یاداشت
گفتگو و گزارش

از مخالفت با بومی گزینی در ماهشهر تا هشدار درباره لیشتر؛ تناقض‌های تمام نشدنی تاجگردون در استخدام‌ها/ جایی که عدالت و امنیت ملی فدای قهرمان سازی پوپولیستی می شود!

اولویت با بومیان منطقه»؛ جمله ای آشنا که در سالهای اخیر بر زبان بسیاری از مسئولان، امامان جمعه، نمایندگان مجلس و کنشگران سیاسی اجتماعی جاری شده است. اما در پس این کلیدواژه پرتکرار، کمتر کسی به روشنی تعریف کرده است که «اولویت» دقیقاً به چه معناست؛ بیشتر سخنوران کوشیده اند با این شعار، چهره ای دلسوز از خود به نمایش گذارند

از مخالفت با بومی گزینی  در ماهشهر تا هشدار درباره لیشتر؛  تناقض‌های تمام نشدنی تاجگردون در استخدام‌ها/ جایی که عدالت و امنیت ملی فدای قهرمان سازی پوپولیستی می شود!

 

«اولویت با بومیان منطقه»؛ جمله ای آشنا که در سالهای اخیر بر زبان بسیاری از مسئولان، امامان جمعه، نمایندگان مجلس و کنشگران سیاسی اجتماعی جاری شده است. اما در پس این کلیدواژه پرتکرار، کمتر کسی به روشنی تعریف کرده است که «اولویت» دقیقاً به چه معناست؛ بیشتر سخنوران کوشیده اند با این شعار، چهره ای دلسوز از خود به نمایش گذارند، بی آنکه پشتوانه ای عملی برای آن ارائه دهند. در استان ما، غلامرضا تاجگردون بیش از دیگران این واژه را بر زبان رانده، اما آنچه از عملکرد وی برمی آید، نه عدالت گستری که نوعی ذبح شایسته سالاری و گسیختگی اجتماعی است. پیامدِ چنین نگرشی، جز دامن زدن به تفرقه های قومی و جغرافیایی، عقب ماندگی، کاهش اعتماد عمومی،  به نظام و یأس از اصلاح امور و بحران امنیت ملی ثمری نخواهد داشت.

تاجگردون با تکرار این شعار، در صدد ساختن پروژهای برای قهرماننمایی خویش است؛ غافل از اینکه این رویکرد نه تنها پشتوانه عقلانی ندارد، بلکه با عدالت و توسعه در تضاد آشکار است. تناقض های شگرف وی در این زمینه، ابعاد تازه ای از ناهماهنگی گفتار و کردار او را آشکار می سازد. در ادامه، به برخی از مهمترین نقدها و تناقض های موجود در مواضع ایشان اشاره میشود:

 دوگانگی در گفتار و رفتار: از عدالت ملی تا تاکید بر گسل های قومی

تاجگردون همواره خود را چهرهای ملی و دغدغه مند معرفی کرده و از توزیع فرصتها بر پایه عدالت و برابری سخن رانده است. اما در عمل، رویکرد وی نه تنها به شایسته سالاری و منافع ملی نمی انجامد، بلکه با طرح مسائل منطقه ای و قومی  نظیر تشکیل فراکسیون «زاگرس نشینان»  به جای همگرایی، بر مرزبندی های جغرافیایی و قومیتی دامن میزند. چنین راهبردی، اعتماد نخبگان را خدشه دار کرده و گامی در جهت تضعیف انسجام ملی و عدالت توسعه ای به شمار می رود.

 از دفاع شعاری تا بی توجهی عملی: نمونهای از تناقض آشکار

در تاریخ ۲۳ آذرماه ۱۴۰۳، تاجگردون در اقدامی پوپولیستی و در راستای قهرمانسازی خویش، خطاب به نماینده ماهشهر که خواهان استخدام بومیان آن منطقه بود، چنین گفت:

«جوان لنده های و لیککی هرگز نمیخواهد دهها کیلومتر دورتر از خانه اش و در گرمای سوزان ماهشهر کار کند؛ او به دلایلی از قافله توسعه عقب مانده، اما مقصر خود او نیست، بلکه مقصر امثال من و شماییم. اگر شما مجوز عدم ورود هر جوان لر به ماهشهر را بگیرید، ما نیز مجوز خواهیم گرفت که گاز بهمئی و گچساران به بیدبلند نرود و بیدبلند خوراک به واحدهای ماهشهر ندهد. لطفاً عذرخواهی کنید.»

اما امروز، همان تاجگردون کوچکترین توجهی به جوانان توانمند لنده، بهمئی و دیگر مناطق محروم کشور از جمله سیستان و بلوچستان  ندارد. این رفتار آشکارا نشان میدهد که پاسخ وی به نماینده ماهشهر، چیزی جز نیرنگی برای فریفتن افکار عمومی و پیشبرد پروژه شخصی خویش نبوده است.

بی احترامی نماینده ماهشهر به یک منطقه خاص بود، نه یک قوم؛ چه آنکه نزدیک به نیمی از جمعیت خوزستان را قوم لر تشکیل میدهد. تاجگردون با بهره گیری از این نقطه، در ظاهر به دفاع از قوم لر برخاست، اما این حرکت نیز در راستای همان قهرمان سازی صوری ارزیابی میشود و نه دلسوزی واقعی.

اگر معیار استخدام در صنایع مختلف، صرفاً تعلق منطقه ای باشد  آنگونه که تاجگردون القا میکند  به سرعت شاهد تشدید شکاف های قومی و منطقه ای در کشور خواهیم بود که بزرگترین تهدید امنیتی را رقم میزند. همچنین پرسش اساسی این است که تکلیف میلیون ها جوان ساکن مناطق توسعه نیافته و فاقد صنعت، چه خواهد شد؟ آیا عدالت ایجاب نمیکند که فرصتهای شغلی فارغ از مرزهای جغرافیایی، در اختیار همه شایستگان قرار گیرد؟

حتی در شهرستان گچساران  که تاجگردون بر استخدام بومیان آن با سازوکار معیوب خود تأکید دارد به تدریج نشانه های اعتراض و اختلافات داخلی به دلیل نبود عدالت در جذب نیرو، آشکار می شود. این خود گواهی بر نادرستی رویکردی است که به جای توانمندی، زادگاه را ملاک قرار میدهد.

برداشت نادرست از «اولویت با بومیان»

متأسفانه افرادی چون تاجگردون و برخی همفکران او، درک نادرستی از مفهوم «اولویت با بومیان» دارند. این اصل هرگز به معنای انحصار استخدام برای بومیان نیست؛ بلکه یا باید به صورت سهمیه ای درصدی در آزمون های استخدامی اعمال شود، یا در شرایط برابری توانمندی ها، بومیان ترجیح داده شوند. هیچ یک از طرح های ارائه شده از سوی ایشان، این ظرافت را لحاظ نکرده است.

قانون مصوب ۱۳۹۹؛ مجلس شورای اسلامی که طرح اولیه در اسفند ۱۳۹۸ در زمان حضور تاجگردون  قانونی را برای ماندگاری نیروها در شهرستانهای غیرمرکز استانها تصویب کرد که بر اساس آن، سهمیه ۴۰ درصدی به بومیان تعلق میگرفت. هرچند این قانون با ایرادهای اساسی نظیر مغایرت با بند ۹ اصل سوم قانون اساسی، اصل ۲۸ و ماده ۴۱ قانون مدیریت خدمات کشوری روبه رو بود، اما به مراتب از رویکردهای سلیقه ای، تفرقه افکن و ضدشایسته سالاری که امروز از سوی تاجگردون دنبال میشود، منطقی تر و شفاف تر می نمود. چه بهتر که حاکمیت قانون، مبنای استخدام ها قرار گیرد و آزمون های سراسری، معیار اصلی جذب نیرو باشند.

آنان که خود را قهرمان اقوام و مناطق می پندارند، باید بدانند که قهرمانان راستین هیچ ملتی، هرگز با دامن زدن به اختلافات و محرومیت سازی، به مقام و منزلت دست نیافته اند؛ قهرمانان حقیقی، با اتحادبخشی و عدالت محوری، راه سربلندی را برای میهن خویش هموار می سازند. پروژه قهرمان سازی با شعارهای پوپولیستی و تناقض آمیز، نه تنها ماندگار نیست، که به زیان منافع ملی و همبستگی اجتماعی تمام خواهد شد.

به زبان ساده و در یک جمع بندی نهایی، رویکرد خود و غیر خودی سازی تاجگردون در نهایت منجر به نادیده گرفته شدن شایسته سالاری و حقوق مناطق توسعه نیافته استان و کشور می شود و برون داو مثبتی در کشور، استان و منطقه نخواهد شد.



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 1 نظر

  • 1 جوان دهدشتی 1405/6/10 22:52:59

    من تاج گردون را دوست داشتم ...مراسم فرزند سردار عدل هاشمی ..با موحد امده بود عمامه موحد را تاج گردون مرتب کرد اون موقع ازش متنفر شدم ...تاج گردون موحد دیگری است عده ای خاص از رانت تاج گردون استقاده میکنند ...بقیه مردم هیچ منفعتی ازش ندیدن

    پاسخ
یاداشت
گفتگو و گزارش