-
«در دفاع از پزشکیان»
علیرضا کفایی -
سید سعادت حسینپور خطاب به تاجگردون: آینده جوانان گچساران و باشت را ارزان نفروش، چرا بدنبال رنگ کردن گنجشک و بجای قناری فروختن هستید؟
یادداشت مخاطبان -
گذری برروزهای طلایی حاکم براستادیوم نوستالوژی ازادی دهدشت ویادی از رفیقان سفرکرده
سید ابوصالح دانشفر -
کهگیلویه و بویراحمد: زخمهایی عمیقتر از یک روز تعطیلی!
سعید صفا دوست -
فریاد بیآبی در چهار شهر کهگیلویه
سید آیت شفایی -
پروژههای کلنگی!؟ چرا هیچ طرحی برای افتتاح در هفته دولت نیست؟/ به بهانه عرایض نماینده کهگیلویه در شورای اداری استان
علی صاحبی -
۱۹ مرداد؛ روزی برای دلسپردگان واژهها
علی سینا رخشنده مند -
روز خبرنگار و شعری از هوش مصنوعی
علی ضامنی پور -
جامعه ای که خبرنگارانش را حفاظت نکند، محکوم به نابینایی است
شهرام مومن نسب -
برای آنان که صدای دیگراناند
مریم پارسا
تاثیر «تحزب» بر فساد مالی و سیاسی

محمد زرین در روزهای گذشته دو خبر در خروجی رسانهها قرار گرفت. یکی از رسانههای ملی و رسمی، و دیگری، احتمالاً محدود به مناطق کردنشین. یک اینکه حکم پرونده مهدی جهانگیری صادر شد و دیگر این که پنج کولبر در ارتفاعات شمال غربی بر اثر سقوط بهمن جان باختند. در نگاه اول شاید این دو خبر ارتباط چندانی با هم ندارند. ولی چون نیک بنگریم، به شکل بدی بههم مرتبط هستند که این ربط شاید در پایان این نوشتار بهتر مشخص شود.
اوایل دهه هفتاد بود که در فضای بعد از جنگ و در شرایطی که هنوز اعتماد عمومی وضعیت خوبی داشت، با انتشار خبر اختلاس ۱۲۳میلیارد تومانی بانک صادرات، شوکی به جامعه وارد شد؛ ولی جامعه امید خود را از دست نداد. ولی از اواخر دهه هشتاد و دولت معجزه هزاره سوم بود که هر روز خبری از یغمای منابع مالی عمومی منتشر شد. تا اینکه رکورد تمامی اختلاسها شکسته شد؛ سه هزار میلیارد تومان. تکاندهنده بود، ولی به طرزی محسوس، چونان واکسنی، واکنشها را در جامعه از بین برد. تا جاییکه امروز دیگر بسیاری از افراد، با دیدن خبر اختلاس در شبکههای اجتماعی، حتی دیگر سری هم تکان نمیدهند. اعداد هم هر چه جا داشت بالا رفتند. اختلاس در همه جا و توسط همهکس. تامین اجتماعی، بنیاد تعاون ناجا، بنیاد شهید، شهرداری، پتروشیمیها و خلاصه هر جا که پولی بود «پولبری» هم یافت شد. به موازات این غارت ملی هم در جایجای جامعه سرخورده، شبهشغل «کولبری» هم افزایش چشمگیری داشته و اینجا هم بر تعداد تحصیلکردهها، زنان و کودکان این کار سخت افزوده میشد. ولی یک سوال اساسی در این میان بیجواب ماند؛ اینکه اساسا چرا اختلاسگران، در مسیر اختلاس هیچ سقفی قایل نیستند و هر چه بیشتر بتوانند، میبرند. به دیگر سخن، یک نفر آدم، چه نیازی به این حجم از پول دارد؟ یک بار در همان سالها، با حسابی سرانگشتی، به عدد یکصد میلیارد تومان رسیدم. به این شرح که برای داشتن یک زندگی بهاصطلاح لاکچری، سه ویلای بزرگ در شمال کشور، سه خانه مجلل در بالای شهر تهران، در هر کدام دو دستگاه خودرو لوکس و در نهایت یک حساب بانکی که با پول آن بتوان تا پایان عمر، ریخت و پاش کرد. جمع اینها بهنحو تقریبی (البته با نرخ آن سالها هم تقریبا در درصد قیمتهای امروزی بوده) عدد صد میلیارد تومان را نشان میداد. ولی نه، عالیجنابان، هرگز به چنین ارقامی اکتفا نمیکردهاند. هزار، دو هزار، هفت هزار، هجده هزار، دوازده هزار میلیارد تومان هر یک مربوط به یک خبر و کشف یک اختلاس یا یک باند سه چهارنفره بود. حال تکرار پرسش! چه نیازی به این حجم از پول هست؟ پاسخی که اینجا داده میشود، یک گمان است. ولی قابل تامل: این پول، تنها برای تصاحب قدرت کاربرد دارد؛ شاهد این مدعا در مقیاس کوچکتر، انتخابات مجلس است. چه در تهران چه در شهرستانها، در موسم انتخابات شاهد هزینههایی سرسامآور هستیم. گاه این هزینهها از سوی فرد با افرادی بر باد داده شده که هیچ شانسی برای قبولی هم ندارند. آری. هر جا که حزب هست، منابع مالی حزب باید شفافسازی شود. «از کجا آوردهای» در قبال حزب بهتر کارایی دارد تا سرک کشیدن تا در زندگی افراد. اگر افراد زیر بیرق احزاب فعالیت کنند، حزب هم از محل وجوهات دریافتی، هزینه تبلیغات انتخاباتی وی را پرداخت خواهد کرد. کارکرد دیگر احزاب، کنترل اجتماعی است. احزاب میتوانند در طول سالیان فعالیت خود، دولت برخاسته از حزب رقیب را زیر ذرهبین ببرند و هر نوع تخطی حاکمان را خاصه در زمینه مالی زیر نظر بگیرند و خطاها را بهاصطلاح سوت بزنند؛ کاری که در اواخر دهه هفتاد مطبوعات مستقل ایران بهعهده داشتند و آنگاه که مطبوعات به شکل فلهای تعطیل شدند، همه شاهد بودیم که چه میزان اختلاس و ارتشا و سوءاستفاده از قدرت شایع شد، بدون آنکه کسی آنرا سوت بزند. آنقدر این تراژدی تداوم داشت تا امروز که دیگر حساسیتی دیده نمیشود. لذا در پایان نوشتار، تنها میتوان آرزو کرد که ای کاش پیش از آنکه خیلی دیر شود، برای مهار بحرانی که نه تنها از عوامل فقر و فلاکت ملت، بلکه دشمن اعتماد عمومی، شادی جامعه و دهها واقعه تلخ دیگر است، مدتی با همین چشمانداز، به احزاب آزاد و توانا اجازه فعالیت داده شود.
منبع:همدلی
نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.
- 1 متلاشی شدن باند حفاری غیرمجاز در یاسوج/ یک تبعه بیگانه دستگیر شد
- 2 بلکو محلهای فراموشدشده در سایه بیتوجهی مدیران شهری؛ روایتی تلخ از زندگی در حاشیه توسعه/+تصاویر
- 3 وعدههای نافرجام؛ ۱۷ سال انتظار بیپایان برای افتتاح تالار فرهنگ و هنر یاسوج
- 4 آتشسوزی منزل مسکونی در دهدشت؛ فاجعهای که ماینرهای غیرمجاز رقم زدند
- 5 افتتاح و کلنگزنی ۷۴ پروژه آب و فاضلاب در کهگیلویه و بویراحمد
- 6 مشکل توزیع کود یارانهای در کهگیلویه و بویراحمد مرتفع شد
- 7 کاهش ۱۸ درصدی سرقت در کهگیلویه
- 8 شهرک صنعتی خورشیدی در کهگیلویه و بویراحمد افتتاح می شود
-
پایان انتظار طولانی؛ نخستین استخر تخصصی بانوان گچساران افتتاح شد
-
مجتمع خیرساز آموزشی و درمانی دندانپزشکی گچساران افتتاح شد/ تصاویر
-
با حضور استاندار: ۹۵ پروژه عمرانی در شهرستان گچساران افتتاح و کلنگزنی شد
-
رئیس شبکه دامپزشکی کهگیلویه منصوب شد/ جزییات
-
ابهامات برگزاری مزایده نمایشگاه پاییزه اتاق اصناف یاسوج/ دفتر نماینده بویراحمد شفافسازی کند
-
حمایت قاطع جبهه اصلاحات کهگیلویه و بویراحمد از مواضع جبهه اصلاحات ایران/ مخالفان بیانیه بیشترین هزینه را بر مردم و کشور تحمیل کردهاند/ تعامل سازنده با جهان بر اساس منافع ملی راه برون از مشکلات است
-
افتتاح و کلنگزنی ۵۱ پروژه بزرگ راهداری و حملونقل جادهای کهگیلویه و بویراحمد در هفته دولت با اعتباری بالغ بر ۲ هزار و ۲۶۰ میلیارد تومان
-
۱۹۰ پروژه نهضت مدرسهسازی در کهگیلویه و بویراحمد در حال اجراست
-
پایان فرار متهم خونین در یاسوج با عملیات ضربتی پلیس
-
بهرامی در نشست با خبرنگاران: در یک سال اخیر سه پروژه کلان در بویراحمد فعال شد/ دو بیمارستان تخصصی یاسوج تأمین اعتبار شد/ از عملکرد برخی مدیران راضی نیسیتم/ نگاه قومی و قبیلهای و منطقه ای را قبول ندارم
نظرات ارسالی 0 نظر
شما اولین نظر دهنده باشید!