سانچی و دل شکسته‌ی ایران و ایرانی...

سانچی و دل شکسته‌ی ایران و ایرانی...

سانچی ! به ما حق بده از تو بپرسیم که این اتفاق ناشی از تقدیر بوده است یا تدبیر یا غیر از این دو..

آنچه در ادامه منتشر می شود ، مطلب ارسالی به افتونیوز است که به مناسبت  حادثه ناگوار غرق شدن کشتی نفت کش سانچی منتشر می شود .

سانچی با این قلم لنگ وسوگوار،دل شکسته ی ایران وایرانی را برایت می نویسم

سانچی ! عجیب و غریب نیست اگر به عنوان یک ایرانی  باهزاران مایل فاصله ،تورا برای حرف زدن ودرددل انتخاب کرده ام...

تو نیز زخم دیده ای و سالها باهموطنانم انیس و همراز و همساز بوده ای....

سانچی!

سوال ها ، غم ها و آرزوها به شکلی عجیب در هم تنیده اند.به ما بگو: درآن برزخ غربت و تنهایی ، بر عزیزانمان چه گذشت؟؟؟ ایران ما هنوز بهت زده است...پس لرزه های این درد ویرانگر، زندگی را برسرمان آوار کرده است...

سانچی ! به ما حق بده از تو بپرسیم که این اتفاق ناشی از تقدیر بوده است یا تدبیر یا غیر از این دو...

سانچی ! پا بر جعبه ی سیاه تکراری بگذار و منصفانه از پس این روزهای عزا و فراق ، سربلند کن و شفاف به ما بگو : آن شب شوم وحشت زا درآن غربت بر عزیزانمان چه گذشت؟؟؟

از عمق غربت غریبانه ی دریادلان وطنم بگو...

به ما بگو در حزن انگیزترین شب تاریخی دریا چه اتفاق تلخی  رخ داد؟

هموطنانم کدام راه سخت را بدون وقت برگزیدند؟ چند خط داغ از این غم سترگ وداع را برایمان بسرای...

سانچی ! اراده ی دریادلان سرزمین ما را روایت کن که به آتش گدازان آهن و فولاد تنه می زدند

دلم پراز غم است ، قلمم لنگ و گریان است ، واژه ها به مشقت برگرده ی صفحه جای می گیرند.

زخم هایمان بی حد و مرز شده اند...گلویمان پراز کلمات دردمندو گدازان است...هنوزکودکی پرغصه  درانتظاربرگشت دوباره ی پدر، برآن است تا با مداد آرزوهایش تصویر آتش ودریا را برای همیشه خط خطی و محو کند و خودرا به آغوش گرم پدرو اسباب بازی های کره ای و چینی اش  بسپارد...

چه انتظار گنگ و مبهم و پردردی!!!

چه انتظار طویل و کشنده ای !!!

سانچی ! دردریا کنارگوش شهیدان حقیقی وطنم  زمزمه کن و بگو که روزهامان کش آمده است وآسمان وزمین برسرمان سنگینی می کنند، دلهامان برایتان لک زده است ،،، بگو که دلمان شنیدن آخرین کلام و پیامتان را آرزو و طلب  می کند...

بگو که اگر برگردید ورم زخم اقتصاد کشورمان بهبود می یابد...

سانچی ! ای خلوت گزیده در دریا با کدامین مایل و موج و نسیم می شود با عزیزانمان ارتباط برقرار کرد؟؟؟

از که بپرسیم آدرسشان و  آمدنشان را ؟

آیا می ایند یا برای همیشه نذر ماندن کرده اند؟

سانچی ! قلمم لنگ و پریشان  است ، دل پر غصه ی ایران و ایرانی را برایت می نویسم...

تاب بیاور و کمی بیشتر  برروی آب بمان و مگذارکه انتظارمان در گلو یخ بزند و خشک گردد و بمیرد...

سانچی ! تو می دانی  فواره های زخم این داغ ، قلب سرزمینم  ایران را سوزانیده است... ؟؟؟

سانچی ! ما میان جدال و تضاد آب و آتش مرددمانده ایم ،حوض حوصله مان سرریز گشته است، سنگین ترین غم های اصیل ایرانی دربی طاقت ترین دلها درجوش و غلیان است، باران اشک تمام خیابان های بی حوصله و دلتنگ کشورم را فرا گرفته است ...

سانچی !  دیروز که غرق شدی، آخرین سبوی امیدو انتظارمان ترک برداشت...کوزه ی بغضهامان شکست. آسمان ایران گریست ،تمام مادران، شعر اشک و فریاد را  سردادند،دوباره زخم سر پل ذهاب و ثلاث باباجانی دهان باز کرد و ورم نمود و پرسوزترین کتاب جدایی ( سوختن درآب ) انهم در غربت سخت برای جهان نگاشته شد.‌‌..

سانچی ! دوباره تمام شهرها و مردم  ایران با بغض شکسته و جانگداز صدایت می زنند : طاقت بیاور و  بر روی آب بمان و به ما بگو که آیا فرزندان عزیز ایران نذر ماندن کرده اند یا به وطن برمی گردند...

ایران امروز ، عجیب دلتنگی بانزاکتی دارد برای ورق زدن سفرنامه ی ماندگار دریایی دریانوردان خویش...

سانچی ! هیچ احساسی و نگاهی نمی تواند کارکلمات را انجام دهد. اما کلمات دراینجا ؛ یعنی( ایران) بغض کرده اند و بهت زده اند...و دردمندانه سکوت کرده اند و باکسی حرف نمی زنند....

سانچی !

تو نیک می دانی که هموطنانم برای فربه کردن و بهبود اقتصاد کشور خویش ، دل به دریا زدند واز خانواده و زن و فرزند دل کندند...تا اینکه دریا و آتش ، سنگدلانه و بی رحمانه درآن غربت تلخ راه را از دوطرف برآنان سد کردند...

آری ! وقتی برای فرار از آتش به اژدها ی دریا پناه بردی و غرق شدی  ، ایران و ایرانی درتمام جهان خون گریستند و فهمیدیم

که گریه مخصوص کودکان نیست‌‌‌‌...

آه و دریغا ! که نمی توان تقدیر را متهم کرد و نمی توان تدبیر را بی اطلاع از حقیقت این اتفاق جانگداز  شاکی بود.‌‌...

درود بر روان پاک و افق نگاه ایران دوستانه ی خدمه ی کشتی  سانچی که در سایه روشن عبورخویش ،خطی ممتد ازآگاهی را برای ایران و ایرانی رقم زدند.....

آن آزاده های آزاد اندیشی که دریا را به امید ترمیم پل های اقتصاد کشور خویش پیش رفتند وبه آتش آهن و فولاد تنه می زدند....

روحشان شاد و یادشان گرامی باد

کلمات کلیدی



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 19 نظر

  • 1 سامر محبت پور 1396/10/28 0:35:16

    پاینده باشید و مانا استاد دولتخواه عزیز

    پاسخ
  • 2 ناشناس 1396/10/27 0:27:22

    عرض سلام خدمت دوست عزیزوادیبم جناب دکتر عبدالرزاق امیری .یاد ان روزهای خوب دانشگاه به خیر ...ازنزدیکترین جاده ی فضای مجازی به سرزمین چین سلامم را بپذیر ...دولتخواه سیدابوتراب

    پاسخ
  • 3 سیده صدیقه کشاورز 1396/10/26 20:15:0

    سلام و درود خدمت جناب اقای دکتر دولتخواه که همانند مروارید درون صدف ، گوهر گرانبهای ادبیات استان هستند و همچنان گذشته میدرخشند حادثه سانچی دل تمام مادران ایران رو سوخت خداوند روحشان رو قرین رحمت خویش قرار دهد...

    پاسخ
  • 4 ناشناس 1396/10/26 18:29:58

    امیری هستم. از شهر گوانجو، چین

    پاسخ
  • 5 ناشناس 1396/10/26 17:29:21

    درود بر دوست عزیز و ادیب و هم‌کلاسی‌ دانشگاهی‌ام. بسیار عالی. قلمت روان و روان سانچی‌ها شاد باد.

    پاسخ
  • 6 وحید افشین 1396/10/26 13:44:11

    مثل همیشه عالی بود دکتر عزیر.امیدوارم همون لحظه ی اول این اتفاق تلخ,همه ی پرسنل کشتی از بین رفته باشند و زجر انتظار مرگ و پرسوزترین کتاب جدائی رو نچشیده باشند.خوشحال و سپاسگذارم که تو این شرایط کنونی که حتی از مرگ این افراد استفاده ی تبلیغاتی,جناحی و .... میشه,شما و امثال شمابا قلم خوبتون,خالصانه یاد این عزیزان رو گرامی داشتید.

    پاسخ
  • 7 س-د 1396/10/26 12:56:59

    سلام و درود فراوان بر شما جناب آقای دولتخواه. سپاسگزاریم ازشما که قلم احساست دوباره مرهمی شد بر زخم های عمیقی که بر تن ایران و ایرانی حک شده. سانچی واقعه ی دلخراشی بود که دل همه ایران رااندوهگین کرد. و این بار قلم سوگوارشمابزرگوار، که به سختی بر گرده ی صفحه جولان داده شد، اشک های ما را جاری و قلب ما را آتش زد، ووجودما درمیان این اشک و آتش سوخت. وکشتی سوخته ی وجودمان را غرق دریا کرد بی رحمانه ترین پارادوکس دنیا را رقم زد. روحشان شاد.

    پاسخ
  • 8 توکلی .کرج 1396/10/26 12:7:32

    استاددولتخواه درود.کاش سانچی لب می گشودوجواب می داد.روحشان شاد

    پاسخ
  • 9 صفایی 1396/10/26 7:54:7

    زیباست و معنادار دوست عزیز و فرهیخته جناب آقای دولت خواه ان شا الله خداوند منان این عزیزان را قرین رحمتش قرار دهد و به بازماندگان صبر عطا فرماید

    پاسخ
  • 10 شاهرخ بهادران 1396/10/26 1:31:1

    درود ميفرستم خدمت دكتر گرانقدر جناب اقاي دولتخواه و احسنت بر اين حس همدرديتون،روح هموطنان حادثه سانچي شاد خدا به خونوادهاشون صبر بده

    پاسخ
  • 11 شاهرخ بهادران 1396/10/26 1:29:34

    افرين به جناب اقاي دكتر دولتخواه و قلمتون احسنت بر اين حس همدرديتون،روح عزيزان حادثه سانچي شاد خدا به خونوادهاشون و ملت ايران عزيز صبر بده

    پاسخ
  • 12 ناشناس 1396/10/26 0:52:12

    شاگرد استادعزیز جناب دکتر کارگر بوده و خواهم بود....افتخارمی کنم

    پاسخ
  • 13 ناشناس 1396/10/25 23:56:44

    باسلام خدمت برادر دوست داشتنی( سید ابوتراب خوش بیان ) پژوهش

    پاسخ
  • 14 ف .ا 1396/10/25 23:37:46

    جناب دولتخواه همیشه سبز درد نامه سرشار از حس همدردیت زلال اشک غم را از چشمهای ما جاری ساخت

    پاسخ
  • 15 ف .ا 1396/10/25 23:34:42

    جناب دولتخواه عزیز زما تورا سپاس درد نامه سرشاراز حس همدردیت زلال اشک غم را از دیدگانمان جاری ساخت

    پاسخ
  • 16 سید باقر کارگر 1396/10/25 22:51:24

    درود بر استاد سید ابوتراب دولتخواه جناب استاد زیبا نگاشتید و در قوالب صنایع زیبای ادبی ، به زیبایی هر چه تمام تر آلام دل ایرانیان را تسکین دادید و تقدیر و تدبیر و تکلیف و تقصیر را همه جا در این حادثه ی دلخراش سهیم به واقع سهیم دانستید که چنین هم بود . امید است این عزیزان در بهشت برین الهی راضیهً مرضیهً آرمیده شوند.

    پاسخ
  • 17 خشنودی 1396/10/25 22:47:8

    احسن اسناد سخن متن غم انگیز خوبی بیان شد خدارحمت کند سرنشینان سانچی وصبربه بازماندگان عنایت فرماید

    پاسخ
  • 18 دانشی 1396/10/25 22:33:2

    آفرین به آقای دولتخواه عزیز آفرین به این فلم و ادبیات آرزوی موفقیت دارم

    پاسخ
  • 19 موسی فریور 1396/10/25 22:17:54

    به سان نوشته های مالوف: "عااااالی "

    پاسخ
سایر اخبار
برگزدیدها