یاداشت
گفتگو و گزارش

سیل سرپری؛ وقتی مدیریت بحران و هلال‌احمر جا ماندند

بلایای طبیعی مانند سیل و زلزله، پدیده‌ای غیرقابل‌انکارند؛ اما آنچه یک حادثه طبیعی را به «فاجعه» تبدیل می‌کند، نه شدت بارندگی، بلکه ضعف مدیریت پس از حادثه است. سیل سد سرپری کهگیلویه، بیش از آنکه یک رویداد طبیعی باشد، به نمادی از ناکارآمدی، ناهماهنگی و غیبت مدیریت بحران تبدیل شد.

سیل سرپری؛ وقتی مدیریت بحران و هلال‌احمر جا ماندند

بلایای طبیعی مانند سیل و زلزله، پدیده‌ای غیرقابل‌انکارند؛ اما آنچه یک حادثه طبیعی را به «فاجعه» تبدیل می‌کند، نه شدت بارندگی، بلکه ضعف مدیریت پس از حادثه است. سیل سد سرپری کهگیلویه، بیش از آنکه یک رویداد طبیعی باشد، به نمادی از ناکارآمدی، ناهماهنگی و غیبت مدیریت بحران تبدیل شد.

در چنین حوادثی، نخستین نهادهایی که باید با فرماندهی واحد، برنامه‌ریزی دقیق و پاسخ‌گویی شفاف وارد میدان شوند، مدیریت بحران استانداری و جمعیت هلال‌احمر هستند. اما در سیل سرپری، این دو نهاد عملاً از ایفای نقش محوری خود بازماندند. نه صحنه‌ای با مدیریت واحد شکل گرفت، نه تقسیم وظایف روشنی وجود داشت و نه افکار عمومی پاسخ روشنی دریافت کرد.

مدیریت بحران استانداری که مسئول سیاست‌گذاری، هماهنگی دستگاه‌ها و هدایت کل عملیات است، در عمل به تماشاگر بحران تبدیل شد. تصمیم‌ها دیر اتخاذ شد، هماهنگی میان دستگاه‌ها شکل نگرفت و هر مجموعه، بی‌برنامه و جزیره‌ای عمل کرد. این سردرگمی، درست در ساعاتی رخ داد که هر دقیقه می‌توانست جان انسانی را نجات دهد.

از سوی دیگر، جمعیت هلال‌احمر که باید محور امدادرسانی، ساماندهی نیروها و مدیریت کمک‌ها باشد، نتوانست نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کند. پرسش جدی افکار عمومی این است: چرا امدادرسانی هدفمند و متمرکز نبود؟ چرا کمک‌های مردمی، که با نیت خالصانه جمع‌آوری شد، فاقد نظم و نظارت مشخص بود؟ و چرا سازوکار شفافی برای توزیع عادلانه این کمک‌ها تعریف نشد؟

نتیجه این ناکارآمدی، انتقال بار مسئولیت از نهادهای رسمی به دوش مردم بود. مردمی که با غیرت، دلسوزی و احساس مسئولیت وارد میدان شدند، غذا پختند، کمک جمع کردند و خلأ مدیریت را پر کردند. اما این پرسش همچنان باقی است: اگر خدای ناکرده اتفاق تلخ‌تری برای این افراد رخ می‌داد، چه کسی پاسخ‌گو بود؟ آیا می‌توان جان مردم را به آشفتگی، احساسات لحظه‌ای و مدیریت خودجوش سپرد؟

نقش مردم در بحران‌ها ستودنی است، اما استفاده از همدلی مردمی به‌عنوان سپری برای پنهان‌کردن ضعف مدیریتی، نه قابل قبول است و نه اخلاقی. مدیریت بحران و هلال‌احمر دقیقاً برای همین روزها تعریف شده‌اند؛ نه برای صدور اطلاعیه‌های کلی، بلکه برای حضور میدانی، تصمیم‌گیری سریع و پاسخ‌گویی شفاف.

سیل سد سرپری کهگیلویه، یک هشدار جدی است؛ هشداری به مدیریت بحران استانداری و جمعیت هلال‌احمر که اگر بازنگری جدی در ساختار، آموزش، فرماندهی و پاسخ‌گویی خود نداشته باشند، حادثه بعدی نه‌تنها طبیعی، بلکه کاملاً مدیریتی خواهد بود. فاجعه‌ای که باز هم هزینه‌اش را مردم خواهند داد؛ مردمی که همیشه پای کارند، اما نباید همیشه قربانی بی‌برنامگی باشند.

کلمات کلیدی



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 0 نظر

شما اولین نظر دهنده باشید!

یاداشت
گفتگو و گزارش