یاداشت
گفتگو و گزارش

آبادیِ به وسعتِ چهار نازل/ سلام بر این همه عظمت

افتتاح پمپ بنزین با چهار نازل در منطقه" محروم خدمت و موهبت است و سرمایه گذار را باید ستود اما سر صحبت با مسئولان و مدیرانی است که از کمترین ها قصد دارند دستاورد سازی بزرگ داشته باشند.

آبادیِ به وسعتِ چهار نازل/ سلام بر این همه عظمت

 

عجب! افتتاحیه‌ای به وسعتِ یک استان! دوربین‌ها صف کشیده، میکروفون‌ها قد علم کرده، مسئولان با کت‌وشلوارهای اتوکشیده‌ای که انگار برای مراسمِ تاج‌گذاری دوخته شده، ایستاده‌اند. جمعیتی هم که انگار منتظرِ معجزه‌اند؛ نفس‌ها حبس شده، چشم‌ها به خروجیِ تصویر دوخته شده.

هر که تصویر را می‌دید، با خود می‌گفت: «نکند سدِ آبریز بالاخره آب گرفت؟ نکند قطارِ سریع‌السیر به این دیار رسید؟ نکند کارخانه‌ای هزارنفره گشایش یافت؟ بیمارستانی مدرن افتتاح شد؟ مجتمعِ فرهنگیِ ۱۵ سال بلاتکلیف، بالاخره جان گرفت؟»

نه عزیزان. خیر، افتتاح شد یک پمپ بنزین. با چهار نازل.

اما قضیه از این هم عجیب‌تر است: استاندار را آورده‌اند برای افتتاحِ چهار نازل! شاید فکر کرده پالایشگاهِ آبادان را قرار است کلید بزند، شاید هم دفترچه‌ی برنامه‌اش را قاطی کرده. به هر حال، وزیر کارِ کشور، روبانی که نازل‌ها را از دیدِ مردم پنهان کرده بود اما حیف که فاصله‌ی ما با عظمتِ واقعی، از زمین تا آسمانِ وعده‌هاست.

در همین استان، مجتمعِ فرهنگیِ هنری مانده؛ ۱۵ سال بلاتکلیف، مثلِ مجسمه‌ای که قرار بود نمادِ هنر باشد، حالا شده نمادِ هنرِ فرارِ سرمایه‌ها.  در همین استان، جاده‌ی دهدشت_پاتاوه بعد از چند دهه، به شکلی افتتاح شد که حتی راهداری در ابتدا هم حاضر نشد( نبود استانداراد کافی)  تحویلش بگیرد؛ اما در دوره‌ی رئیس‌جمهورِ سابق، افتتاح شد!  جاده‌ای که اگر باران ببارد، تبدیل به رودخانه می‌شود؛ اما خب، افتتاح که شد، دیگر چه فرقی می‌کند؟ مهم این است که ما افتتاح‌کردن را بلدیم، نه آبادکردن را. در همین استان، هتلِ ورزشی سال‌هاست در بادِ وعده‌ها خوابیده؛ انگار نه برای ورزشکاران، که برایِ رویاهایِ ما ساخته شده؛ رویاهایی که هیچ‌وقت بیدار نشدند.

ما خودمان، مدیرانِ این استان، توقعاتِ مدیریتی‌مان را آنقدر پایین آورده‌ایم که حالا برایِ یک پمپِ بنزین، استاندار میرود، خبرنگارِ  دعوت می‌ شود، بلاگرهایِ مطرح را پشتِ جایگاه جمع می‌کنیم و به آنها می‌گوییم: «سلفی بگیرید، این عظمتِ امروزِ ماست!»

سیاست‌مدارانی که با چهار نازل، دلِ مردم را می‌خواهند، غافل از اینکه دلِ مردم، با یک باکِ پرِ بنزین پر نمی‌شود، سال‌هاست در این استان، خبرِ بزرگی شنیده نمی‌شود. آنقدر به خبرهایِ کوچک عادت کرده‌ایم که حالا چهار نازل را به اندازه‌ی یک سدِ بزرگ می‌بینیم؛ نه به خاطرِ عظمتِ آن، که به خاطرِ کوچکیِ چشمانِ ما.

پس حق بدهید کمی این مراسم، عادی جلوه کند. عادی‌تر از این هم نمی‌شد؛ چون ما به «نیمه‌کاره‌ها» عادت کرده‌ایم، به «ناتمام‌ها» خو گرفته‌ایم، به «چهار نازل» افتخار می‌کنیم

 

کلمات کلیدی



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 0 نظر

شما اولین نظر دهنده باشید!

یاداشت
گفتگو و گزارش