-
«در دفاع از پزشکیان»
علیرضا کفایی -
سید سعادت حسینپور خطاب به تاجگردون: آینده جوانان گچساران و باشت را ارزان نفروش، چرا بدنبال رنگ کردن گنجشک و بجای قناری فروختن هستید؟
یادداشت مخاطبان -
گذری برروزهای طلایی حاکم براستادیوم نوستالوژی ازادی دهدشت ویادی از رفیقان سفرکرده
سید ابوصالح دانشفر -
کهگیلویه و بویراحمد: زخمهایی عمیقتر از یک روز تعطیلی!
سعید صفا دوست -
فریاد بیآبی در چهار شهر کهگیلویه
سید آیت شفایی -
پروژههای کلنگی!؟ چرا هیچ طرحی برای افتتاح در هفته دولت نیست؟/ به بهانه عرایض نماینده کهگیلویه در شورای اداری استان
علی صاحبی -
۱۹ مرداد؛ روزی برای دلسپردگان واژهها
علی سینا رخشنده مند -
روز خبرنگار و شعری از هوش مصنوعی
علی ضامنی پور -
جامعه ای که خبرنگارانش را حفاظت نکند، محکوم به نابینایی است
شهرام مومن نسب -
برای آنان که صدای دیگراناند
مریم پارسا
سرِ چشمه شاید گرفتن به بیل...

ولیالله شجاع پوریان تنها چند روز پس از تاکید مقام رهبری بر رعایت ادب و پرهیز از بدگویی و بدزبانی در جامعه و توهین به مدیران ارشد دولتی، در سالروز جشن پیروزی انقلاب اسلامی که باید عرصه نمایش وحدت ملی کشور باشد، عدهای که خود را سوپرانقلابی و دلواپسان ارزشهای نظام و دین میدانند، اما در جامعه به عنوان تندرو و خودسر قلمداد میشوند، با شعار مرگ بر روحانی، رئیسجمهوری منتخب ۲۴میلیون ایرانی، نشان دادند تا چه میزان برای نیل به قدرت و اهداف سیاسی خود میتوانند قانونگریز و ساختارشکن باشند.بدیهی است دکتر حسن روحانی به عنوان رئیسجمهوری که این روزها حتی بسیاری از رایدهندگان او در سالهای ۹۲ و ۹۶ نیز به صف منتقدانش پیوستهاند و او را به فراموشی شعارها و وعدههای انتخاباتیاش متهم میکنند، سزاوار نقد و حتی سرزنش باشد، اما اینکه عدهای به نام حمایت از اسلام و انقلاب، راس یکی از ارکان نظام را نشانه بگیرند و بیمحابا در کوچه و خیابان برایش طلب مرگ کنند، شاید به صورت دومینویی تبدیل به پدیدهای شود که فرجامش با نیت و مقصود این پیشروان سازگار نباشد. اگر نقدی بر روحانی به عنوان رئیسجمهور وارد باشد، آن است که چرا برخلاف ارائه نمایش اصلاحطلبانه خود در ایام انتخابات از وعدههایی که به واسطه آنها رای از مردم گرفته است، فاصله گرفت و راهی را در پیش گرفت که بیش از آنکه مورد پذیرش رایدهندگان به او باشد، مورد رضایت ضمنی مخالفان برنامهها و شعارهایش بوده است.
اما منتقدان روحانی که این روزها به دلیل شرایط اقتصادی ناشی از تحریمهای ظالمانه و همهگیری ویروس کرونا و نزدیک شدن احتمالی به کرسی قدرت به دلیل پیشبینی کاهش مشارکت و بیانگیزگی و بیاعتمادی بدنه اجتماعی متمایل به گفتمان اصلاحات، بیش از هر زمان دیگری زبان به تخریب و تحقیر رئیسجمهور گشودهاند، توضیح بدهند روحانی کدام مطالبه اصلاحطلبانه را محقق یا حتی پیگیری و مطرح کرد؟ آیا تغییر خاصی در پرونده حوادث پس از انتخابات سال ۸۸ به وجود آورد؟ آیا توانست تغییری مشهود در مطالبات مدنی و آزادیهای اجتماعی بدنه رایدهنده به خودش ایجاد کند؟ آیا تغییر محسوسی در جهتگیری سیاستخارجی کشور و سیاستهای منطقهای به وجود آورد؟ آیا توانست از فیلترینگ تلگرام جلوگیری کند؟ آیا از اختیار کافی برای جذب سرمایهگذاری خارجی و تعامل با اقتصاد جهانی برخوردار بود؟ و پرسشهایی از این دست که نشان میدهد از قضا مخالفان این روزهای روحانی، باید قدردان رئیسجمهوری هم باشند که گرچه با رای دیگران بر مسند قدرت نشست، اما مجری سیاستهای همین جریان شکست خورده در انتخابات شد و بیاعتمادی و دلسردی را به اکثریتی که با شور و حرارتی بینظیر پیام خود را در انتخابات ۹۶ فریاد زده بودند، تزریق کرد. نکته مهم دیگری که مخالفان پرخاشگر رئیس جمهور این روزها از آن غافل هستند، این است که روحانی چه با شعار مرگ این جماعت - که دغدغه پیگیری و مجازات قانونی خود را ندارند –چه با شعار درود موافقانش، در مهلت قانونی باقی مانده، باید قدرت را در یک فرآیند دموکراتیک به رئیسجمهوری منتخب بعدی تحویل دهد، این سوال مطرح است که اساسا شعار مرگ بر روحانی که قرار است بر اساس قانون جابهجا شود، چه محلی از اعراب دارد؟
متاسفانه نهادهای امنیتی هم نسبت به بدگویی – و نه انتقاد- به رئیسجمهوری بیاعتنایی معنیداری نشان دادند. آنچه که این موقعیت را خطرناک میکند این است که چه بسا در روزها و ماههای آینده اینگونه پرخاشگریها برای سایر مسئولان ارشد نظام نیز تکرار شود و آن گاه مردم این حق را برای خود قائل خواهند شد که همانگونه که برخی آزادانه و بدون هیچ هراسی مراتب باطنی خود را نسبت به رئیس قوه مجریه ابراز داشتند، آن را نسبت به سایر قوا نیز ابراز کنند. پیشبینی تکرار این موقعیت، موضوع چندان دشواری نیست. هنوز استناد حکیمانه مرحوم آیتالله هاشمی رفسنجانی به یک بیت نغز و پر مغز از گلستان سعدی در بیاعتنایی به حرمتشکنی احمدینژاد در مناظرات انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ از ذهنها نرفته است که «سر چشمه شاید گرفتن به بیل، چو پر شد نشاید گذشتن به پیل». پیشبینی حکیمانهای که چندان نیازی به گذشت زمان نداشت و محمود احمدینژاد آن را برای بسیاری از اصولگرایان حامیاش به گونهای معنی کرد که با گوشت و پوست خود آن را تجربه کردهاند.
منبع:همدلی
نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.
- 1 متلاشی شدن باند حفاری غیرمجاز در یاسوج/ یک تبعه بیگانه دستگیر شد
- 2 بلکو محلهای فراموشدشده در سایه بیتوجهی مدیران شهری؛ روایتی تلخ از زندگی در حاشیه توسعه/+تصاویر
- 3 وعدههای نافرجام؛ ۱۷ سال انتظار بیپایان برای افتتاح تالار فرهنگ و هنر یاسوج
- 4 آتشسوزی منزل مسکونی در دهدشت؛ فاجعهای که ماینرهای غیرمجاز رقم زدند
- 5 افتتاح و کلنگزنی ۷۴ پروژه آب و فاضلاب در کهگیلویه و بویراحمد
- 6 مشکل توزیع کود یارانهای در کهگیلویه و بویراحمد مرتفع شد
- 7 کاهش ۱۸ درصدی سرقت در کهگیلویه
- 8 شهرک صنعتی خورشیدی در کهگیلویه و بویراحمد افتتاح می شود
-
پایان انتظار طولانی؛ نخستین استخر تخصصی بانوان گچساران افتتاح شد
-
مجتمع خیرساز آموزشی و درمانی دندانپزشکی گچساران افتتاح شد/ تصاویر
-
با حضور استاندار: ۹۵ پروژه عمرانی در شهرستان گچساران افتتاح و کلنگزنی شد
-
رئیس شبکه دامپزشکی کهگیلویه منصوب شد/ جزییات
-
ابهامات برگزاری مزایده نمایشگاه پاییزه اتاق اصناف یاسوج/ دفتر نماینده بویراحمد شفافسازی کند
-
حمایت قاطع جبهه اصلاحات کهگیلویه و بویراحمد از مواضع جبهه اصلاحات ایران/ مخالفان بیانیه بیشترین هزینه را بر مردم و کشور تحمیل کردهاند/ تعامل سازنده با جهان بر اساس منافع ملی راه برون از مشکلات است
-
افتتاح و کلنگزنی ۵۱ پروژه بزرگ راهداری و حملونقل جادهای کهگیلویه و بویراحمد در هفته دولت با اعتباری بالغ بر ۲ هزار و ۲۶۰ میلیارد تومان
-
۱۹۰ پروژه نهضت مدرسهسازی در کهگیلویه و بویراحمد در حال اجراست
-
پایان فرار متهم خونین در یاسوج با عملیات ضربتی پلیس
-
بهرامی در نشست با خبرنگاران: در یک سال اخیر سه پروژه کلان در بویراحمد فعال شد/ دو بیمارستان تخصصی یاسوج تأمین اعتبار شد/ از عملکرد برخی مدیران راضی نیسیتم/ نگاه قومی و قبیلهای و منطقه ای را قبول ندارم
نظرات ارسالی 0 نظر
شما اولین نظر دهنده باشید!