-
سهم ۵۰ درصدی از دریای خزر حق تاریخی ایران یا یک افسانه حقوقی ؟
ابراهیم دادگر -
روزی برای تجدید میثاق با حقیقت
سهیلا نیکاقبالی -
تحلیلی بر منطق تخریب در برابر راهبرد توسعه
عبدالحسین رمضانی -
به پاس روزِ راویانِ حقیقت؛ حنجرهای برای بیصدایان و زخمهای نجیبِ این دیار
مریم پارسا -
خدمتِ ماندگار، خاموششدنی نیست؛ صلابت خادمان در برابر هجمههای پنهان توسعه و پیشرفت ، نه با حرف و شعار، بلکه با کارنامه ملموس خادمان صادق ساخته شده است. اما همواره این سوال مطرح است: چرا حرکت به سوی توسعه، گاه با حسادتها، تهمتها و تخریبهای پنهان روبهرو میشود؟
نعیم خورشیدی -
از بهون پر مِهر ننه خاتون تا هتل گوتیک پست مدرنیسم
سیدکاظم فاضل -
تقابل خدمت صادقانه و جریانهای تخریبی؛ آگاهی عمومی، سدی محکم در برابر مافیای شایعهساز
نعیم خورشیدی -
توسعه یا نمایش توسعه؟
ایمان محمدپورفتح -
کهگیلویه و بویراحمد در وضعیت اضطرار اجتماعی؛ ضرورت شناخت علمی و پاسخگویی نهادی
بهرام پرندوار -
«دیپلماسی شکننده؛ یادداشت تفاهم ایران و آمریکا و مرز باریک میان حقوق بینالملل و موازنه قدرت»
ابراهیم دادگر
-
یلدا زیر تیغ گرانی/ سنتهایی که با افزایش قیمتها رنگ باخت
-
شریعتی: تلاش کردم صدای فرودستان و بیصدایان باشم/ تاریخ را با دید انتقادی و فارغ از نگاه ایدئولوژیکی بخوانید/ روایت وقایع ۱۹شهریور تا ۱۹ آبان گچساران/ فیلم
-
اختصاص 5 میلیارد برای تخریب و بازسازی ساختمان شهرداری دهدشت
-
وضعیت اسفناک جاده روستایی « امامزاده نورالدین(ع) » کهگیلویه/ وعده هایی که قرار نیست عملی شوند!/+فیلم
-
«پل چهارم بشار یاسوج» همچنان در پیچ و خم وعدهها
-
آفت پروانه سفید برگخوار درختان تنومند زاگرس را به زانو در میآورد / ابتلای ۶۰ هزار هکتار جنگلهای کهگیلویه به آفت
-
روایت کوتاه اَفتونیوز از زندگی پر مشقت مادر دهدشتی و دو فرزند معلولاش
-
حال و روز جنگل های زاگرس خوب نیست/ امکان زادآوری درختان آن را به صفر رسیده است/قُرق بانی منطقی نیست
-
حمله ملخ ها به روستای« جلاله» / ماجرا چیست؟
-
خانههای دولتی دهدشت در قُرق یک لیست ۳۰ نفره/ راه و شهرسازی کهگیلویه آییننامه تخلیه منازل سازمانی را مطالعه کند
- آخرین خبرها
- 0
- یکشنبه , 18 مرداد 1405 -PM -12:57
پیام تعطیلی پالایشگاه گچساران؛ اطلاعرسانی واقعی یا عملیات روانی؟
«یک خبر خوب برای آنانی که برای نشدن تلاش کردند»؛ پیام تعطیلی پالایشگاه گچساران با چه هدفی منتشر شد؟
«یک خبر خوب برای آنانی که برای نشدن تلاش کردند»؛ پیام تعطیلی پالایشگاه گچساران با چه هدفی منتشر شد؟
در روزهایی که زمزمههای آغاز عملیات خاکبرداری پالایشگاه گچساران در منطقه لیشتر، بار دیگر نگاه افکار عمومی را به این پروژه معطوف کرده است، انتشار ناگهانی یک پیام درباره «تعطیلی پالایشگاه» فضای خبری شهرستان را تحت تأثیر قرار داد؛ پیامی که نحوه نگارش و زمان انتشار آن، بیش از اصل خبر، مورد توجه قرار گرفته است.
پالایشگاه گچساران در آذرماه ۱۴۰۴ در منطقه لیشتر کلنگزنی شد؛ پروژهای که از همان ابتدا با وعده ایجاد اشتغال و کمک به توسعه اقتصادی منطقه همراه بود. با مطرحشدن احتمال آغاز خاکبرداری، بحث نحوه جذب نیرو و شائبه تبعیض در بهکارگیری نیروها نیز در برخی محافل اجتماعی و سیاسی بویراحمد گرمسیر بالا گرفت.
این حساسیت تا جایی پیش رفت که امام جمعه گچساران در خطبههای نماز جمعه ۹ مرداد، از فرماندار خواست روند جذب نیرو را بهصورت شفاف برای مردم اعلام کند. بنابراین، پیش از انتشار خبر تعطیلی، پرسش اصلی افکار عمومی مشخص بود: نیروهای این پروژه با چه سازوکاری، از چه مناطقی و بر اساس کدام ضوابط جذب خواهند شد؟
در میانه همین مطالبه و درخواست مردم بویراحمد گرمسیر و تجمعات چندباره و جو عمومی شهرستان که به سمت مطالبهگری برای شفافیت چگونگی جذب نیرو پیش میرفت، صفحهای در فضای مجازی که سوابق انتشار مطالب مرتبط با نماینده گچساران و باشت را دارد، با انتشار جملهای قابل تأمل نوشت: «یک خبر خوب برای آنانی که برای نشدن تلاش کردند؛ طرح پالایشگاه گچساران تعطیل شد.»
تا زمان تنظیم این گزارش، هیچ مرجع رسمی خبر تعطیلی پالایشگاه را تأیید یا تکذیب نکرده است. ازاینرو، درباره صحت خبر و نیت قطعی منتشرکننده نمیتوان داوری نهایی کرد؛ اما ساختار همین جمله، زمان انتشار آن و فقدان هرگونه توضیح فنی، امکان تحلیل کارکرد رسانهای آن را فراهم میکند.
چرا عبارت «یک خبر خوب» اهمیت دارد؟
تعطیلی یک پروژه صنعتی و اشتغالزا، بهطور معمول نمیتواند برای مردم منطقه «خبر خوب» باشد. بنابراین، بهکاربردن این عبارت ظاهراً نه برای ابراز رضایت، بلکه با لحنی کنایهآمیز صورت گرفته است.
مخاطب واقعی این کنایه، گروهی نامشخص با عنوان «آنانی که برای نشدن تلاش کردند» است. منتشرکننده بدون آنکه نام فرد یا نهادی را ذکر کند یا سندی درباره تلاش برای توقف پروژه ارائه دهد، مسئولیت تعطیلی ادعایی را متوجه مخالفانی مبهم میکند.
این شیوه نگارش به پیام دو کارکرد میدهد: نخست، ایجاد احساس شکست و نگرانی در میان حامیان پروژه؛ دوم، قراردادن منتقدان یا مطالبهگران در مظان اتهام مخالفت با اصل پالایشگاه. در چنین روایتی، هر فردی که درباره محل اجرای پروژه، آثار زیستمحیطی، نحوه تأمین اعتبار یا چگونگی جذب نیرو سؤال داشته باشد، ممکن است در ذهن مخاطب در ردیف کسانی قرار گیرد که «برای نشدن» تلاش کردهاند.
«آنانی که برای نشدن تلاش کردند» چه کسانی هستند؟
مبهمبودن این بخش از جمله، احتمالاً مهمترین ویژگی آن است. هیچ فرد، گروه یا دستگاهی نام برده نشده؛ اما عبارت بهگونهای تنظیم شده که مخاطبان بتوانند بر اساس اختلافات سیاسی موجود، مصداق موردنظر خود را برای آن پیدا کنند.
چنین ابهامی در پیامهای سیاسی کارکرد مشخصی دارد. منتشرکننده اتهام صریح و قابل اثباتی علیه فرد معینی مطرح نمیکند، اما همزمان زمینه شکلگیری گمانهزنی، دوقطبی و اتهامزنی را فراهم میسازد. به بیان دیگر، جمله بهجای آنکه بگوید «چرا پروژه تعطیل شده است»، ذهن مخاطب را به این سمت میبرد که «چه کسانی پروژه را تعطیل کردهاند؟»
این تغییر پرسش، قابل توجه است؛ زیرا پیش از انتشار این پیام، مطالبه اصلی مردم شفافیت در جذب نیرو بود. پس از آن، افکار عمومی ناگهان درگیر پرسشی بنیادیتر شد: آیا اصلاً پالایشگاهی باقی مانده است که درباره استخدامهای آن مطالبهگری شود؟
«تعطیل شد»؛ خبری قطعی بدون منبع رسمی
بخش پایانی پیام، یعنی «طرح پالایشگاه گچساران تعطیل شد»، با لحنی قطعی نوشته شده است؛ اما در کنار این قطعیت زبانی، هیچ اطلاعاتی درباره مرجع تصمیمگیرنده، علت تعطیلی، زمان صدور دستور، وضعیت سرمایهگذار، پیمانکار یا آینده پروژه ارائه نشده است.
حتی مفهوم «تعطیلی» نیز روشن نیست. آیا مجوز پروژه لغو شده است؟ عملیات اجرایی متوقف شده؟ آغاز خاکبرداری به تأخیر افتاده؟ سرمایهگذار انصراف داده؟ یا یک مانع اداری و موقت ایجاد شده است؟
خبر حرفهای باید دستکم به بخشی از این پرسشها پاسخ دهد. فقدان این عناصر نشان میدهد جمله منتشرشده، در شکل فعلی، بیشتر یک «اعلام موضع» یا «پیام هشدارآمیز» است تا گزارشی مستند درباره سرنوشت یک پروژه بزرگ صنعتی.
هدف؛ اطلاعرسانی یا سنجش واکنشها؟
یکی از برداشتهای ممکن این است که پیام با هدف وادارکردن مسئولان و حامیان پروژه به واکنش منتشر شده باشد. اعلام قطعی تعطیلی یک طرح حساس، در نبود موضع رسمی، میتواند نماینده، فرماندار، مجری یا سرمایهگذار را ناچار کند سریعتر درباره وضعیت پروژه توضیح دهند.
از این منظر، پیام ممکن است نوعی «آزمون واکنش» باشد؛ به این معنا که با انتشار یک خبر شوکآور، میزان حساسیت مردم و نوع واکنش جریانهای سیاسی سنجیده شود. بازنشرها، اعتراضها و پاسخ مسئولان نیز نشان میدهد کدام روایت در افکار عمومی اثر بیشتری دارد.
برداشت دیگر آن است که پیام با ایجاد یک خطر فوری، زمینه را برای برجستهکردن نقش حامیان پروژه فراهم میکند. در این الگوی رسانهای، ابتدا احتمال شکست یا تعطیلی مطرح میشود و سپس یک چهره یا جریان سیاسی در جایگاه مدافع پروژه و مانع توقف آن قرار میگیرد.
آیا مطالبه جذب نیرو به حاشیه رفت؟
زمان انتشار پیام، احتمال دیگری را نیز تقویت میکند. این خبر درست هنگامی منتشر شد که اعتراضها درباره نحوه جذب نیرو بالا گرفته و مطالبه شفافسازی از تریبون نماز جمعه نیز مطرح شده بود.
پیش از انتشار پیام، مردم میپرسیدند نیروها چگونه جذب خواهند شد. پس از انتشار آن، سؤال به این تبدیل شد که آیا پروژه تعطیل شده است یا ادامه دارد. به این ترتیب، مطالبه مشخص و قابل پاسخ درباره سازوکار استخدام، دستکم برای چند ساعت جای خود را به نگرانی درباره اصل موجودیت پروژه داد.
نمیتوان بدون مدرک گفت که این تغییر موضوع، هدف قطعی منتشرکننده بوده است؛ اما نتیجه عملی پیام همین بود: بحث از «شفافیت در جذب نیرو» به «تعطیلی یا ادامه پالایشگاه» منتقل شد.
فعالیت دوباره یک صفحه در میانه حواشی
سابقه فعالیت صفحه منتشرکننده نیز مورد توجه کاربران قرار گرفته است. این صفحه پس از مدتی کمخبری، همزمان با افزایش حواشی پروژه دوباره فعال شده و پیام تعطیلی را با لحنی کنایهآمیز منتشر کرده است.
این همزمانی بهتنهایی برای اثبات یک سناریوی از پیش طراحیشده کافی نیست؛ بااینحال، طبیعی است که مخاطبان درباره هدف از فعالشدن مجدد صفحه و انتشار چنین خبر مهمی بدون ذکر منبع رسمی پرسش داشته باشند. هرچه سابقه یک رسانه یا صفحه به جریان سیاسی مشخصی نزدیکتر تلقی شود، پیامهای آن نیز کمتر بهعنوان خبر خنثی و بیشتر در چارچوب رقابتهای سیاسی تحلیل خواهد شد.
پاسخ غیرمستقیم صفحه رسمی تاجگردون
چند ساعت پس از انتشار خبر تعطیلی، صفحه رسمی غلامرضا تاجگردون استوری دیگری با این مضمون منتشر کرد: «شاید را کنار بگذارید؛ هستیم، محکمتر از گذشته، تازه کار ما شروع شده است.»
اگرچه در این استوری نیز بهصورت روشن نام پالایشگاه یا خبر تعطیلی ذکر نشد، همزمانی دو پیام موجب شد برخی کاربران آن را پاسخی غیرمستقیم به ادعای توقف پروژه بدانند.
کنار هم قرارگرفتن این دو پیام، یک الگوی رسانهای قابل تأمل ایجاد کرد: ابتدا خبری شوکآور درباره تعطیلی پروژه و متهمکردن مخالفان، سپس پیامی درباره حضور محکمتر و آغاز کار. این توالی میتواند روایت «تهدید پروژه و ایستادگی برای حفظ آن» را در ذهن مخاطب شکل دهد؛ روایتی که در نهایت، یک جریان را در جایگاه حامی توسعه و طرف مقابل را در جایگاه مانع اجرای پروژه قرار میدهد.
سردرگمی بهجای اطلاعرسانی
واکنش اولیه بسیاری از شهروندان گچساران به پیام تعطیلی، نه استقبال بود و نه مخالفت روشن؛ بلکه سردرگمی بود. مردم نمیدانستند کدام بخش از پیام مستند است، منظور از تعطیلی چیست و چرا یک صفحه مجازی زودتر از نهادهای مسئول چنین خبر مهمی را اعلام کرده است.
نتیجه قطعی انتشار این جمله، فارغ از هدف واقعی منتشرکننده، افزایش ابهام در افکار عمومی بود. این پیام نه سندی برای تعطیلی ارائه کرد، نه علت آن را توضیح داد و نه وضعیت آینده پروژه را روشن ساخت. در مقابل، با استفاده از عبارتهایی مانند «خبر خوب» و «آنانی که برای نشدن تلاش کردند»، فضا را به سمت صفبندی سیاسی و جستوجوی مقصر سوق داد.
اکنون پاسخگویی رسمی درباره دو موضوع ضروری است: نخست، وضعیت واقعی پالایشگاه گچساران و صحت یا نادرستی ادعای تعطیلی؛ دوم، سازوکار دقیق و قابل نظارت جذب نیرو. پرداختن به یکی نباید موجب فراموشی دیگری شود.
تا زمانی که مرجع مسئول توضیح مستندی ارائه نکند، پیام «طرح پالایشگاه گچساران تعطیل شد» را نمیتوان یک خبر قطعی دانست. آنچه فعلاً میتوان با اطمینان بیشتری گفت، این است که این جمله بیش از آنکه اطلاعاتی درباره سرنوشت فنی پروژه بدهد، برای اثرگذاری بر افکار عمومی، ایجاد فشار رسانهای و شکلدادن به یک روایت سیاسی ظرفیت داشته است.
نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.
-
سهم ۵۰ درصدی از دریای خزر حق تاریخی ایران یا یک افسانه حقوقی ؟
ابراهیم دادگر -
روزی برای تجدید میثاق با حقیقت
سهیلا نیکاقبالی -
تحلیلی بر منطق تخریب در برابر راهبرد توسعه
عبدالحسین رمضانی -
به پاس روزِ راویانِ حقیقت؛ حنجرهای برای بیصدایان و زخمهای نجیبِ این دیار
مریم پارسا -
خدمتِ ماندگار، خاموششدنی نیست؛ صلابت خادمان در برابر هجمههای پنهان توسعه و پیشرفت ، نه با حرف و شعار، بلکه با کارنامه ملموس خادمان صادق ساخته شده است. اما همواره این سوال مطرح است: چرا حرکت به سوی توسعه، گاه با حسادتها، تهمتها و تخریبهای پنهان روبهرو میشود؟
نعیم خورشیدی -
از بهون پر مِهر ننه خاتون تا هتل گوتیک پست مدرنیسم
سیدکاظم فاضل -
تقابل خدمت صادقانه و جریانهای تخریبی؛ آگاهی عمومی، سدی محکم در برابر مافیای شایعهساز
نعیم خورشیدی -
توسعه یا نمایش توسعه؟
ایمان محمدپورفتح -
کهگیلویه و بویراحمد در وضعیت اضطرار اجتماعی؛ ضرورت شناخت علمی و پاسخگویی نهادی
بهرام پرندوار -
«دیپلماسی شکننده؛ یادداشت تفاهم ایران و آمریکا و مرز باریک میان حقوق بینالملل و موازنه قدرت»
ابراهیم دادگر
-
یلدا زیر تیغ گرانی/ سنتهایی که با افزایش قیمتها رنگ باخت
-
شریعتی: تلاش کردم صدای فرودستان و بیصدایان باشم/ تاریخ را با دید انتقادی و فارغ از نگاه ایدئولوژیکی بخوانید/ روایت وقایع ۱۹شهریور تا ۱۹ آبان گچساران/ فیلم
-
اختصاص 5 میلیارد برای تخریب و بازسازی ساختمان شهرداری دهدشت
-
وضعیت اسفناک جاده روستایی « امامزاده نورالدین(ع) » کهگیلویه/ وعده هایی که قرار نیست عملی شوند!/+فیلم
-
«پل چهارم بشار یاسوج» همچنان در پیچ و خم وعدهها
-
آفت پروانه سفید برگخوار درختان تنومند زاگرس را به زانو در میآورد / ابتلای ۶۰ هزار هکتار جنگلهای کهگیلویه به آفت
-
روایت کوتاه اَفتونیوز از زندگی پر مشقت مادر دهدشتی و دو فرزند معلولاش
-
حال و روز جنگل های زاگرس خوب نیست/ امکان زادآوری درختان آن را به صفر رسیده است/قُرق بانی منطقی نیست
-
حمله ملخ ها به روستای« جلاله» / ماجرا چیست؟
-
خانههای دولتی دهدشت در قُرق یک لیست ۳۰ نفره/ راه و شهرسازی کهگیلویه آییننامه تخلیه منازل سازمانی را مطالعه کند
نظرات ارسالی 0 نظر
شما اولین نظر دهنده باشید!