-
«در دفاع از پزشکیان»
علیرضا کفایی -
سید سعادت حسینپور خطاب به تاجگردون: آینده جوانان گچساران و باشت را ارزان نفروش، چرا بدنبال رنگ کردن گنجشک و بجای قناری فروختن هستید؟
یادداشت مخاطبان -
گذری برروزهای طلایی حاکم براستادیوم نوستالوژی ازادی دهدشت ویادی از رفیقان سفرکرده
سید ابوصالح دانشفر -
کهگیلویه و بویراحمد: زخمهایی عمیقتر از یک روز تعطیلی!
سعید صفا دوست -
فریاد بیآبی در چهار شهر کهگیلویه
سید آیت شفایی -
پروژههای کلنگی!؟ چرا هیچ طرحی برای افتتاح در هفته دولت نیست؟/ به بهانه عرایض نماینده کهگیلویه در شورای اداری استان
علی صاحبی -
۱۹ مرداد؛ روزی برای دلسپردگان واژهها
علی سینا رخشنده مند -
روز خبرنگار و شعری از هوش مصنوعی
علی ضامنی پور -
جامعه ای که خبرنگارانش را حفاظت نکند، محکوم به نابینایی است
شهرام مومن نسب -
برای آنان که صدای دیگراناند
مریم پارسا
هیچستان خیام

امراله نصرالهی دارنده چو ترکیب طبایع آراست باز از چه سبب فکندش اندر کم و کاست گر نیک آمد، شکستن از بهر چه بود ور نیک نیامد این صور، عیب که راست؟
خیام را نماینده ی عقلانیت فلسفی عصری می دانند که می رفت تا جهان، خدا و انسان را از دریچه ی دیگری بکاود. آنتولوژی خیام، وجهی تلخکامانه و زهرآلوده داشت. به ازای هر پرسش او، اهل تشرعی به خاک می افتاد. شریعت، محل تردید او بود و هستی، مکان حیرت اش. شک هم در رفت و آمد میان آن دو نقاب یقین می درید و پیش می رفت. امر مقابله در درون او جدالی به پا کرده بود و شاید دوئلی نابرابر، که حریف را قوی پنجه تر از خویش نشان می داد. او اما پشت به ستون شکاکیت داشت و هر لحظه لرزه بر اندام حقیقت پوشالی تاریخ می انداخت. خوف خیام از متافیزیک هستی و فناتیسم (تعصب) فقاهت نبود، از تردید حیرت زایی بود که بناهای آباد! شریعت او را خراب می کرد. همه ی یقین او اکنون از دل همان خرابه ها برون می آمد و قامت اندیشه اش از درون آن ویرانه ها برمی خاست. خیام پا را از دو بن گرایی فردوسی، فراتر نهاده و خرد را به سلیح نقد، به جنگ هستی فرا خوانده بود. دوئیت و تضاد در فلسفه ی او جایی نداشت. در هیچستان محض قدم نهاده بود. و هیچستان، جایی بود که انبان زندگی از هر حقیقتی خالی می شد. تا زندگی، خود را دیگر بار از تهی برسازد. این تهی بودگی، وجه وجودی خیام بود. با او از جهان اساطیر می گذشت و پا در قلمرو لوگوس می نهاد. ستاینده و سراینده. طعم زندگی از زندگی بود و دیگر هیچ. حقیقت های پیرامونی پس زده می شدند. تا ذات زندگی، خود را نشان دهد. بی گمان نزد خیام این زندگی همان خواست و بازنمود اراده بود که خرد خیامی به آن هوشیاری داشت. خیام در این طرز و تراز دیدن، هم افق و همتای شوپنهاور آلمانی بود. صد البته نظیر شوپنهاور را در غرب، مثال می توان آورد، مثال عمر خیام در ایران را، خیر. خیام، درد زمانه ای است در واحه ی اندیشه که در این سوی جهان تک افتاده. او در نقادی و پرسشگری پیشگام است. نه کانت و نه فوئر باخ (یکی طلایه دار نقد و سنجش خرد ناب و دیگری فیلسوفی آدئیست)؛ با همه ی نقادی، هیچ یک جسارت خیامی را نداشته اند. ازیرا که پرسش های او در بن بحران اندیشه ی ایرانی سخت بن فکنانه تر و ساختار شکن تر از پرسش ها و اندیشه های فلسفی آن دو بوده است. شک و رنج دو مفهومی است که خیام از هستی بر می کشد و در رباعیات خویش بن می بخشد. خیام در اندیشه ی ایرانی ارزش لوگوس را می داند و سلاحی برای اوست تا به جنگ فرع اندیشی های فلج کننده ی فقیهان و زاهدان رود. نبرد خیام بر خلاف نبرد دیگر سخنگویان وجدان ایرانی خاصه حافظ، لخت تر و عریان تر است. خیام، فیلسوفی ضد اندیشه ی سامی است. فلسفی اندیشی های فیلسوف، مجالی برای پرده پوشی سخن در رباعیات به او نمی دهد. او در دل همین رباعی های فلسفی، مفهوم انضمامی آری گویی به زندگی را طرح می کند. فکری آپولونی و دیونیزوسی دارد. او جدال عقل و عشق را که از قرن ششم، تاریخی را به غرقاب می افکند، به آشتی وارگی لوگوس و میتوس فهم می کند. آن ستیز کار تصوف بود. عقل کش و عشق ستا. و این آشتی، حکمتی خسروانی و خیامی. بر منطق و عقل پای می فشرد. بر سرخوشانگی و شور سر می رقصاند.
می خور که هزار بار بیشت گفتم باز آمدنت نیست چو رفتی، رفتی
این نیست شدن ها و رفتن ها، تلخناکانه مذاق خرد خیام را بر می آشوبد، اما از لذت و حیات باز نمی دارد. تلخی کام او مقدمه ی شیرینی حیات اوست. دم و بازدمی که قدر می داند، از همین تلخی و ترشی است. او در این تلخی نگری هم عنان با شوپنهاور اسب می تازد. حافظ اما در این رهایی افسار، کمی بیشتر بر طریق احتیاط می رود. او در این تلخی و تردید خیامی، تردید نمی کند، لیک زندگی را هم لخت نمی زید و برای گریز در روز خوف و خطر، ایهام را چاشنی آن می دارد.
خیام را می توان در دل سخن فلسفی نیچه نیز قرار داد. و مفهومی نزدیک تر از «زایش تراژدی» در فلسفه ی نیچه به او؟ شاید قرن نوزدهم آمده بود تا سده ی پنجم را در نسخه های غربی آن و به زبانی مفهومی تر، درپیچد. صد البته خیام به زکریا و ابوالعلاء نیز خویشاوندی فکری دارد. با این تفاوت که خیام هرگز دچار مرگ اندیشی معری وار نشد. هیچ انگاری او درست چون سویه های نیهیلیسم یونانیان باستان است که قیمت زندگی را در دل هراس نهادینه ی هستی قدر می داند. آری او عشرت طلب هست، هدونیست نیست. کام پرستی می کند، ولنگاری نمی کند. شادخواری دارد، شهوت انگاری خیر. شادی خواری او مدیون شک اندیشی های اوست. شک خیام، طغیان است، کنش مند است، پویا است. روی به هیچستانی دارد که معنای خود را از خود می گیرد. الحاد بودن فکر خیامی بر خلاف کج اندیشان به انکار نیست؛ بل به تردید و حیرت است. حیرتی که بخش بسیار پوشیده و نرمی از آن را نزد حافظ می توان جست.
در این میان دکتر زرین کوب چه زیبا می گوید؛ آیا این بدبینی و شک و حیرت نیست که از ورای خاموشی رفته ها و فراموشی گذشته ها در گوش جان ها طنین می اندازد؟ چه زیباست این تناقض که خیام در بن اگاهی و دانایی خود جهان را آکنده از ظلمت ببیند. ظلمت شومی که بیش از آن که در بن هستی نمایان باشد، بیشتر در ظلمت اندیشی های صاحب مرصاد العباد نمایان تر است. زیرا اوست که از فرط کج فهمی، خیام را بیچاره ،مادی و کافر می پندارد. خیام گاهی اسیر این ظلمت اندیشی های اشعری مسلکانه نیز شده است.
خاصه در این بیت؛ ای چرخ فلک خرابی از کینه ی توست / بیداد گری شیوه ی دیرینه ی توست اما باز خود را از زیر یوغ چنین ظلمتی نجات می بخشد که؛ چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است
خیام، روبروی خود جهانی برهوت می بیند که معنایش را از عریانی اش می گیرد و بدین سبب حضور و وجود خیامی، معطوف به بازگشت به مبدا نیست. بل وجهی از اگزیستانسیالیسم بدبینانه است و کنده شده از آن. نکته ای که نباید از یاد برد ریختن فکر خیامی در قالب رباعی است، هیچ می دانید چرا؟ رباعی تایید می کند. پرسش می کند. به تردید می افکند. دریغ می ورزد و طنز و طعن تلخی را نیز با خود دارد. این مفهوم را داریوش شایگان در پنج اقلیم حضور به زیبایی طرح نموده است. بدین سبب است که نگرش رعد وار و صاعقه وار او را تنها قالب رباعی برمی تابد و بس. قالبی مناسب برای بیان رنج، این حله ی تنیده ز تار و پود هستی.
منبع: کانال ویسپرد (امراله نصرالهی) @kotahneveshtha
نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.
- 1 متلاشی شدن باند حفاری غیرمجاز در یاسوج/ یک تبعه بیگانه دستگیر شد
- 2 بلکو محلهای فراموشدشده در سایه بیتوجهی مدیران شهری؛ روایتی تلخ از زندگی در حاشیه توسعه/+تصاویر
- 3 وعدههای نافرجام؛ ۱۷ سال انتظار بیپایان برای افتتاح تالار فرهنگ و هنر یاسوج
- 4 آتشسوزی منزل مسکونی در دهدشت؛ فاجعهای که ماینرهای غیرمجاز رقم زدند
- 5 افتتاح و کلنگزنی ۷۴ پروژه آب و فاضلاب در کهگیلویه و بویراحمد
- 6 مشکل توزیع کود یارانهای در کهگیلویه و بویراحمد مرتفع شد
- 7 کاهش ۱۸ درصدی سرقت در کهگیلویه
- 8 شهرک صنعتی خورشیدی در کهگیلویه و بویراحمد افتتاح می شود
-
پایان انتظار طولانی؛ نخستین استخر تخصصی بانوان گچساران افتتاح شد
-
مجتمع خیرساز آموزشی و درمانی دندانپزشکی گچساران افتتاح شد/ تصاویر
-
با حضور استاندار: ۹۵ پروژه عمرانی در شهرستان گچساران افتتاح و کلنگزنی شد
-
رئیس شبکه دامپزشکی کهگیلویه منصوب شد/ جزییات
-
ابهامات برگزاری مزایده نمایشگاه پاییزه اتاق اصناف یاسوج/ دفتر نماینده بویراحمد شفافسازی کند
-
حمایت قاطع جبهه اصلاحات کهگیلویه و بویراحمد از مواضع جبهه اصلاحات ایران/ مخالفان بیانیه بیشترین هزینه را بر مردم و کشور تحمیل کردهاند/ تعامل سازنده با جهان بر اساس منافع ملی راه برون از مشکلات است
-
افتتاح و کلنگزنی ۵۱ پروژه بزرگ راهداری و حملونقل جادهای کهگیلویه و بویراحمد در هفته دولت با اعتباری بالغ بر ۲ هزار و ۲۶۰ میلیارد تومان
-
۱۹۰ پروژه نهضت مدرسهسازی در کهگیلویه و بویراحمد در حال اجراست
-
پایان فرار متهم خونین در یاسوج با عملیات ضربتی پلیس
-
بهرامی در نشست با خبرنگاران: در یک سال اخیر سه پروژه کلان در بویراحمد فعال شد/ دو بیمارستان تخصصی یاسوج تأمین اعتبار شد/ از عملکرد برخی مدیران راضی نیسیتم/ نگاه قومی و قبیلهای و منطقه ای را قبول ندارم
نظرات ارسالی 0 نظر
شما اولین نظر دهنده باشید!