یاداشت
گفتگو و گزارش

آینه‌ای روبه‌روی قلم‌های ما؛ معیارهایی که برای همه یکسان نیستند!

گاهی لازم است پیش از آنکه قلممان را متوجه دیگران کنیم، آینه‌ای روبه‌روی خود بگیریم. آینه‌ای که نشان دهد معیارهایی که در نقد و تحسین به کار می‌بریم، همیشه هم برای همه یکسان نیستند. جایی برای دیگران سخت‌گیر می‌شویم و جایی برای نزدیکانمان آسان می‌گیریم؛ و همین‌جاست که پرسش مهمی شکل می‌گیرد: آیا نقد ما برای اصلاح است، یا فقط برای دیگران؟

آینه‌ای روبه‌روی قلم‌های ما؛ معیارهایی که برای همه یکسان نیستند!

اینجا کهگیلویه و بویراحمد است؛ سرزمینی با مردمانی ریشه‌دار، نجیب و صمیمی. دیاری که همیشه در آن غیرت، تعصب به خاک و طایفه، و دغدغه عدالت شنیده می‌شود. ما مردمی هستیم که بی‌تفاوت نیستیم؛ حرف می‌زنیم، مطالبه می‌کنیم، تحلیل می‌کنیم و نقد می‌کنیم. در جمع‌ها، در محافل، در فضای مجازی و حتی در گفتگوهای روزمره، از حق و انصاف سخن می‌گوییم و خود را اهل مطالبه‌گری می‌دانیم.

اما بیایید صادقانه‌تر به رفتار خودمان نگاه کنیم.

وقتی نوبت به نقد دیگران می‌رسد، صدایمان بلند می‌شود. گاهی چنان تند می‌نویسیم و می‌گوییم که مرز میان نقد و تخریب کمرنگ می‌شود. از تهمت‌ها ناگزیریم، خانواده و گذشته و شخصیت فرد را هم به میان می‌کشیم. هیچ کوتاهی نمی‌کنیم. آن‌قدر زیاده‌روی می‌کنیم که گویی با آن مدیر یا مسئول، مسئله‌ای شخصی داریم. برای خطا هیچ حقی قائل نیستیم؛ فراموش می‌کنیم که هر مدیری، پیش از هر عنوانی، یک انسان است؛ انسانی جایزالخطا. انتظار داریم بی‌نقص باشد، بی‌اشتباه باشد، بی‌لغزش باشد. و اگر لغزید، گویی همه چیزش را زیر سؤال می‌بریم.

با افتخار می‌گوییم: آری، ما منتقدیم.

اما همین که پای دوست، رفیق، هم‌طایفه‌ای یا فامیل خودمان به میان می‌آید، فضا تغییر می‌کند. همان قلم تند، نرم می‌شود. همان صدای بلند، آهنگ تحسین می‌گیرد. چنان از او تعریف می‌کنیم که گویی هیچ ضعفی در کار نیست. اشتباهاتش را یا نمی‌بینیم یا با هزار توجیه از کنارش عبور می‌کنیم. به نظرمان شرایط فرق کرده، ماجرا متفاوت است، و دیگر جای هیچ نقدی باقی نمانده است.

آری، در نگاه ما دوستمان بهترین است.

و اینجاست که باید از خود بپرسیم: آیا ما واقعاً منتقدیم، یا فقط گزینشی نقد می‌کنیم و گزینشی تحسین؟   آیا معیار ما حق و انصاف است، یا نسبت و رابطه؟

جامعه‌ای رشد می‌کند که در آن نقد، ابزار اصلاح باشد نه تسویه‌حساب؛ و تحسین، تشویقِ شایستگی باشد نه تعصب و جانبداری. رشد زمانی اتفاق می‌افتد که در قلم‌هایمان انصاف را سرلوحه قرار دهیم؛ نه در نقد زیاده‌روی کنیم و نه در مدح اغراق. نه شخصیت افراد را قربانی خشم کنیم و نه حقیقت را فدای رفاقت.

بیایید از خودمان شروع کنیم.   بیایید اگر نقد می‌کنیم، منصفانه و مستند نقد کنیم.   اگر تحسین می‌کنیم، به اندازه و بر پایه واقعیت تحسین کنیم.   و حداقل اگر نمی‌توانیم منصف باشیم، سکوت کنیم.

سکوت گاهی زیباتر از نقدِ بی‌انصاف و مدحِ اغراق‌آمیز است.

این نوشته نه حمله به کسی است و نه دفاع از کسی؛ تلنگری است برای من و برای ما. برای اینکه یادمان بماند عدالت فقط شعاری برای دیگران نیست، بلکه معیاری است که باید در رفتار و قلم خودمان جاری شود. اگر می‌خواهیم کهگیلویه و بویراحمدی پیشرو، آگاه و رو به رشد داشته باشیم، باید فرهنگ نقد و تحسین‌مان را اصلاح کنیم.

بیایید جامعه‌ای بسازیم که در آن، معیارها برای همه یکسان باشد؛   جایی که نه دوستی سپر خطا شود و نه اختلاف، بهانه تخریب.   جایی که قلم‌هایمان سنگین‌تر از احساساتمان حرکت کند،   و انصاف، پیش از هر چیز، راهنمای کلماتمان باشد.

شاید رشد از همین‌جا آغاز شود؛   از لحظه‌ای که تصمیم بگیریم پیش از نقد دیگران، خودمان را نقد کنیم.

مریم پارسا

کلمات کلیدی



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 0 نظر

شما اولین نظر دهنده باشید!

یاداشت
گفتگو و گزارش