یاداشت
گفتگو و گزارش

«زَحمَت رَنج بی‌غار» مدیران استانی؛ جشنواره می‌آید، توسعه نمی‌آید

مریم پارسا خبرنگار و فعال رسانه‌ای طی یادداشتی نوشت:

«زَحمَت رَنج بی‌غار» مدیران استانی؛ جشنواره می‌آید، توسعه نمی‌آید

افتونیوز|  مریم پارسا خبرنگار و فعال رسانه‌ای طی یادداشتی نوشت:

در فرهنگ لُری ضرب‌المثلی هست که می‌گوید: «زَحمَت رَنج بی‌غار»؛ یعنی رنج فراوان، بی‌حاصل. تلاشی بزرگ که به اندوخته‌ای ماندگار نمی‌انجامد. این روزها کافی‌ست نگاهی به تقویم رویدادهای استانی بیندازیم تا ببینیم این مثل قدیمی چقدر دقیق و امروزی شده است.

جشنواره‌ها می‌آیند؛ بنرها نصب می‌شوند، صندلی‌ها چیده می‌شوند، مسئولان سخنرانی می‌کنند، عکس‌ها گرفته می‌شود و چند خبر رسمی منتشر می‌شود. چند روزی شهر حال‌وهوای متفاوتی دارد. اما بعد از خاموش شدن نورها و جمع شدن سازه‌ها، چه چیزی برای مردم باقی می‌ماند؟ کدام زیرساخت تقویت شده؟ کدام مشکل مزمن حل شده؟ کدام فرصت پایدار ایجاد شده است؟

مسئله، مخالفت با اصل جشنواره یا رویداد نیست. معرفی ظرفیت‌های بومی، تقویت همدلی اجتماعی و ایجاد تحرک اقتصادی، اهدافی ارزشمندند. اما وقتی برگزاری رویداد به «هدف» تبدیل می‌شود نه «ابزار»؛ وقتی خروجی آن به چند سطر خبر و چند قاب عکس محدود می‌شود؛ وقتی سال‌ها در یک نقطه تکرار می‌شود و به توسعه متوازن منجر نمی‌شود، دیگر نمی‌توان نامش را برنامه‌ریزی توسعه گذاشت.

جشنواره‌هایی مانند «انار مارین» در گچساران یا «انگور سی‌سخت» و حتی مجامع ملی و کشوری، در ذات خود ارزشمندند و می‌توانند ظرفیت‌های بومی را معرفی کنند و گردش مالی ایجاد کنند. مسئله، اصل برگزاری نیست؛ مسئله، بی‌برنامگی و تکرار بی‌هدف است. وقتی رویداد به «مناسک سالانه» تبدیل می‌شود و خروجی ملموس، قابل سنجش و ماندگار برای جامعه محلی ندارد، دیگر نامش توسعه نیست؛ نمایش است.

در حوزه مسابقات ورزشی و همایش‌های استانی نیز همین الگو تکرار می‌شود: یک شهرستان، به دلیل برخورداری از حداقل امکانات، پیوسته میزبان است و سایر شهرستان‌ها به بهانه نبود زیرساخت، از دایره میزبانی حذف می‌شوند. نتیجه روشن است؛ تمرکز امکانات در یک نقطه و تعمیق شکاف منطقه‌ای در نقاط دیگر.

این چرخه، نابرابری را تثبیت می‌کند. شهرستان برخوردار، برخوردارتر می‌شود و شهرستان کم‌برخوردار همچنان در انتظار می‌ماند. به عبارت ساده‌تر، همان چرخه آشنای «دارا، داراتر؛ ندار، ندارتر» بازتولید می‌شود؛ تثبیت نابرابری به نام کارآمدی اجرایی.

به جای آنکه رویدادها بهانه‌ای برای سرمایه‌گذاری در مناطق کمتر توسعه‌یافته باشند، خود به عاملی برای تمرکز بیشتر امکانات تبدیل می‌شوند.

بخشی از این وضعیت، حاصل نگاه کوتاه‌مدت مدیریتی است. مدیرانی که عمر مسئولیت‌شان محدود است، طبیعی‌ست به سراغ پروژه‌های زودبازده و قابل افتتاح بروند. توسعه پایدار اما با بریدن روبان و انتشار خبر شکل نمی‌گیرد؛ نیازمند سیاستی کلان، عادلانه و الزام‌آور است که وابسته به سلیقه افراد نباشد.

قابل درک است که عمر مدیریت‌ها در استان کوتاه، فشارهای سیاسی زیاد و میدان عمل محدود باشد؛ اما همین شرایط، ضرورت برنامه‌ریزی ماندگار را دوچندان می‌کند. اگر قرار است تلاشی صورت گیرد، باید به نتیجه‌ای ماندگار منتهی شود.

توسعه زمانی معنا دارد که پس از پایان هر رویداد، اثری ملموس در زندگی مردم دیده شود؛ نه فقط در آرشیو خبرها.

راه برون‌رفت چیست؟

نظام میزبانی چرخشی و هدفمند.

اگر امسال جشنواره‌ای در یک شهرستان برگزار می‌شود، سال بعد باید میزبانی به شهرستانی دیگربا امکانات کمتر واگذار شود؛ نه تصادفی، بلکه بر اساس برنامه‌ای شفاف و زمان‌بندی‌شده.

این رویکرد چند دستاورد روشن دارد:

کمبودها را واقعی و میدانی آشکار می‌کند؛

دستگاه‌ها را ناگزیر به سرمایه‌گذاری در زیرساخت مناطق کمتر برخوردار می‌کند؛

فرصت رسانه‌ای و اقتصادی را عادلانه‌تر توزیع می‌کند؛ و رقابت سالم مدیریتی میان شهرستان‌ها ایجاد می‌کند.

در این مدل، رویداد «هدف» نیست؛ «ابزار» است. ابزاری برای توسعه زیرساخت، تقویت اقتصاد محلی، ارتقای مهارت نیروی انسانی و افزایش توان حکمرانی محلی.

در غیر این صورت، آنچه باقی می‌ماند همان «زَحمَت رَنج بی‌غار» است؛ هزینه بسیار، دستاورد اندک. جشنواره می‌آید، اما توسعه نمی‌آید. هیاهو هست، اما تحول نیست.

کلمات کلیدی



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 0 نظر

شما اولین نظر دهنده باشید!

یاداشت
گفتگو و گزارش