-
به بهانه روز جهانی آگاهی از اتیسم
لیلا حسینی -
اهمیت کتاب و کتابخوانی
سیدکاظم فاضل -
همبستگی ملی اکسیر نجات بخش، حیات آفرین و تجربه موفق ایران زمین
سید علی حمیدهکیش -
مردم تغییر می خواستند، نه معامله !
محمود منطقیان -
سیری در سروده های حسن دمساز
سیدکاظم فاضل -
روایت های شیرین تا تلخ نماینده محترم مردم شریف گچساران و باشت جناب حاج غلامرضا تاج گردون با اصلاحاتی ها در پانزده سال گذشته!
سید سعادت حسینپور -
روایت های شیرین تا تلخ نماینده محترم مردم شریف گچساران و باشت جناب حاج غلامرضا تاج گردون با اصلاحاتی ها در پانزده سال گذشته!
سید سعادت حسینپور -
روپوش آبی قدیمی
علی ضامنی پور -
هشت مارس و جامعه مردسالار ایران
یادداشت مخاطبان -
جهانبانو؛ گوهری نایاب که فروغ امید را در دلها میافروخت
سهیلا نیکاقبالی
تو «واو» منی من «گاف»توام (بخش دوم)

برای خواندن بخش اول این مطلب که پیشتر منتشر شده بود کلیک کنید
سكانس ٥ - روز - داخلي - اتاق كار كارشناس سازمان تقسيمات كشوري
( زير سيگاري كه حدود شش ته سيگار برگ در آن تقريبا تمام آنراپر كرده ديده مي شود كه ته سيگار ديگري در آن خاموش مي شود . صداي پيرمردي با لهجه ي تركي غليظ قجري شنيده مي شود)
پيرمرد ميرزا بنويس : ( با لهجه ي تركي غليظ) خاب ، اينيم آز هار چه كي لازيم بود و جَنابي عاليجَناب شاهگلي جهفري آمر فارمودند آنجام شد ، فگط بيفرماييند ايسم اين اوستاني جهديد را چي بوگذاريم ؟!
شاهقلي : ( از ارتشبد آريانا كه همراهش بوده مي پرسد ) جناب ارتشبد اسم محلي منطقه چي بود ؟ شاهنشاه گفته بود بمن فراموش كردم !
ارتشبد آريانا : بله قربان ، اونجا دو منطقه گرمسير و سردسير دارن عشاير ، گرمسير رو كهگلو ميگن و سردسير رو بيراحمد .
شاهقلي : چه خوب ! پس دوتا اسمو با هم ميزاريم . بنويس ميرزا .
ارتشبد آريانا: قربان استان جديد با دو اسم ؟
شاهقلي : دو اسم اما يه سرزمين !
آريانا : قربان اين چه كاريه ؟ اونا مردم واحد و سلحشوري هستند و از تبار آريايي ، اصلا اسم آريانا چطوره ؟
شاهقلي : جناب ارتشبد ، شما همينطور فكر مي كنيد كه اينهمه سال نتونستيد بر اونا پيروز بشيد !
آريانا : جسارتا پس اسم خودتون رو بگذاريد تا پيروزي به نام شما ثبت بشه .
شاهقلي : نخير جناب ارتشبد ، دوتا اسم ميزاريم كه پيروزي براي هميشه به كاممون باشه . يعني ديگه دشمني با ما نداشته باشن !
آريانا: جسارته قربان ، ميشه توضيح بديد اينهمه خون و كينه و فريبكاري رو چطور به دشمن نداشتن تبديل مي كنيد با دوتا اسم ؟
شاهقلي : سؤال بجايي بود جناب ارتشبد، ( صداي خر و پف ميرزا بنويس بلند مي شود ، او را ميبينيم كه خواب است ، شاهقلي آرامتر حرف ميزند ، اما ميشنويم) تا اونا خوابن يه دشمن براشون ميتراشيم ، اونم از خودشون ، از خواب كه بيدار شدن يه دشمن بغل دستشون ميبينن ، يه اسم ديگه كه كنار اسم اونا كه روي سرزمينشون اومده . شير فهم شد جناب قربان ؟!
آريانا: عجبا ! پس حكمت دو اسم روي يه خاك و يه مردم اينه ! الحق كه ...
شاهقلي : الحق كه شما به استعمار پير بگيد روباه پير ! مهم پيروزي بدون جنگ و خونريزيه و البته با تكنيك تفرقه بنداز و ...
( بخاطر تن بلند صداي كلمه ي آخر شاهقلي ميرزا بنويس از خواب ميپرد )
ميرزابنويس : چي چي اوفتاد ؟ كوزا اوفتاد ؟ شيكست ؟؟
آگا جان ايسم چي شد ؟؟!
شاهقلي : جناب ارتشبد بفرماييد اسم استان جديد را خواهش مي كنم .
ارتشبد آريانا: خواهش ميكنم ، البته كه برازنده است اسم استان جديد ايراني از زبان يك ايراني جاري و ثبت شود ، ممنون جناب شاهقلي ، مرقوم بفرماييد جناب ميرزا، كهگلو بيراحمد .
( شاهقلي كه خيالش راحت شده سيگار برگش را روشن مي كند و به مبل لم ميدهد، اما حواسش به ماجراست )
ميرزا بنويس : آگا جان آهيسته و دانه دانه بيفرماييد تا من ثبت كنم گربانت گردم . اول چي بُد ؟
آريانا : كهگلو
ميرزا: كهجي چي ؟
آريانا: آقاجان كوه ... كوه ( با دستش حالت قله كوه را ايجاد مي كند كه ميرزا متوجه شود ) كوه گلو .
ميرزا : آها فهميديم ، كوه جيلو ؟
آريانا : جيلو نه جناب ميرزا، جيلو معربه ، گلو بنويس شما!
شاهقلي: سخت نگير جناب ارتشبد ، ميرزا جان شما هر طور ميتوني بنويس ، فقط ج نه ، گاف !
ميرزا : خيله خب آگا جان ، من فاهميديم ،
كه گيلو يع !
آريانا: باشه آقا جان ، عيب نداره ، فقط چسبيده بهم بنويس .
ميرزا : ( بهم ميچسباند و نشان ميدهد )
كهگيلويه . ايني آگا جان ديگه . خب بيفرما بعديش چيم دي ؟؟!
آريانا: ( چك مي كند و رضايت مي دهد)
درسته ، بنويس بيراحمد بعدش .
ميرزا : چي چي احمد ؟؟
آريانا: بير ... بيراحمد ؟!
ميرزا : بويور ؟ فهميديم آ جان ، بويور توركي خوديمونه جناب ، بويور احمد ، دوروستي ؟؟!
آريانا: نه قربانت گردم جناب ميرزا ، ترك نيستن اون مردم ! بيراحمد .
شاهقلي : ( باز دخالت مي كند ) خيلي سخت ميگيري جناب ارتشبد ، تازه كار راحت الحلقوم و خدا رسونده رو !
جناب ميرزا همون كه خودت ميگي ، فقط تركيش رو كم كن . بويور نه بوير بنويس شما .
ميرزا : آگا جان شما بيفرما آوال مشچل خودي تون رو حل بهكنيد ، بادان بيفرماييد من بينويسم . بيفرما
آريانا: بنويس آقا جان ، اصن هرطور خودت راحتي
( ميرزا بعد از كلي رعايت مناسبات و اجراي مناسك مخصوص و با تمانينه مكتوب مي كند " كهگيلويه بويراحمد " و آقايان را براي چك نهايي فرا ميخواند . ارتشبد و شاهقلي بالآي ميز و دفتر دستك ميرزا مي آيند ، به إملاي نوشته شده نگاه مي اندازند و سپس بهم نگاه مي اندازند)
آريانا: بله قربان . بنظرم خوبه . يعني با فكر بكر شما كاملا تطابق داره .
شاهقلي : اما نه كامل ، گرچه بخاطر حسن حضور جناب ميرزا خيلي بهتر از اونكه مي بايد شد ولي هنوز چيزي كم داره ؟!،
آريانا: ( متعجبانه در حالي كه مجدداً با دقت چك مي كند ) چيزي كم داره ؟ اتفاقاً چيزايي هم كه لهجه ي جناب ميرزا به آن اضافه كرده هم اضافه دارش كرده جناب مشاور اعظم اعليحضرت !
شاهقلي: اون اضافات افاضات جناب ميرزا كه حسن ماجراست ، البته براي اهداف عاليه ي ما و دشمن زدايي ها !
متوجه كه هستيد جناب سرلشكر !
آريانا: پس كسري چيه ؟
شاهقلي : احسن بر آدم باهوش و سوال بجا. مرز ديوار نمي خواد قربان ؟
ديوار مرز بين دو طرف ؟ بين دو تا اسم ؟
يه " واو " خوشگل جناب ميرزا اون وسط اضافه كنه كار من تضميني ميشه . البته يه "واو" خوش تيپ ، فارسي ، اطو كشيده اصن در سطح واو آبودان !
بنويس جناب ميرزا ، "كهگيلويه و بويراحمد" نه كم ، نه زياد . مباركه !
( ميرزا مشغول نوشتن دفتر بزرگ و در چندين نسخه مشغول مي شود ، شاهقلي سيگار برگي براي آريانا و يكي براي خودش روشن مي كند و هر دو مشغول دود كردن ميشوند)
شاهقلي : ميدوني چيه جناب ارتشبد، كارخونه اي كه كار مي كنه دود از دودكشش ، از كله اش بلند ميشه . كله ي كدو كه خاصيت نداره ( پك عميقي به سيگار ميزند) بكش جناب ارتشبد ، كارخونه ي كله ات رو بكار بنداز ( و دود از دهانش به هوا ميفرستد ، درست مثل دودكش كارخونه و با سرخوشي ادامه ميدهد) جناب ارتشبد، مرز نياز به ديوار و سيم خاردار نداره ! وقتي يه "واو" كاري تر و غير قابل نفوذتر از هزار متر ديوار فاصله ايجاد مي كنه ، چرا كه نه ؟ حالا تاريخ چه ها ثبت كنه از همين "واو" ناقابل! چه مدعي ها كه پيدا كنه و چه مظلوم نمايي ها كه راه نندازه . كاش باشيم و حالشو ببريم جناب ارتشبد!
آريانا: آقا اونا مردم فهيمي هستن . باهوش تر از اين حرفان . اينقد ديگه گاف نميدن !
شاهقلي: گفتي گاف ، ايول . اينم ايده ي فاز سوم عمليات . حالا يه اسم جديد باس پيدا كنيم كه بعداً با همون اي گاف بدن ، عاي گاف بدن ، اصن علم و كتل راه بندازن كه همون "گاف" رو بزارن جاي اين "واو" و عاي بهم بپيچن و عاي ما راحت به كاراي مهمترمون برسيم و عاي اونا مشغول گاف دادن باشن ! فقط شانس بياريم يكي پيدا بشه مثل خودمون كه "واو" سواري بدونه ، يني سوار واو شدن بلد باشه ديگه در سطح اينتلجنت سرويس ميشه تضمين كرد ماجرا رو ....
( ميرزا بنويس كه در اين فاصله كارش را تمام كرده حضرات را براي امضاي اسناد دعوت مي كند ، ايشان با تعارفات معمول و درباري ابتدا تعارف و سپس امضا مي نمايند و از درب اتاق خارج مي شوند . در راهروي بلند پيش رويشان كه خلوت است و مشخص است خارج از وقت اداري است ، شاهقلي سرخوش از اين اتفاقات آواز مي خواند و در عمق راهرو ميروند تا محو مي شوند ، از دور صداي شاهقلي روي تصوير شنيده مي شود)
شاهقلي : تو. واو. مني من گاف توام ، گافم ندهي من واو توام ، من واو توام ، تو گاف مني !!!
پایان بخش دوم. ادامه دارد...
نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.
- 1 اسکان بیش از ۱۲ هزار نفر در ستادهای اسکان آموزش و پرورش کهگیلویه و بویراحمد
- 2 مرحله دوم طرح کالابرگ الکترونیکی در کهگیلویه و بویراحمد آغاز شد
- 3 انفجار یک منزل مسکونی در یاسوج
- 4 توزیع گوشت قربانی با عنوان میهمانی مادر در گچساران
- 5 تاکید جدی استاندار بر حمایت از متقاضییان سرمایه گذار در بخش کشاورزی
- 6 میزان مصرف گاز در کهگیلویه وبویراحمد رو به افزایش است
- 7 رئیس دانشگاه علوم پزشکی یاسوج: شایعترین نوع سرطان در استان سرطان سینه است
- 8 کتاب تصویری «پلنگ ایرانی در دنا» رونمایی شد
-
بودجه شهرداری یاسوج در ۱۴۰۴ به ۳ هزار میلیارد تومان می رسد
-
سرپرست دفتر ریاست، روابط عمومی و امور بین الملل دانشگاه یاسوج منصوب شد
-
فریدون داوری شعر لری را متحول کرد
-
انتقاد امام جمعه موقت قلعهرئیسی از هلال احمر و میراث فرهنگی
-
تا دیر نشده، از دختران هندبال ایران و ملی پوشان زن هندبالیست هم استانی حمایت کنیم/+جزئیات
-
ماجرای قطع درختان در «میرغضب» بویراحمد چه بود؟
-
تصاویر خیال انگیز و زیبا از «کوهگل» دنا
-
محکومیت ۸۲۱ پرونده تخلف حوزه بهداشت، دارو و درمان در کهگیلویه و بویراحمد
-
اختصاص ۶۰ میلیارد تومان برای ورزشگاه ۱۵ هزار نفری یاسوج
-
جشن نوروزگاه در یاسوج برگزار شد(+تصاویر)
نظرات ارسالی 0 نظر
شما اولین نظر دهنده باشید!