یاداشت
گفتگو و گزارش

شیوع «خودعقل‌کل‌پنداری» در عرصهٔ عمومی استان/نشست خبری یا بهانه ای برای «دیده‌شدن» «افرادِ خودنما» با پیشینه مبهم و کارنامه‌ای نامشخص!

نشست‌های خبری از بنیاد، برای اهدافی روشن طراحی شده‌اند: مدیریت بحران و کنترل خسارت، اعلام اخبار بزرگ، شفاف‌سازی و پاسخگویی، جلب اعتماد سرمایه‌گذاران و سهامداران، و در نهایت اقناع و جلب حمایت افکار عمومی. اما وقتی افرادی با پیشینه‌ای مبهم و کارنامه‌ای نامشخص، خود را در جایگاهی می‌نشانند که از مخاطبان انتظار شنیدن و پذیرش دارند، پرسش اساسی این است: این افراد چه دستاورد مادی یا معنوی‌ای داشته‌اند که سخنشان را شایستهٔ گوش دادن می‌کند؟ چرا باید توصیه‌هایشان را جدی گرفت؟

شیوع «خودعقل‌کل‌پنداری» در عرصهٔ عمومی استان/نشست خبری یا بهانه ای برای «دیده‌شدن» «افرادِ خودنما» با پیشینه مبهم و کارنامه‌ای نامشخص!

 

این روزها در عرصهٔ عمومی استان، پدیده‌ای رو به گسترش است که نمی‌توان از کنار آن به سادگی گذشت: جعل یا بزرگ‌نمایی عناوین، تحمیل این عناوین به رسانه‌ها، صدور بیانیه‌هایی با امضاهای پرطمطراق، و از همه تازه‌تر، برگزاری نشست‌های خبری در یاسوج. اما مسئله فراتر از یک یا چند فرد خاص است؛ آنچه نگران‌کننده به نظر می‌رسد، شکل‌گیری الگویی است که در آن «عنوان» جای «کارنامه» را می‌گیرد و «دیده‌شدن» بر «اثرگذاری» تقدیم می‌شود.

پیش از هر چیز، باید از فلسفهٔ نشست خبری پرسید. نشست‌های خبری از بنیاد، برای اهدافی روشن طراحی شده‌اند: مدیریت بحران و کنترل خسارت، اعلام اخبار بزرگ، شفاف‌سازی و پاسخگویی، جلب اعتماد سرمایه‌گذاران و سهامداران، و در نهایت اقناع و جلب حمایت افکار عمومی. اما وقتی افرادی با پیشینه‌ای مبهم و کارنامه‌ای نامشخص، خود را در جایگاهی می‌نشانند که از مخاطبان انتظار شنیدن و پذیرش دارند، پرسش اساسی این است: این افراد چه دستاورد مادی یا معنوی‌ای داشته‌اند که سخنشان را شایستهٔ گوش دادن می‌کند؟ چرا باید توصیه‌هایشان را جدی گرفت؟

اتصال به سیاستمداران چپ و راست، رفیق‌بازی برای گرفتن پروژه، یا رزومه‌سازی در مسئولیت‌های نامرتبط در استان‌های دیگر، هیچ‌کدام نمی‌تواند پاسخی برای مخاطب هم‌استانی باشد. مردمی که نظاره‌گر این نمایش‌ها هستند، حق دارند بپرسند: این همه هیاهو به کجا می‌انجامد؟

رسانه‌زدگی، پدیده‌ای مختص استان ما نیست، اما در کهگیلویه و بویراحمد چهره‌ای غالب یافته است. فضای مجازی و رسانه‌های امروز، پنجره‌ای رو به مناسبات، دغدغه‌ها، ادبیات و سطح گفت‌وگوی عمومی هر جامعه‌ای گشوده‌اند. با هر معیاری که به تعداد عناوین رسانه‌ای و حجم فعالیت‌های اینستاگرامی در استان نگاه کنیم، اطلاق عنوان «رسانه‌زدگی» به این فضا چندان بیراه نیست.

البته که بخشی از این وضعیت، متوجه خود رسانه‌ها و اصحاب آن است. گفته‌اند «حرمت امامزاده به متولی آن است»؛ صاحبان رسانه پیش از هر چیز باید برای رسانهٔ خویش اعتبار، شأن و وزانت قائل شوند و اجازه ندهند که تریبونشان به محملی برای بازتولید ادعاهای بی‌پشتوانه، عناوین جعلی و خودنمایی‌های فردی بدل شود.

بی‌گمان در هر جامعه‌ای، رسانه‌هایی با کیفیت، اعتبار و سطوح مختلف از حرفه‌ای‌گری وجود دارند. رسانه‌های ضعیف و آنچه در زبان عامیانه «در و پیتی» خوانده می‌شود، مختص استان ما نیست. اما مسئله از جایی جدی می‌شود که این ضعف، نه به حاشیه رانده، بلکه به تدریج به چهرهٔ غالب عرصهٔ عمومی تبدیل می‌شود.

کیفیت یک جامعهٔ رسانه‌ای را با تعداد رسانه‌ها نمی‌توان سنجید؛ آنچه اهمیت دارد، نسبت رسانه‌های حرفه‌ای، مسئول و اثرگذار با انبوه تریبون‌هایی است که صرفاً صدا تولید می‌کنند. جامعه در بلندمدت، بیش از آنکه با تعداد رسانه‌هایش شناخته شود، با کیفیت رسانه‌های مرجع و اثرگذارش ارزیابی خواهد شد.

امروز، چشم بستن بر ظهور پدیده‌های خلق‌الساعه و عنوان‌سازی‌های عجیب، دیگر سکوتی بی‌ضرر نیست. افرادی که یک روز خود را «مشاور سازمان بین‌المللی در تهران» معرفی می‌کنند، روز دیگر «نخبهٔ ملی و بین‌المللی» می‌شوند، و فردایش با عناوینی چون «دستیار»، «کنشگر» و «فعال» پا به میدان رسانه می‌گذارند. اگر رسانه‌ها این مدعیان را بدون راستی‌آزمایی به رسمیت بشناسند، مرز میان تخصص واقعی و عنوان‌سازی رسانه‌ای به تدریج مخدوش خواهد شد و اعتماد عمومی، بزرگ‌ترین سرمایهٔ عرصهٔ خبر، از دست می‌رود.

کلمات کلیدی



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 0 نظر

شما اولین نظر دهنده باشید!

یاداشت
گفتگو و گزارش