-
«در دفاع از پزشکیان»
علیرضا کفایی -
سید سعادت حسینپور خطاب به تاجگردون: آینده جوانان گچساران و باشت را ارزان نفروش، چرا بدنبال رنگ کردن گنجشک و بجای قناری فروختن هستید؟
یادداشت مخاطبان -
گذری برروزهای طلایی حاکم براستادیوم نوستالوژی ازادی دهدشت ویادی از رفیقان سفرکرده
سید ابوصالح دانشفر -
کهگیلویه و بویراحمد: زخمهایی عمیقتر از یک روز تعطیلی!
سعید صفا دوست -
فریاد بیآبی در چهار شهر کهگیلویه
سید آیت شفایی -
پروژههای کلنگی!؟ چرا هیچ طرحی برای افتتاح در هفته دولت نیست؟/ به بهانه عرایض نماینده کهگیلویه در شورای اداری استان
علی صاحبی -
۱۹ مرداد؛ روزی برای دلسپردگان واژهها
علی سینا رخشنده مند -
روز خبرنگار و شعری از هوش مصنوعی
علی ضامنی پور -
جامعه ای که خبرنگارانش را حفاظت نکند، محکوم به نابینایی است
شهرام مومن نسب -
برای آنان که صدای دیگراناند
مریم پارسا
جوانان فراز بام خائیز عاشقانه برای زندگی جنگیدند!

اَفتونیوز _ امروز دریافتم هندبال به مثابه مسئله مرگ و زندگی است و شاید بسیار جدی تر از این است.
در هندبال باید با مشکلات روبرو شوید، جلوی ترس را بگیرید و سخت دفاع کنید و در فرصت مناسب امتیازات بیشتری به دست آورید.
ظهر پاییزی مهرماهِ یاسوج، هندبال روی خوش خود را به به هواداران اش نشان داد تا در دل کرونا دلخوشی و دورهمی گرد هم آیند.
ورزش هندبال نسبت به سایر ورزش های توپ و توری در مظلومیت به سر میبرد، هندبال نه به مانند والیبال در کشور ما جدی گرفته می شود ! و نه به مانند بسکتبال دارای تبلیغات بین المللی است!
َشاید اگر نویسنده معروف فرانسوی دیروز در سالن هندبال پوریای ولی شهر یاسوج حضور داشت از نوجوانان هندبال فراز بام برای یک نگاشتن رمانی جدید الهام میگرفت.
اگر مجید مجیدی قبل از به قلم درآوردن فیلمنامه (بچه های آسمان) سری به سالن هندبال میزد، نقش و نگار دیگری از شجاعت و شهامت، کودکی و استقامت را تصویر می کشید.
جوانان هندبال فرازبام داستانی دراماتیکی است که می جنگد، دل دریا میزند، فریاد می کشد، حسرت میخورد، تا پای مرگ میرود اما زنده می ماند،
من امروز صرفا از قصه یک تیم هندبال نمی نویسیم، از حرکت و جریانی می گویم که سقف آرزوهایشان از بلندای خائیز فراتر رفته است و برای دست یابی به آن از هیچ کوششی فرو گذاری نمی کنند!
جوانانی که به مثابه شمعی ای و کورسوی از نور است که در تاریکی ظلمت خود را می نمایاند، حکایت مردانی که از شهر عقب نگه داشته شده دهدشت!
شهری که امروز باید به افتخار مردان اش به احترام بایستد.
اکنون، نبرد با غول های هوانیروز اصفهان ، با قامتی بلند و مغرور فرا رسیده بود، فرصت آزمون خطا نبود، رو بروی آنها مردانی سخت با صورت سرد ایستاده بود.
همه چیز به سود اصفهانی ها داشت پیش می رفت، قلب ما به گام های راست قامتان شهرمان دوخته بود.
همه ما به جایشان می دویدیم، حرص میخوردیم، و می جنگیدیم.
در ابتدای نبرد سخت، بچه ها مبهوت هیبَتِ سیاه جامگان هوانیروز بودند، تیم با کلکسیونی از بازیکنان ملی پوش!
اما قصه عاشقانه جوانان فراز بام عزمی بیش از این داشت، در نیمه اول بازی کفه ترازو به سود اصفهانی ها سنگینی می کرد، در دقیقه ۱۷ وضعیت به مراتب بدتر و بدتر شد، تیم حریف سرعت انتقال توپ بالای داشت و بارها و بارها پشت دروازه های خائیز چَنبره میزد، اختلاف امتیاز به ۶ رسید ! سکوت دردناکی بر سالن حاکم شد! فریاد های {آقای سرگَی} سرمربی روسی بر سر سربازان اش کمی آنها را به خودشان آورد.
با فرارهای محمد امین امینی پرور خوش اندام کمی به خودمان آمدیم، با ادامه حملات برق آسا تیم حریف کمی خسته شد.
نبرد سربازان فراز بام خائیز بی شباهت به سکانس ابتدایی فیلم نجات سرباز رایان نیست، فیلمی که روایتگر سربازهای است تا آخرین لحظه برای ارزش های خود می جنگند، سربازان فراز بام به ما می گویند : زندگی فرصت منحصر به فردی است که تنها یکبار شانس استفاده از آن را داریم. تجربه ای تکرار نشدنی! در بازی با هوانیروز فرصت برای یک بار بود و غیرقابل بازگشت ! این جمله بر پیشانی سربازان خائیز حک شده بود.
کم کم بهتر دفاع کردیم و سرعتی تر در حمله عمل کردیم، گام های سرعتی و برق آسا هوانیروز را اسیر و مرعوب کرد، آری اختلاف امتیازات به (یک) رسید
و روند بازی امیدوارانه تر به پیش رفت و در نهایت نیمه اول با مساوی پایان یافت.
در نیمه دوم هر چه از بازی گذشت بچه ها رشادت و شجاعت بیشتری به خرج دادند و حریف سخت کوش کم کم به عقب نشست،
جمله ناپلئون بناپارت به خوبی شرایط هوانیروز اصفهان را در این لحظات توصیف می کند او می گوید : " کسی که از شکست خوردن میترسد، حتما شکس خواهد خورد"
در این لحظه عشق و ترس در نبرد با هم قرار گرفته بودند، فراز بام عاشق زندگی و حیات و ادامه راه بود و هوانیروز ترسان و لرزان و نالان !
زمانی که در سختی و ناامیدی میتوان قصه عاشقانه سرود، از ربات پا گذشت، با تمام وجود در دِل حادثه فریاد زد و پیروزی را طلب کرد، این روایت جوانان رعنای شهر و دیار ماست، جوانانی که مرز های نشدن و ناکامی ها را به سُخره گرفته اند، مردانی که میخواهند داستان شهر دهدشت را به گونه ای دیگر بسرایند، از ناامیدی ها به امید، از تلخی به شیرینی و از مرگ و تعلیق به حیات و ورزش سرزندگی رسید.
صیاد خردمند
۸ مهرماه
۱۴۰۰

نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.
- 1 متلاشی شدن باند حفاری غیرمجاز در یاسوج/ یک تبعه بیگانه دستگیر شد
- 2 بلکو محلهای فراموشدشده در سایه بیتوجهی مدیران شهری؛ روایتی تلخ از زندگی در حاشیه توسعه/+تصاویر
- 3 وعدههای نافرجام؛ ۱۷ سال انتظار بیپایان برای افتتاح تالار فرهنگ و هنر یاسوج
- 4 آتشسوزی منزل مسکونی در دهدشت؛ فاجعهای که ماینرهای غیرمجاز رقم زدند
- 5 افتتاح و کلنگزنی ۷۴ پروژه آب و فاضلاب در کهگیلویه و بویراحمد
- 6 مشکل توزیع کود یارانهای در کهگیلویه و بویراحمد مرتفع شد
- 7 کاهش ۱۸ درصدی سرقت در کهگیلویه
- 8 شهرک صنعتی خورشیدی در کهگیلویه و بویراحمد افتتاح می شود
-
پایان انتظار طولانی؛ نخستین استخر تخصصی بانوان گچساران افتتاح شد
-
مجتمع خیرساز آموزشی و درمانی دندانپزشکی گچساران افتتاح شد/ تصاویر
-
با حضور استاندار: ۹۵ پروژه عمرانی در شهرستان گچساران افتتاح و کلنگزنی شد
-
رئیس شبکه دامپزشکی کهگیلویه منصوب شد/ جزییات
-
ابهامات برگزاری مزایده نمایشگاه پاییزه اتاق اصناف یاسوج/ دفتر نماینده بویراحمد شفافسازی کند
-
حمایت قاطع جبهه اصلاحات کهگیلویه و بویراحمد از مواضع جبهه اصلاحات ایران/ مخالفان بیانیه بیشترین هزینه را بر مردم و کشور تحمیل کردهاند/ تعامل سازنده با جهان بر اساس منافع ملی راه برون از مشکلات است
-
افتتاح و کلنگزنی ۵۱ پروژه بزرگ راهداری و حملونقل جادهای کهگیلویه و بویراحمد در هفته دولت با اعتباری بالغ بر ۲ هزار و ۲۶۰ میلیارد تومان
-
۱۹۰ پروژه نهضت مدرسهسازی در کهگیلویه و بویراحمد در حال اجراست
-
پایان فرار متهم خونین در یاسوج با عملیات ضربتی پلیس
-
بهرامی در نشست با خبرنگاران: در یک سال اخیر سه پروژه کلان در بویراحمد فعال شد/ دو بیمارستان تخصصی یاسوج تأمین اعتبار شد/ از عملکرد برخی مدیران راضی نیسیتم/ نگاه قومی و قبیلهای و منطقه ای را قبول ندارم
نظرات ارسالی 0 نظر
شما اولین نظر دهنده باشید!