یاداشت
گفتگو و گزارش

پایانه مسافربری دهدشت در محاصره پایانه‌های بی‌ضابطه؛ تاوان سنگین چشم‌پوشی بر یک هرج‌ومرج شهری

تعدد و پراکندگی پایانه‌های مسافربری در دهدشت نه‌تنها چهره شهر را با گره‌های کور ترافیکی مخدوش کرده، بلکه گردش مالی و درآمدهای قانونی حاصل از جابه‌جایی مسافر را که می‌توانست موتور محرک توسعه و تجهیز پایانه مرکزی و ایجاد صدها شغل پایدار باشد، بلعیده است؛ بحرانی خودساخته که محصول تماشاگر بودن متولیان شهری در برابر جولان ایستگاه‌های غیرمجاز و ترجیح مسافرگیری در حاشیه خیابان‌ها بر انضباط پایانه مسافربری است.

پایانه مسافربری دهدشت در محاصره پایانه‌های بی‌ضابطه؛ تاوان سنگین چشم‌پوشی بر یک هرج‌ومرج شهری

سال‌هاست که وضعیت حمل‌ونقل برون‌شهری دهدشت قربانی یک تصمیم غیرکارشناسی شده است: مکان‌یابی اشتباه پایانه مسافربری دهدشت

جانمایی این پایانه به‌سمت خروجی چرام انجام گرفته، در حالی که شریان‌های اصلی تردد مسافران یعنی خروجی‌های بهبهان، گچساران، لنده، سوق و محور پاتاوه در سوی دیگر شهر واقع شده‌اند. این ناهماهنگی فاحش جغرافیایی میان محل پایانه و تقاضای واقعی سفر، ریشه اصلی آشفتگی امروز شهر است.

تولد پایانه‌های قارچ‌گونه و غیررسمی

 وقتی پایانه مسافربری در مسیر طبیعی مسافر نباشد، شهر ناخواسته به پایانه‌ای بزرگ و بی‌قاعده تبدیل می‌شود. امروز در دهدشت شاهد پدیده‌ای خطرناک به نام تعدد پایانه‌های مسافربری هستیم:

 - پایانه مسافربری سرفاریاب در یک نقطه؛

 - پایانه مسافربری لنده و سوق در نقطه‌ای دیگر؛

 - محل مسافرگیری چاروسا و دیشموک در سویی دیگر؛ 

- و از همه عجیب‌تر، یک پایانه مسافربری سیار برای بهبهان و گچساران روبه‌روی پارک جنگلی!

این تشتت، نظارت را به صفر رسانده است. یک در هزار اگر در این ایستگاه‌های بدون نظارت و سرگردان حادثه‌ای برای مسافری رخ دهد، چه کسی پاسخگوست؟

وقتی ساختار رسمی وجود ندارد، پاسخگویی هم در چرخه پاس‌کاری دستگاه‌ها گم می‌شود.

هدررفت درآمدهایی که می‌توانست پایانه را متحول کند 

نمی‌شود هر فضای خالی شهر را به پایانه مسافربری تبدیل کرد؛ شهر نیازمند خدمات، فضای سبز و کاربری‌های مصوب است. هزینه‌ها، عوارض و درآمدهای خردی که رانندگان به این پایانه‌های متفرقه می‌پردازند، اگر در یک پایانه مسافربری متمرکز تجمیع می‌شد، منابع لازم برای نوسازی، ایجاد امکانات رفاهی، استقرار خدمات انتظامی و ارتقای کامل آن فضا را فراهم می‌کرد.

پایانه مسافربری دهدشت علی‌رغم مکان‌یابی غلط، محوطه‌ای وسیع، استاندارد و با قابلیت ارتقا دارد که در صورت تمرکز ناوگان، می‌تواند پاسخگوی نیاز شهرستان باشد.

 از سردرگمی مسافر تا ایجاد ترافیک و رکود اقتصادی 

این آشفتگی دو پیامد مخرب دارد:

فرار مسافر از حمل‌ونقل عمومی: سردرگمی مسافران باعث سردی و بی‌اعتمادی آن‌ها شده و مردم را ناچاراً به سمت خودروهای شخصی و سفرهای ناایمن سوق می‌دهد؛ در حالی که رونق یک پایانه مسافربری متمرکز، مسافر را جذب می‌کند. 

از دست رفتن زنجیره اشتغال: پایانه مسافربری پرتردد یعنی ایجاد صدها شغل خرد، خدماتی و رفاهی و پویایی اقتصاد شهری؛ فرصتی که با خرد شدن مسافران در سطح شهر عملاً نابود شده است.

از سوی دیگر، این پایانه‌های متعدد و تجمع خودروها در معابر، به گره‌های کور ترافیکی تبدیل شده‌اند. آیا مدیریت شهری حتماً باید منتظر وقوع فاجعه یا بحرانی غیرقابل جبران بماند تا به فکر چاره بیفتد.

مسئولان پاسخ دهند: 

تا کی بلاتکلیفی؟ افکار عمومی خواهان شفاف‌سازی و اقدام فوری است:

  شهردار دهدشت برای ساماندهی این وضعیت، برچیدن پایانه‌های غیررسمی و تجمیع خطوط در پایانه مسافربری چه اقدام عملی و ملموسی انجام داده است؟ 

شورای ترافیک تاکنون چند بار به این معضل آشکار ورود کرده، چه مصوباتی گذرانده و چرا خروجی آن در شهر دیده نمی‌شود؟ 

فرماندار شهرستان به عنوان عالی‌ترین مقام اجرایی، چه تدبیر و ضرب‌الاجلی برای پایان دادن به این هرج‌ومرج و هماهنگ‌سازی دستگاه‌های متولی اتخاذ کرده است؟

حمل‌ونقل عمومی دهدشت نیازمند اراده‌ای قاطع برای تمرکز، ساماندهی و تجمیع در پایانه مسافربری شهر است؛ فردا برای سامان دادن به این بی‌نظمی دیر خواهد بود.



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 0 نظر

شما اولین نظر دهنده باشید!

یاداشت
گفتگو و گزارش