یاداشت
گفتگو و گزارش

شیرمردی از تبار زاگرس در خط مقدم صادرات نفت ایران/ «فرمانده شجاع لر» که پورمحمدی از او سخن گفت، کیست؟

حقیقت پشتِ پرده روایت؛ مردی که از جنس فولاد است

شیرمردی از تبار زاگرس در خط مقدم صادرات نفت ایران/ «فرمانده شجاع لر» که پورمحمدی از او سخن گفت، کیست؟

افتونیوز| وقتی سید حمید پورمحمدی رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور با صدایی بغض‌آلود و تحسین‌آمیز از شجاعتِ یک «لر» در جزیره خارگ سخن می‌گوید، در واقع از «غیرت ایرانی» سخن می‌گوید که در بدن یک فرمانده ذوب شده است. 

او از «مهندس عباس اسدروز» حرف می‌زند؛ مدیرعامل شرکت پایانه‌های نفتی ایران و فرمانده ارشد پدافند غیرعامل خارگ. مردی که در کوران تهدیدها، صندلیِ پشت میز مدیریت را با «سنگرِ دفاع از شریان حیاتی کشور» عوض کرد. 

روایت یک پیمان خونین

 در روزهایی که خارگ، قلب تپنده صادرات نفت ایران، زیر شدیدترین فشارهای عملیاتی بود، آن جمله‌ای که وزیر نفت برای پورمحمدی نقل کرد، تمام معادلات «مدیریت اداری» را بر هم زد. اسدروز در آن روزهای سخت، نه به فکر جایگاه بود و نه به دنبال گزارش‌های تشریفاتی؛ او با تکیه بر اصالتِ ایلاتی‌اش که آمیخته با «ایستادگی تا پای جان» است، چنین عهدی بست: 

«یا جنازه‌ام از این جزیره خارج می‌شود، یا نمی‌گذارم حتی یک لحظه، نبض صادرات نفت این مملکت از کار بیفتد.» 

این فقط یک جمله نبود؛ این «اعلامِ شهادت» بود. او نماد نسلی از مدیران است که «مدیریتِ بحران» را نه در کتاب‌های تئوری، که با گوشت و خون خود در میدان عملیات مشق کرده‌اند. 

چرا اسدروز نماد غرور ماست؟ 

تمجید از «عباس اسدروز» تنها به دلیل سوابق رزومه‌ای او نیست؛ او به سه دلیل «قهرمان» این روایت است: 

مدیریتِ میدانیِ بی‌ادعا: در عصری که بسیاری از مدیران در اتاق‌های در بسته تصمیم می‌گیرند، اسدروز کسی است که پوتین‌هایش همیشه خاکی از عملیات و پیراهنش آغشته به هوای شرجی و گرمِ خارگ است. او از جنس همان «لرهای بی ادعایی» است که در روزهای سخت، تاریخ‌ساز می‌شوند.

عزت‌نفسِ قومی و ملی: او ثابت کرد که فرزندان زاگرس، نه تنها نیروی کار، بلکه «ستون‌های امنیت ملی» این کشورند. او با تکیه بر هویت لُر خود، «غیرت» را به یک مؤلفه مدیریتی تبدیل کرد. وقتی او می‌گوید «می‌مانم»، یعنی کلِ منطقه زاگرس و تمامِ ایران پشتِ آن ایستاده است. 

شجاعت در تصمیم: در حالی که بسیاری در شرایط بحرانی دچار تردید می‌شوند، تصمیم قاطع او برای تداوم صادرات نفت، باعث شد امنیت اقتصادی کشور از یک پیچِ خطرناک تاریخی عبور کند. 

 عباس اسدروز، امروز فقط یک «مدیر نفتی» نیست؛ او «نماد تاب‌آوری ایران» است. پورمحمدی با این روایت، به شکلی هوشمندانه از «مدیریتِ جهادیِ لرتباران» تجلیل کرد. او به ما یادآوری کرد که وقتی یک مدیر، ریشه در خاکِ غیرت و شجاعت داشته باشد، هیچ طوفانی نمی‌تواند کشتیِ اقتصاد کشور را غرق کند. 

عباس اسدروز؛ نامی که با «نفت»، «خارگ» و «غیرت لُر» گره خورده است و در تاریخ صنعت نفت ایران، به عنوان نماد ایستادگی ثبت خواهد شد.

به احترام او و همه مدیران شجاع و خدمتگزار ایران کلاه از سر بر می‌داریم...



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 0 نظر

شما اولین نظر دهنده باشید!

یاداشت
گفتگو و گزارش