یاداشت
گفتگو و گزارش

این مرگ را نوشتن باید

دانم که فاریاب اندر پس عمری غوغای تفنگ، دامن گشوده تا مردی دوات به دست، خاک آن دیار را خوشبو کند.

این مرگ را نوشتن باید

افتونیوز - امراله نصرالهی

(اندر سوگ محمد انصاری، آن مرد مُرَکّب و نوا)

امروز که این غمنامه می نویسم تن بی تنپوش ات به مغاک خاک می رود، چونان نخست که آمده بودی. 

دانم که فاریاب اندر پس عمری غوغای تفنگ، دامن گشوده تا مردی دوات به دست، خاک آن دیار را خوشبو کند. آن بیشه های ترس خورده را به جوهر و دفتر رنگی دگر زند. و دانم که موردها بر این گواهی دهند. 

آن کُهِستان امروز به طرزی دگر خموشی خواهد گرفت. به نغمه ی حنجره ای که روزی قطار به دوشی چابک (کردی انصاری) به سنگ و کوه اش هیبت می داد، آرام خواهد گرفت. که مرد مرکب و نوا را پذیرای دگر باید و وظیفه ای دگر شاید. 

او دو مرد بود در خود. یکی خامه صفت و دانا و دگر چابکی رهرو که فرسخ به فرسخ آن چریک نهان در شکاف کمرها را می پیمود تا شاید بانگی از گلوی عمو برآید و به میراث برد برای آیندگان. و شد میراث دار آوازی غریب و چریکی غریب تر. 

خدای داند آن قله‌های غمگین در شفق های خونین به حزن آن نای در گلو خفته چه میزان گریسته اند.و «محمد انصاری» آینه داری کرد به نیکویی، آن دفتر دانایی و نغمه های خسروانی را.

 اگر فلک کژ رو تر از خط ترسایی او بود و زمانه ساز و برگ خویش را به جنگ او گماشت، مرد را اما زهره‌ای بود تمام. می سوخت و می ساخت این یک دو روزِ عمر را. نباخت هرگز خویش را به جیفه ی دنیایی. لیکن کام گرفت از او به شأن شایای خویش. 

امروز که دامن از این دنیا در می‌چیند او را می‌بینم با بیتی از شاهنامه که زمزمه می کند چونان ذکر مسلمانی به دعای ممدوحی یکتا.

به رفتن مگر بهتر آیَدْتّ جای

چو آرام گیری به دیگر سرای

محمد عزیز؛آرام گیر به دیگر سرای.

امراله نصرالهی

(کانال تلگرامی ویسپرد)

(فایل صوتی آواز مرحوم ملامحمد انصاری را در زیر بشنویید)



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 0 نظر

شما اولین نظر دهنده باشید!

یاداشت
گفتگو و گزارش