحصیلی را ببیند، به جای مناسبات سیاسی، شایستگی را ببیند و به جای حفظ وضع موجود، جرأت تغییر داشته باشد.

راه اصلاح نیز روشن است : ارزیابی واقعی کیفیت تدریس، آموزش حرفه‌ای مستمر معلمان، تقویت مشاوره و روان‌شناسی، شناسایی استعدادها، توسعه مهارت‌آموزی و پژوهش، سنجش انگیزه دانش‌آموزان، برنامه علمی برای پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی و استقلال مدیریت آموزشی از مناسبات سیاسی 

اینها تجملات مدیریتی نیستند، حداقل وظایف یک نظام آموزشی سالم‌اند

اگر امروز برای اصلاح آموزش‌وپرورش بویراحمد و دنا اقدام نکنیم، فردا باید برای آسیب‌هایی هزینه کنیم که ریشه آنها در همین مدرسه شکل گرفته است

مدرسه امروز، جامعه فرداست

اگر امروز دانش‌آموز را نشناسیم، فردا جامعه‌ای خواهیم داشت که با نسلی بی‌مهارت، بی‌انگیزه و آسیب‌پذیر مواجه است. اگر امروز معلم را به‌روز نکنیم، نسلی را با روش‌های قدیمی برای دنیای جدید تربیت خواهیم کرد. و اگر آموزش‌وپرورش را از بازی‌های سیاسی بیرون نکشیم، هزینه تصمیم‌هایی را خواهیم پرداخت که هیچ ارتباطی با آینده دانش‌آموز نداشته‌اند.

رتبه ۳۱ شاید آخرین هشدار نباشد؛ اما باید آخرین رتبه‌ای باشد که اجازه می‌دهیم آموزش‌وپرورش استان با آن کنار بیاید.

این بار نباید فقط مدیر عوض شود...

باید رویکرد فکری در ساختار مدیریتی و نگاه متفاوتی به نظام آموزش، عوض شود

نگاهی که آموزش‌وپرورش را نه سهم نماینده، نه حیاط خلوت سیاسی، نه کارخانه مدرک و نه صرفاً اداره‌ای برای اجرای بخشنامه‌ها، بلکه همان چیزی بداند که باید باشد:

خانه ساختن انسان و آینده یک استان

 

حکیم الهی



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 2 نظر

  • 1 زرین 1405/6/28 10:43:33

    علت بی‌سوادی جامعه ،همین معلم های بیسواد که با سهمیه کشور و آموزش و پرورش نابود کردند به نظر من باید رتبه های برتر کنکور جذب کنند (رتبه های بدون سهمیه )تا آموزش و پرورش بسازتد تا آموزش و پرورش درست نشود جامعه هم درست نمی شود

    پاسخ
  • 2 یزدگرد 1405/6/28 9:4:12

    درود افتو از روزی که اموزش و پرورش در زمان ... خاله خورزویی وابی دیگه انتظار رشد تحصیلی و امید به بهبود کیفیت اموزش را نباید داشت وارث هم ادامه راه ....

    پاسخ
یاداشت
گفتگو و گزارش