یاداشت
گفتگو و گزارش

فاصلهٔ معنادار تئوری و عمل؛ پاسخ معاون توسعه علوم پزشکی استان به منتقد تاجگردون


از پالایشگاه تا تونل دیل ؛ روایتی دیگر از نماینده ای که در میدان ماند، نه در کتابخانه/ عسکری: توسعه یک شبه نیست، آینه را دوطرفه نگاه کنیم!

مجتبی عسکری دکترای مدیریت منابع انسانی و معاون توسعه و مدیریت منابع دانشگاه علوم پزشکی یاسوج به یادداشت ایمان محمد پور فتح منتقد تاجگردون پاسخ داد.

از پالایشگاه تا تونل دیل ؛ روایتی دیگر از نماینده ای که در میدان ماند، نه در کتابخانه/ عسکری: توسعه یک شبه نیست، آینه را دوطرفه نگاه کنیم!

مجتبی عسکری دکترای مدیریت منابع انسانی و معاون توسعه و مدیریت منابع دانشگاه علوم پزشکی یاسوج در واکنش به مطلب ایمان محمد پور منتقد نماینده گچساران و باشت نوشت:

پیش از هر چیز، باید از جسارت و دغدغه‌مندی ایمان محمدپورفتح در نقد سیاسی تشکر کرد. در جامعه‌ و استانی که صدای نقد و پرسشگری کم می‌شود، وجود افرادی که جرأت می‌کنند حرفشان را صریح بزنند، خود یک سرمایه است. فضای سیاسی، بدون نقد، به مرداب تبدیل می‌شود و هر ناظر منصفی می‌داند که نقد، موتور محرکه اصلاح است. اما نقد وقتی سازنده و ثمربخش است که برآمده از شناخت دقیق، واقع‌بینی و انصاف باشد و نه احساسات آنی یا برداشت‌های ناقص از یک پازل بزرگ به نام توسعه. چیزی که در نقد محمدپورفتح نسبت به عملکرد غلامرضا تاجگردون، نماینده گچساران و باشت، نگاشته شده، در نگاه اول، سرشار از واژگان پرقدرت و جذاب است. این واژگان در ادبیات سیاسی، بار معنایی سنگینی دارند. اما با این وجود سوالی پیش می‌آید که آیا این مفاهیم کلان را می‌توان به سادگی بر بستر توسعه یک منطقهٔ محروم و در حال رشد مثل گچساران و باشت نشاند؟ آیا می‌توان با این کلی‌گویی‌ها، سال‌ها تلاش بی‌وقفه برای آبادانی را نادیده گرفت و تنها از زاویه یک نگاه نظری به قضاوت نشست؟ توسعه، در مناطق محروم، یک مگاپروژه عمرانی صرف نیست که با چند عکس یادگاری و بودجه‌های دولتی به سرانجام برسد. توسعه در جایی مثل گچساران، نیازمند عبور از هزارتوی بوروکراسی، شکستن قفل پروژه‌های نیمه‌تمام چنددهه‌ای، جذب سرمایه‌گذار در شرایطی که هیچ سرمایه‌گذاری به ریسک مناطق دورافتاده تن نمی‌دهد، و در نهایت، ایجاد اشتغال برای نسلی است که یا باید بماند و کار کند یا به اجبار کوچ کند و سختی سفر به استان‌های دیگر را به تن بکشد. تاجگردون، در این مسیر دشوار، دستاوردهای عینی و قابل لمسی داشته است که نمی‌توان و نباید از کنار آنها به سادگی گذشت. تکمیل بیمارستان شهدای نفت، شکستن رکود چندسالهٔ طرح‌های آبرسانی به دشت باشت و امامزاده جعفر، شروع عملیات اجرایی تونل دیل و باند دوم جاده خیرآباد، راه‌اندازی پالایشگاه ۱۱۰ هزار بشکه‌ای با اشتغال‌زایی برای هزاران نفر، و پیگیری وصول عوارض آلایندگی بالغ بر هزار و چهارصد میلیارد تومان برای شهرداری‌های منطقه، تنها گوشه‌ای از تلاش‌هایی است که برای تبدیل یک منطقهٔ محروم به یک قطب توسعه، انجام شده است. آیا واقعاً می‌توان تمام این زحمات و بسیاری دیگر از زحمات در دوره‌های پیشین را با یک جمله که «شما مستِ هیاهوی هوادارانتان بودید» کنار زد؟ در استانی که تشکل‌های مدنی رسمی یا وجود ندارند یا بسیار ضعیف هستند و کماکان در حاشیهٔ تصمیم‌سازی قرار دارند، نماینده مجلس، عملاً تنها پنجره‌ برای مردم است. او باید همزمان، هم پل ارتباطی با مرکز باشد، هم مدیر اجراییِ کارها، هم میانجی منازعات، و هم هدف حملات. شاید تاجگردون، مثل هر انسانی، خطاهایی داشته باشد. شاید در برخی موارد، سهم‌خواهی انتخاباتی بر شایسته‌سالاری غلبه کرده باشد، اما این را به هیچ وجه نمی‌توان به تخریب عقلانیت و از بین بردن نخبگان تعبیر کرد. بسیارند نخبگان و دانشگاهیان و معتمدان طوایفی که در سال‌های اخیر، مستقیم یا غیرمستقیم، در کنار او برای پیشبرد پروژه‌های کلان منطقه همکاری کرده‌اند. اگر قرار باشد هر تصمیم و هر انتصاب، با تیغ انتقاد مبتنی بر تئوری‌های محض ماکیاولیستی سنجیده شود، هیچ مدیر کارآمدی در این مملکت باقی نخواهد ماند، چرا که عرصه مدیریت همواره عرصه تعامل منافع و گاه مصالحه‌های اجتناب‌ناپذیر است. ادعای شکل‌گیری یک ارتش فحاش از متملقان برای سرکوب منتقدان، نه تنها غلوآمیز است، بلکه با واقعیت میدانی نیز سازگاری ندارد. در سال‌های اخیر، در سایت‌های محلی و شبکه‌های اجتماعی، نقدهای فراوانی به تاجگردون شده است. بسیاری از این نقدها بی‌پاسخ مانده و برخی نیز با پاسخ‌های منطقی و مستند روبرو شده‌اند. استانی که منتقدانش هنوز فرصت نامه‌نگاری و انتشار دارند، نمی‌تواند مصداق نظامی باشد که صدای عقلانیت را خفه کرده باشد. اگر چنین بود، اصولاً نقدنامه‌ای به این بلندی و با این لحن، هرگز فرصت دیده شدن پیدا نمی‌کرد و چنین احدی جرأت نمی‌کرد با این صراحت قلم بزند. این خود، گواهی بر تحمل نسبی نقد در فضای سیاسی منطقه است. اما نکته مهم‌تر، بحث مسئولیت‌پذیری تاریخی است که محمدپورفتح به آن اشاره کرده‌اند. می‌گویند چرا در موضع ضعف به سراغ بزرگان رفتید؟ باید پرسید مگر در موضع قدرت، او پای پروژه‌های توسعه نایستاد؟ مگر برای راه‌اندازی پالایشگاه یا پیگیری عوارض آلایندگی، برای یکایک مناطق و طوایف، چه در قدرت و چه در ضعف، وقت نگذاشت؟ وظیفه یک نماینده، خدمت به همه مردم است، فارغ از اینکه آنها در جلسات خصوصی چه موضعی دارند. اگر امروز برای حل بحران و جلب همراهی نیازمند گفت‌وگو با بزرگان است، این نشانه بلوغ است، نه ضعف. این مسئولیت‌پذیری است، نه فرار از آن. پروژه‌های توسعه‌ای که امروز مردم منطقه شاهد آن هستند، نتیجه همین بیمه اضطراری نیست، بلکه ثمره یک برنامه‌ریزی بلندمدت و پیگیری‌های مستمر در شرایط مختلف بوده است. توسعه یک‌شبه حاصل نمی‌شود و هر پروژه‌ای که امروز به بهره‌برداری می‌رسد، حاصل سال‌ها پیگیری و تلاش در پشت صحنه‌های سیاسی و اداری است. و اما هشدار ابن‌خلدون در مورد عصبیت و ماکیاولیسمِ تفرقه‌افکن. استفاده از مفاهیم کهنِ جامعه‌شناختی در تحلیل امروز گچساران، اگرچه روشنفکرانه می‌نماید، اما به نظر می‌رسد از واقعیت ساده مناسبات قومی و ایلی در استان کهگیلویه و بویراحمد غافل است. در فرهنگ عشایری و ایلی، نه تنها تفرقه، بلکه اتحاد و همبستگی حول شخصیت‌های توانمند که بتوانند سهم منطقه را از سفره ملی بیشتر کنند، امری رایج، طبیعی و مثبت ارزیابی می‌شود. مگر خود محمدپورفتح اشاره نکرد که ریش‌سفیدان و معتمدان، مجاری تنفسی جامعه‌اند؟ تاجگردون، تا حد زیادی، خود از همین مجاری تنفسی رشد کرده و برای حل مسائل، از ظرفیت همین معتمدان بهره برده است. این را نمی‌توان تفرقه‌افکنی نامید، بلکه مدیریت ظرفیت‌های اجتماعی در چارچوب فرهنگ بومی استان است. این تفاوت ظریفی است که میان تحلیل کتابخانه‌ای و عمل میدانی وجود دارد و چه بسا اگر روزی منتقدان نیز در جایگاه تصمیم‌گیری قرار گیرند، به خوبی درک کنند که میان تئوری و عمل، فاصله‌ای معنادار وجود دارد. پیشنهاد نهایی محمدپورفتح در مورد نگاه به آینه، پیشنهاد زیبا و هوشمندانه‌ای است، اما نباید یک‌طرفه باشد. هر مدیری، هر نماینده‌ای و هر منتقدی، باید هر از گاهی به آینه نگاه کند و عملکرد خود را مرور نماید. شاید اگر محمدپورفتح نیز در این روزهای پرالتهاب، نگاهی منتقدانه به نقدنامه خود بیندازد، متوجه شود که شدت لحن و کلی‌گویی‌های تند، گاه بیش از آنکه به اصلاح کمک کند، به دوقطبی‌سازی دامن می‌زند و زمینه‌ای برای کاهش اعتماد عمومی فراهم می‌آورد. نقد باید دقیق، مستند و منصفانه باشد تا به جای تخریب، به اصلاح بینجامد و جامعه را به سمت وحدت و همدلی سوق دهد، نه تشتت و چنددستگی. در پایان، باید تأکید کرد مسیر توسعه گچساران و باشت، هموار نیست و هیچ نماینده‌ای نمی‌تواند ادعا کند که تمام کارها را به بهترین شکل ممکن انجام داده است. اما آنچه مسلم است، این که تاجگردون، در طول سال‌های نمایندگی، با همه فراز و نشیب‌ها، یکی از فعال‌ترین و مؤثرترین نمایندگان استان در پیگیری پروژه‌های زیربنایی و عمرانی بوده است. منطقه امروز به وحدت و همدلی نیاز دارد، نه به دامن زدن به اختلافات کهن و برچسب‌زنی‌های کلی که تنها حاصلش، تضعیف جایگاه منطقه در عرصه ملی و محروم شدن مردم از فرصت‌های بیشتر توسعه است. لازم است نقد را از مسیر انصاف و واقع‌بینی دنبال کنیم و اجازه ندهیم احساسات زودگذر، دستاوردهای ارزشمند سال‌های اخیر را تحت‌الشعاع قرار دهد.



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 1 نظر

  • 1 سعید کرمی 1405/6/11 21:50:50

    ای بو بو غیر مستقیم چه منت سرکول ای ملت اینیت

    پاسخ
یاداشت
گفتگو و گزارش