-
اهمیت کتاب و کتابخوانی
سیدکاظم فاضل -
همبستگی ملی اکسیر نجات بخش، حیات آفرین و تجربه موفق ایران زمین
سید علی حمیدهکیش -
مردم تغییر می خواستند، نه معامله !
محمود منطقیان -
سیری در سروده های حسن دمساز
سیدکاظم فاضل -
روایت های شیرین تا تلخ نماینده محترم مردم شریف گچساران و باشت جناب حاج غلامرضا تاج گردون با اصلاحاتی ها در پانزده سال گذشته!
سید سعادت حسینپور -
روایت های شیرین تا تلخ نماینده محترم مردم شریف گچساران و باشت جناب حاج غلامرضا تاج گردون با اصلاحاتی ها در پانزده سال گذشته!
سید سعادت حسینپور -
روپوش آبی قدیمی
علی ضامنی پور -
هشت مارس و جامعه مردسالار ایران
یادداشت مخاطبان -
جهانبانو؛ گوهری نایاب که فروغ امید را در دلها میافروخت
سهیلا نیکاقبالی -
کاش "ظریفی" در کهگیلویه و بویراحمد پیدا شود!
یادداشت مخاطبان
- جامعه و فرهنگ
- 0
- شنبه , 30 فروردین 1399 -PM -11:54
ضرورت انقلاب در آموزش و پرورش

ضرورت انقلاب در آموزش و پرورش
( هیچ گنجی نیست از فرهنگ به )
فرهنگ و اقتصاد، دو مقولهی مرتبط با همند. فرهنگ، اقتصاد را میآفریند و اقتصاد، فرهنگ را تولید میکند.
در گذشتهای نه چندان دور کسی که از لحاظ اقتصادی در پایینترین سطح قرار داشت، فرزندش را به مدرسه نمیفرستاد؛ چون توان مالی نداشت.
وقتی که آن فرزند بیسواد بزرگ میشد، کودک خود را به مدرسه نمیفرستاد، چون نمیدانست. این نمونهی عینی است که نشان میدهد فقر فرهنگی به فقر اقتصادی دامن میزند و فقر اقتصادی، فقر فرهنگی را تولید میکند.
از آنجایی که اقتصاد علم است، زیرمجموعهی فرهنگ است و در عین حال قادر است که بر مادر خود، یعنی فرهنگ تاثیر بگذارد.
فرهنگ، بنمایه، اساس و اصل کنشهای فردی، جمعی، اجتماع، سیاست، اقتصاد و... است.
از همین روی بسیاری از رفتارهای ما، هم ریشه و بنمایهی فرهنگی و اقتصادی دارد و هم آثار فرهنگی و اقتصادی از خود برجای میگذارد.
وقتی فساد زیاد میشود، هم ریشهی فرهنگی و هم آثار فرهنگی دارد؛ وقتی هر کسی که از توان مالی برخوردار است، با افتخار اعلام میکند که کالای ایرانی نمیخرد و در همان زمان به دولت ناسزا میگوید که چرا کارخانهها تعطیل شده است و بچههای مردم بیکار هستند و شغل و درآمدی ندارند! این ریشهی فرهنگی و آثار وخیم اقتصادی و فرهنگی دارد.
وقتی در ایام تعطیلات مردم به تفریح میروند و پنجه بر روی طبیعت میکشند و ویرانهای از خود برجای میگذارند! وقتی جان انسانها در بیمارستانها همانند کرامت انسانها در ادارات بیارزشترین کالا میشود! وقتی آمار جرم، کلاهبرداری، نزاع، اعتیاد، طلاق، خودکشی و.... زیاد میشود! وقتی که مدرک تحصیلی، معرف شایستگی افراد نیست. وقتی که کسانی با روشهای رابطهای و رانتی و انواع شگردها " نخوانده ملا" میشوند!
وقتی که جادههای ما و رانندگی ما بیشترین مرگ و میر را در کرهی زمین دارد و هرچه مسئولان امر، هشدار میدهند و نهادهای مختلف از طریق سخنرانی، پلاکارد، خبررسانی، ساخت کارتون، انیمیشن سعی در اصلاح این فرهنگ میکنند؛ اما بیفایده است و با التماس و موعظه و طنز و... سعی میکنند تا مخاطبان را به شیوهی صحیح رهنمون سازند! وقتی جمعیت یارانهبگیران، از کل جمعیت کشور بیشتر میشود! و هزار مسالهی ریز و درشت دیگری که در این مقال نمیگنجد، هم ریشهی فرهنگی و اقتصادی و هم تبعات فرهنگی و اقتصادی دارد.
رواج و تداوم چنین رفتارهایی در سرزمینی که دارای فرهنگی غنی در درازنای تاریخ است، باید گروههای مرجع جامعه را به فکر چاره و اندیشه برانگیزد.
کار فرهنگی و اقتصادی در کوتاهمدت نتیجهبخش نیست؛ ولی این را نباید بهانهای کرد و از تلاش و کوشش بازماند و در مسیر بادهای ناموافق و مسموم نشست.
همچنانکه فرهنگ بر همه چیز تاثیر میگذارد، هزاران عامل دیگری بر فرهنگ یک ملت تاثیرگذار است.
از این میان باید از خانواده و نظام آموزشی به عنوان دو عامل مهم و تاثیرگذار بر فرهنگ و رفتار یک ملت یاد کرد.
شوربختانه بسیاری از خانوادههای ما به درستی آموزش نیافته و ناهنجاریهای نسلهای گذشته را باز تولید کردهاند و به نسلهای بعدی منتقل کردهاند! خانوادهها نیازمند آموزشهای مفید در همهی حوزهها هستند.
در حال حاضر این آموزش بر عهدهی هیچ نهادی نیست! نظام آموزشی کشور، دومین عامل اثرگذار بر فرهنگ جامعه است که غمگنانه هنوز ضعفهای بسیاری دارد! این سخن نیازی به اثبات نداد.
همهی رفتارها و اتفاقاتی که در آغاز این یاداشت نام برده شد و همهی آنچه گفته نشده و همهی آنچه هر روز به چشم میبینیم، یک سر آن در نظام آموزش و پرورش است و ریشهی آن به نظام آموزش و پرورش برمیگرد.
اصلاحات در آموزش و پرورش به ۶ کلاسه کردن دورهی ابتدایی و تغییراتی از این قبیل نیست؛ بلکه نظام آموزشی ما نیازمند اصلاح اساسی و بنیادی - با اتکا به همهی تجربههای جهانی- است.
افت تحصیلی در مقاطع مختلف همچنان یکی از مشکلات جدی و مصائب این سازمان است.
روشهای آموزشی و محتوای کتابهای درسی، با انتقادهای جدی کارشناسان مواجه است.
رواج بزهکاری و حتی اعتیاد در میان دانشآموزان یکی دیگر از مشکلات جدی بزرگترین نهاد زیربنایی و آموزشی کشور است.
وضع سواد فارِغالتحصیلان مدارس فعلی را در نظر بگیرید! هنوز هم وقتی میخواهیم مثال بزنیم، میگوییم فلانی " شش قدیم" دارد! این به منزلهی آن است که با وجود همه پیشرفتها و تکنولوژی جدید آموزشی، "شش قدیم" بر "دوازده جدید" برتر است!
به مطالب تابلوها و بیلبوردها دقت کنید- مطالبی از قبیل: " بهداشت فردی را رعایت کنید"، " در مکان های عمومی سیگار نکشید"، "در اتوبوس، تاکسی، و.... بلند صحبت نکنید و بلند نخندید" و.... آیا این نکات پیش پا افتاده را باید در خیابان به دیگران بیاموزیم؟! یا این مطالب را باید در خانه و مدرسه آموخت؟ اینجا فرصت تشریح و برشمردن مشکلات و تنگناهای بیشمار نظام آموزشی نیست. همین که اشاراتی باشد کافی است. -چرا که آن کس است اهل بشارت که اشارت داند و در خانه اگر کس است یک حرف بس است- و گرنه باید در یک نظام آموزشی مبتنی بر اصالت و ارزش بیبدیل "سرمایهی انسانی"، معلمها و آموزگاران باید با وسواسیترین شیوهی ممکن برگزیده و انگیزهیابی شوند. چرا که "مداد العلماء افضل من دماء شهداء".
پایینبودن سطح سواد در جوامع، از دلایل اصلی توسعه نیافتگی محسوب میشود؛ از سوی دیگر، رشد فکری- فرهنگی جوامع، از جملۀ شاخصههای بنیادین توسعه یافتگی است.
جامعهشناسان معتقد هستند که اگر فرهنگ یک جامعه به پویایی و پختگی لازم و شایسته نرسیده باشد، پیشرفت، انکشاف و توسعۀ اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و … آن جامعه میسر نخواهد بود.
در حقیقت اگر آموزش و پرورش بخواهد تحول سازماندهی جدی را آغاز کند، باید روشهایی را برگزیند که باهوشترین، با دانشترین، دلسوزترین و متعهدترین و سالمترین افراد جامعه را برای معلمی و آموزگاری برگزیند و آنها را تحت تعلیمات منظم و مدرن قرار دهد و مرتب دورههای بازآموزی و بازاندیشی برگزارکند.
آنگاه مهمترین و بزرگترین سرمایههای کشور را به دست آنان بسپارد و صدالبته باید به این مهم اشاره کرد که از لحاظ معیشتی باید در بالاترین سطح رفاهی قرار داشته باشند تا همّ آنان فقط مسألهی آموزش و پرورش باشد نه اینکه توان ذهنی و جسمی خویش را برای رفع نیازهای معیشتی خود در شغل دوم هزینه کنند.
متولیان امر باید بدانند که اگر صدها ساعت در مدح و منقبت و جایگاه معلم سخن بگویند و آنگاه دستمزدشان کمتر از پول توجیبی یک طفل غربی باشد، آب در هاون کوبیدن است.
در مورد اقتصاد اینک مجال سخن نیست. هرچند اقتصاد علاوه بر کار زیربنایی؛ به دلیل ارتباط آنی با آب و نان مردم، نیازمند اقدامات فوری و ضربتی و روبنایی است که باید انجام بشود؛ اما باید بپذیریم که اگر فرهنگ اصلاح شود، اقتصاد اصلاح میشود.
ز دانا بپرسید پس دادگر
که «فرهنگ» بهتر بود یا گهر؟
چنین داد پاسخ بدو رهنمون
که «فرهنگ» باشد ز گوهر فزون
که فرهنگ آرایش جان بود
ز گوهر سخن گفتن آسان بود
گهر بی هنر زار و خوار است و سست
به فرهنگ باشد روان تندرست
در دانش از گنج نامی تر است
همان نزد دانا گرامی تر است
سخن ماند از ما همی یادگار
تو با گنج دانش برابر مدار
《فردوسی》
نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.
- 1 اسکان بیش از ۱۲ هزار نفر در ستادهای اسکان آموزش و پرورش کهگیلویه و بویراحمد
- 2 مرحله دوم طرح کالابرگ الکترونیکی در کهگیلویه و بویراحمد آغاز شد
- 3 انفجار یک منزل مسکونی در یاسوج
- 4 توزیع گوشت قربانی با عنوان میهمانی مادر در گچساران
- 5 تاکید جدی استاندار بر حمایت از متقاضییان سرمایه گذار در بخش کشاورزی
- 6 میزان مصرف گاز در کهگیلویه وبویراحمد رو به افزایش است
- 7 رئیس دانشگاه علوم پزشکی یاسوج: شایعترین نوع سرطان در استان سرطان سینه است
- 8 کتاب تصویری «پلنگ ایرانی در دنا» رونمایی شد
-
ماجرای قطع درختان در «میرغضب» بویراحمد چه بود؟
-
تصاویر خیال انگیز و زیبا از «کوهگل» دنا
-
محکومیت ۸۲۱ پرونده تخلف حوزه بهداشت، دارو و درمان در کهگیلویه و بویراحمد
-
اختصاص ۶۰ میلیارد تومان برای ورزشگاه ۱۵ هزار نفری یاسوج
-
جشن نوروزگاه در یاسوج برگزار شد(+تصاویر)
-
توضیحات پلیس کهگیلویه و بویراحمد در رابطه فیلم منتشر شده ۲ راننده حاشیه ساز در فضای مجازی
-
بانک مسکن کهگیلویه و بویراحمد ۷۰ درصد از تسهیلات ۱۵ هزار میلیاردی را پرداخت کرد
-
بازگشایی مسیر ارتباطی گردنه بیژن از هفته آینده/+تصاویر
-
تخلفات روز طبیعت را با این شمارهها گزارش دهید
-
توصیههای ۱۳ بدری استاندار به مردم کهگیلویه و بویراحمد
نظرات ارسالی 0 نظر
شما اولین نظر دهنده باشید!