-
«در دفاع از پزشکیان»
علیرضا کفایی -
سید سعادت حسینپور خطاب به تاجگردون: آینده جوانان گچساران و باشت را ارزان نفروش، چرا بدنبال رنگ کردن گنجشک و بجای قناری فروختن هستید؟
یادداشت مخاطبان -
گذری برروزهای طلایی حاکم براستادیوم نوستالوژی ازادی دهدشت ویادی از رفیقان سفرکرده
سید ابوصالح دانشفر -
کهگیلویه و بویراحمد: زخمهایی عمیقتر از یک روز تعطیلی!
سعید صفا دوست -
فریاد بیآبی در چهار شهر کهگیلویه
سید آیت شفایی -
پروژههای کلنگی!؟ چرا هیچ طرحی برای افتتاح در هفته دولت نیست؟/ به بهانه عرایض نماینده کهگیلویه در شورای اداری استان
علی صاحبی -
۱۹ مرداد؛ روزی برای دلسپردگان واژهها
علی سینا رخشنده مند -
روز خبرنگار و شعری از هوش مصنوعی
علی ضامنی پور -
جامعه ای که خبرنگارانش را حفاظت نکند، محکوم به نابینایی است
شهرام مومن نسب -
برای آنان که صدای دیگراناند
مریم پارسا
یه سوزن به خود یه جوالدوز به مردم

گاهی واکنشهایی هیجانی و آنی در برخورد با برخی موارد آن چنان افراطی است که باید برای مدتی فقط سکوت کرد و دید و شنید. واکنشهایی سیل گونه و زلزله وار که می آیند و ویران میکنند و جز آثار ویرانگرشان چیزی برای اثباتشان در دست ندارید.
در استان کوچک و جمع و جور ما، تقریبا دو قومیت ترک و لر زندگی میکنند و آنقدر بهم نزدیک که لباسشان در دایره تحقیقات و پژوهشها که اول بار لر پوشیده یا ترک؟
یا بازهم نزدیکتر، لرهای استان که با چندین لهجه و فرهنگ ویژه خود در کنار هم، پشت به پشت هم، همدرد هم ، روزگار میگذرانند.
اینجاست که باید گفت《 شنیدن کی بود مانند دیدن.》
در گوشه ای از ایران فردی که هیچ و یا اندکی اشنایی با قوم لر دارد در ضمن یک گفتگوی رسانه ای سخنی بر زبان می راند که نباید.
خانم رهنما که نمیداند چند تا از استانهای ایران لر هستند. تاریخشان به کی برمیگردد ،چه دارند ،چه کردند، کجا بودند، اکنون در چه شرایطی به سر میبرند ...
حتی نمیداند چرا چنین مثلی ورد زبانش شده و آن را از کجا و کی یاد گرفته که باید اینگونه در یک رسانه عمومی به یک قومیت ناخواسته توهین کند.
این روزها آن چنان به هر نحوی کوبیده شده که من به عنوان یک لر از بیشتر رفتارها و برخوردها فقط سر پایین انداخته و شرمگین شدم که ادعایمان کجا و رفتارمان کجا؟
نه بحث از چرا و چگونگی سخن نا به جای خانم رهنماست. نه بررسی روانشناسانه واکنشهای خارج از ادب و نزاکت در برخورد با یک رفتار نیمه بی ادبانه.
جان سخن این است در یک استان کوچک بارها و بارها به چشم دیده و به گوش شنیده ایم که چطور یاسوجی ها دهدشتی ها را به متلک میگیرند و چرامی ها سیسختی ها را....
لهجه ی هر طایفه و تیره ای بخش مهمی از فرهنگ و پیشینه ایشان میباشد که به راحتی در محاورات روزانه ما توسط طایفه دیگری به سخره گرفته میشود.
آنقدر لوث و بی ادبانه که گاه جوابی جز سکوت نمی یابیم.
تا کنون چند نفر از ما برای رفتار ناشایست مسخره کردن لهجه و فرهنگ طوایفی که در متن قومیت ماست استوریهای اتشین و کاریکاتورهای آنچنانی گذاشته ایم؟
چندبار لهجه ی هم استانی خود را چون مانند ما نیست دستاویز خنده و تفریح جمعهای دوستانه کرده ایم؟
آری ما. همین ما که امروز بهاره رهنما را که نه میداند لر کیست و چگونه زندگی میکند و نه میداند چرا این را گفته، سیبل تنفر خودمان کرده ایم.
بهاره رهنما یک قطره کوچکی از فوج عظیم انسانهاییست که این روزها رفتارهای ناشایست ما را می بیند و ده سال دیگر فرزندشان یک سلیبریتی دیگری میشود که هنوز در ذهنش لرها را عقب مانده میداند . آنچه ما دیروز از قومیت خود به جا گذاشته ایم امروز مبنای فکری بهاره هاست و آنچه امروز بر چرخه مجازها میچرخد نمک کلام فردای فرزند بهاره ها.
یک سوزن به خود زدن درد دارد.
یک بار شده فکر کنیم مایی که خودمان خودمان را به تمسخر میگیریم و جوکهای بی پایه و لوس تحویل محافل می دهیم .
مایی که برای دیده شدن کلیپهایی با زبان لری در فضای مجازی پخش میکنیم که سراسر کلمات زشت و رکیک است. چگونه توقع داریم چیزی غیر ازین باشیم که می گویند؟
حال اگر یک نفر شده آریو برزن یکی شده دکتر ملک حسینی و و و بار مسیولیت از عهده ی ما برداشته شده؟
فقط از خودمان بپرسیم آیا ما سفیر خوبی برای فرهنگمان چه در مسافرتها چه در فضای مجازی چه در پست و مقام دولتی چه در اجتماعات ، چه در بهره بری از پتانسیلهای فرهنگی ...بوده ایم؟
من آنم که رستم بود پهلوان؟
سوزنی به خود بزنیم ببینیم دردش کجای وجودمان را میگیرد تا بفهمیم که چه کردیم و می کنیم که طنز رسانه ها و سلیبریتیها هستیم. نه اینکه آنها آنقدر ها مهم باشند به این دلیل که فرهنگ قومی ما تا کجا تحلیل رفته است ؟
نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.
- 1 متلاشی شدن باند حفاری غیرمجاز در یاسوج/ یک تبعه بیگانه دستگیر شد
- 2 بلکو محلهای فراموشدشده در سایه بیتوجهی مدیران شهری؛ روایتی تلخ از زندگی در حاشیه توسعه/+تصاویر
- 3 وعدههای نافرجام؛ ۱۷ سال انتظار بیپایان برای افتتاح تالار فرهنگ و هنر یاسوج
- 4 آتشسوزی منزل مسکونی در دهدشت؛ فاجعهای که ماینرهای غیرمجاز رقم زدند
- 5 افتتاح و کلنگزنی ۷۴ پروژه آب و فاضلاب در کهگیلویه و بویراحمد
- 6 مشکل توزیع کود یارانهای در کهگیلویه و بویراحمد مرتفع شد
- 7 کاهش ۱۸ درصدی سرقت در کهگیلویه
- 8 شهرک صنعتی خورشیدی در کهگیلویه و بویراحمد افتتاح می شود
-
پایان انتظار طولانی؛ نخستین استخر تخصصی بانوان گچساران افتتاح شد
-
مجتمع خیرساز آموزشی و درمانی دندانپزشکی گچساران افتتاح شد/ تصاویر
-
با حضور استاندار: ۹۵ پروژه عمرانی در شهرستان گچساران افتتاح و کلنگزنی شد
-
رئیس شبکه دامپزشکی کهگیلویه منصوب شد/ جزییات
-
ابهامات برگزاری مزایده نمایشگاه پاییزه اتاق اصناف یاسوج/ دفتر نماینده بویراحمد شفافسازی کند
-
حمایت قاطع جبهه اصلاحات کهگیلویه و بویراحمد از مواضع جبهه اصلاحات ایران/ مخالفان بیانیه بیشترین هزینه را بر مردم و کشور تحمیل کردهاند/ تعامل سازنده با جهان بر اساس منافع ملی راه برون از مشکلات است
-
افتتاح و کلنگزنی ۵۱ پروژه بزرگ راهداری و حملونقل جادهای کهگیلویه و بویراحمد در هفته دولت با اعتباری بالغ بر ۲ هزار و ۲۶۰ میلیارد تومان
-
۱۹۰ پروژه نهضت مدرسهسازی در کهگیلویه و بویراحمد در حال اجراست
-
پایان فرار متهم خونین در یاسوج با عملیات ضربتی پلیس
-
بهرامی در نشست با خبرنگاران: در یک سال اخیر سه پروژه کلان در بویراحمد فعال شد/ دو بیمارستان تخصصی یاسوج تأمین اعتبار شد/ از عملکرد برخی مدیران راضی نیسیتم/ نگاه قومی و قبیلهای و منطقه ای را قبول ندارم
نظرات ارسالی 4 نظر
درود بر خانم مردانی بسیار زیبا و قابل تامل بود واقعیت همینه که فرمودی
پاسخدرود بر شما متاسفانه فرمایشتان عین واقعیت است . عموما خودمان لحجه های قسمت های مختلف استان را به استهزاء می گیریم و خودمان را محور جهان می دانیم و هرکسی مانند ما نیست به سخره می گیریم وتحقیر می کنیم. تحقیر خانم رهنما هم نوعی واکنش تحقیر آمیز است که ما موضوعی برای تخلیه فرمایشات منفی خود می یابیم و شروع می کنیم به تحقیردیگران...
پاسخدرود ها .
پاسخدرود برخانم مردانی واقعیت هم همین است
پاسخ