یاداشت
گفتگو و گزارش

رنج مردم کهگیلویه؛ محملی برای لایک و فالوور!/ الگویی که جامعه را تهدید می‌کند

در سال‌های اخیر، پدیده‌ای نگران‌کننده در فضای مجازی کهگیلویه رواج یافته است؛ جایی که رنج مردم، فقر، اشک و درماندگی نه برای حل مسئله، بلکه برای تولید محتوا و افزایش بازدید به نمایش گذاشته می‌شود. گویی درد انسان‌ها به «سوژه» تبدیل شده و کرامت انسانی قربانی لایک و فالوئر شده است.

رنج مردم کهگیلویه؛ محملی برای لایک و فالوور!/ الگویی که جامعه را تهدید می‌کند

در سال‌های اخیر، پدیده‌ای نگران‌کننده در فضای مجازی کهگیلویه رواج یافته است؛ جایی که رنج مردم، فقر، اشک و درماندگی نه برای حل مسئله، بلکه برای تولید محتوا و افزایش بازدید به نمایش گذاشته می‌شود. گویی درد انسان‌ها به «سوژه» تبدیل شده و کرامت انسانی قربانی لایک و فالوئر شده است.

سؤال جدی اینجاست: آیا مردم این دیار عزت نفس ندارند یا آن‌که عده‌ای عامدانه مرز اخلاق را زیر پا گذاشته‌اند؟ کجاست شأن انسانی، مسئولیت اجتماعی، و مهم‌تر از همه انسایت و آگاهی رسانه‌ای که باید پیش از فشردن دکمه ضبط، فعال شود؟ در بسیاری از کلیپ‌ها، دوربین بی‌رحمانه به چهره‌هایی نزدیک می‌شود که در ضعیف‌ترین لحظه زندگی‌شان قرار دارند؛ بی‌آن‌که رضایت آگاهانه‌ای در کار باشد یا پیام روشنی برای مطالبه‌گری و اصلاح وجود داشته باشد. این نمایش رنج، نه کنش اجتماعی است و نه خبرنگاری؛ بلکه نوعی بهره‌برداری از درد دیگران است.

آنچه این مسئله را در کهگیلویه خطرناک‌تر می‌کند، بافت عشیره‌ای و قبیله‌ای استان است. انتشار چنین تصاویر و روایت‌هایی می‌تواند ناخواسته به تحقیر یک طایفه، خانواده یا منطقه تعبیر شود و زمینه‌ساز سوءبرداشت‌ها، تنش‌های اجتماعی و حتی اختلافات عمیق‌تر شود. فرهنگ نیز از این روند بی‌نصیب نمانده است. وقتی نمایش فقر و رنج به یک رویه رایج تبدیل می‌شود، به‌تدریج «عادی‌سازی درد» رخ می‌دهد؛ نسلی شکل می‌گیرد که به جای مطالبه حق، به نمایش مصیبت عادت می‌کند و به جای اصلاح ساختار، به ترحم مجازی دل خوش می‌شود.

در این میان، نمی‌توان نقش شرایط کلی جامعه و جهان را نادیده گرفت. امروز در دنیای اینترنت، «دیده‌شدن» به یک ارزش تبدیل شده است؛ الگوریتم‌ها به احساسات شدید پاداش می‌دهند و لایک و فالوئر معیار موفقیت شده‌اند. طبیعی است که در چنین فضایی، بسیاری از افراد به دنبال ساده‌ترین مسیر برای دیده‌شدن بروند؛ مسیری که اغلب از نمایش رنج، اشک و فقر می‌گذرد. وقتی عده‌ای با همین روش به شهرت، درآمد یا نفوذ رسانه‌ای می‌رسند، این الگو به‌سرعت تکثیر می‌شود و دیگران هم همان راه را می‌روند، بی‌آن‌که به پیامدهای فرهنگی و اجتماعی آن فکر کنند.

اما دقیقاً در همین نقطه است که باید پرسید: اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه کجای این ماجرا ایستاده است؟ نهادی که به‌عنوان قطب فرهنگی شهرستان شناخته می‌شود، قرار بوده پیش از آن‌که آسیب فراگیر شود، وارد میدان شود؛ نه بعد از آن‌که یک رویه نادرست، عادی و تثبیت شود. انتظار می‌رفت اداره ارشاد، با درک تحولات رسانه‌ای جهان، کلاس‌های آموزشی هدفمند برگزار کند؛ از سواد رسانه‌ای و اخلاق تولید محتوا گرفته تا تفاوت میان مطالبه‌گری اجتماعی و نمایش تحقیرآمیز رنج مردم.

خلأ این آموزش‌ها باعث شده میدان تولید محتوا به حال خود رها شود؛ هرکس با هر نیتی، دوربینی بردارد و وارد زندگی خصوصی مردم شود، بی‌هیچ چارچوبی و خط قرمزی. اداره ارشاد می‌توانست با شناسایی فعالان فضای مجازی، برگزاری کارگاه‌های مستمر، حمایت از تولید محتوای مسئولانه و هدایت جریان‌های نوظهور رسانه‌ای، این مسیر را اصلاح کند. سکوت و انفعال در چنین شرایطی، به‌معنای واگذارکردن فرهنگ به الگوریتم‌هاست؛ الگوریتم‌هایی که نه دغدغه هویت دارند و نه دل‌سوز بافت اجتماعی کهگیلویه‌اند.

اگر قرار است جامعه به هر سمتی کشیده نشود و رنج مردم ابزار نشود، این خلأ باید جدی گرفته شود. فرهنگ، با دستور و برخورد مقطعی اصلاح نمی‌شود؛ با آموزش، آگاهی و حضور فعال نهادهای مسئول شکل می‌گیرد. امروز، بیش از هر زمان دیگری، این مسئولیت بر دوش متولیان فرهنگ در شهرستان سنگینی می‌کند و باید سریعاً فکری اساسی برای بازگرداندن کرامت و انسایت به رسانه‌های محلی صورت گیرد.

کلمات کلیدی



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 0 نظر

شما اولین نظر دهنده باشید!

یاداشت
گفتگو و گزارش