یاداشت
گفتگو و گزارش

یک پیمانکار و دو ژست؛ از "مظلومِ رانده‌شده" تا "منجیِ دانای کل" / ریشه دواندن سندرومِ «خود عقل پنداری» در کهگیلویه و بویراحمد

کسی نیست از او بپرسد، مگر در معادلات انتخاباتی شهرستان بویراحمد نام اش به عنوان یک حامی مالی پررنگ مطرح نبود؟ حالا که به پول و پله‌ای در سیستان رسیده، ناگهان خود را از دایره سیاست استان خارج می‌بیند و برای همه نسخه می‌پیچد. «مظلومِ رانده‌شده» یک شبه به «منجیِ دانای کل» تبدیل می‌شوند و فراموش می‌کنند که تا دیروز از همین مدیران و نمایندگان در تعامل بودند.

یک پیمانکار و دو ژست؛ از "مظلومِ رانده‌شده" تا "منجیِ دانای کل" / ریشه دواندن سندرومِ «خود عقل پنداری» در کهگیلویه و بویراحمد

 

این روزها کهگیلویه و بویراحمد به پاتوق آدم‌هایی تبدیل شده که یک‌شبه به جایگاه «منجی» و «نصیحت‌گر کلان» دست یافته‌اند. پدیده‌ای نوظهور به نام «خودداناپنداری» دارد در استان ریشه می‌دواند؛ جایی که یک پیمانکار، ناگهان خود را در قامت یک منتقدِ بی‌نظیر می‌یابد و برای استاندار، نماینده و حتی عالم و آدم نسخه می‌پیچد. ماجرای مصاحبه اخیر «سیف‌الله آزاده» نمونه‌ای تمام‌عیار از این آفت است؛ مصاحبه‌ای آشفته‌بازار از تناقضات که چیزی جز کلکسیونی از حرف‌های بی‌ربط و وصله‌پینه‌شده نیست.

آقای آزاده در مصاحبه‌اش چنان از هدایت‌خواه و سیدباقر موسوی تمجید می‌کند که گویی این دو نفر در یک مسیر و با یک رویکرد حرکت می‌کنند؛ غافل از اینکه این دو چهره، در دو جهت کاملاً متضاد سیاسی و فکری ایستاده‌اند. این یعنی یا شناخت درستی از جبهه‌بندی‌های سیاسی ندارد یا اصلاً برایش مهم نیست که حرف‌هایش  بی‌اساس است. از طرفی، از بهرامی که در انتخابات اخیر مورد حمایت مالی و رسانه‌ای خودش بود، به راحتی عبور می‌کند و ضعف‌هایش را به رخ می‌کشد.

 

کسی نیست از او بپرسد، مگر در معادلات انتخاباتی شهرستان بویراحمد نام اش به عنوان یک حامی مالی پررنگ مطرح نبود؟ حالا که به پول و پله‌ای در سیستان رسیده، ناگهان خود را از دایره سیاست استان خارج می‌بیند و برای همه نسخه می‌پیچد.    «مظلومِ رانده‌شده» یک شبه به «منجیِ دانای کل» تبدیل می‌شوند و فراموش می‌کنند که تا دیروز از همین مدیران و نمایندگان در تعامل بودند.

آقای پیمانکار با غروری وصف‌ناپذیر از ۲۰۰ کیلومتر پروژه در سیستان می‌گوید و ما را به تماشای کلکسیونی از اعداد و ارقام دعوت می‌کند. اما کاش یک نکته را هم یادآور می‌شد: اگر مدیران سیستان آنقدر خوب و قدرشناس هستند، چرا ۹ دستگاه ماشین‌آلاتش را آتش زدند و او همچنان با ذوق و شوق در آنجا ماندگار است؟ بنظر میرسد در نزد پیمانکار هم استانی مرغ همسایه غاز است!  به هر حال، آدم وقتی در استان خودش نتواند حقش را از مدیران بگیرد، ناچار است به هر ابزاری در جای دیگر پروژه بگیرد؛ اما این داستان را نباید با ژست یک قهرمانِ تبعیدشده برای مردم تعریف کند.

متأسفانه رسانه‌های استان نیز با بازنمایی این مصاحبه‌های بی‌محتوا، به تولید «فیگورهای خود دانا پندار و مهاجرت کرده از استان» دامن می‌زنند. آدم‌هایی که با بی‌مهری از استان می‌روند، پولدار برمی‌گردند و برای ما نسخه می‌پیچند. تازه برخی از آنها هم از نشست خبری برگزار می‌کنند! این رسانه‌ها به جای پرداختن به مطالبات جدی مردم و نقدِ سازنده، به دامن این خودنمایی‌ها پناه برده‌اند و به جای روشنگری، به حاشیه‌سازی دامن می‌زنند.



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 0 نظر

شما اولین نظر دهنده باشید!

یاداشت
گفتگو و گزارش