یاداشت
گفتگو و گزارش

پشتِ ویترین‌های رنگارنگ؛ چرا «رویافروشی» اینستاگرام، قاتلِ آرامش زندگی‌های ما شده است؟!

هیچ زندگی‌ای در این دنیا بی‌نقص و بدون درد نیست. سختی، بخش جدایی‌ناپذیر حیات انسان است و اتفاقاً همین تلاش برای عبور از موانع است که به زندگی معنا و اصالت می‌دهد.

پشتِ ویترین‌های رنگارنگ؛ چرا «رویافروشی» اینستاگرام، قاتلِ آرامش زندگی‌های ما شده است؟!

افتونیوز|  این روزها فرقی نمی‌کند در کوچه‌پس‌کوچه‌های باشت و گچساران قدم بزنی، در بازارهای دهدشت و چرام باشی، یا در هوای لنده، بهمئی، یاسوج، دنا و مارگون نفس بکشی؛ در تمام این جغرافیا، زندگی واقعی با تمام فراز و نشیب‌ها، تلاش‌های روزمره، دغدغه‌های معیشتی و البته صمیمیت‌های اصیلش جریان دارد. اما کافی‌ست صفحه گوشی را روشن کنیم و وارد اینستاگرام شویم تا تصویری کاملاً وارونه پیش چشممان نقش ببندد.

دنیایی شیک، بی‌درد، اتوکشیده و غرق در رفاه؛ جایی که انگار هیچ‌کس نگران فردا نیست!

اینستاگرام؛ بازار مکاره‌ی رویافروشی

به عنوان کسی که سال‌هاست از نزدیک با لایه‌های مختلف جامعه، جوانان و مسائل اجتماعی شهرستان‌های استان در ارتباطم، معتقدم ما گرفتار یک «توهم همگانی» شده‌ایم. اینستاگرام دیگر صرفاً ابزاری برای ارتباط نیست؛ بلکه به بزرگ‌ترین فروشگاهِ «رویاهای ساختگی» بدل شده است.

ما در این فضا، درگیر ناعادلانه‌ترین مقایسه ممکن شده‌ایم: «مقایسه‌ی باطن و واقعیتِ پرچالش زندگی خودمان، با ویترینِ گلچین‌شده و فیلترزده‌ی دیگران!»

هیچ‌کس از قسط‌های عقب‌افتاده، شکست‌های شغلی، اضطراب‌های شبانه، بیماری‌ها و تنش‌های خانوادگی‌اش استوری نمی‌گذارد. هرچه می‌بینیم، میزهای پرزرق‌وبرق، خنده‌های ممتد و سفرهای لوکس است. اما پشتِ صحنه‌ی همین قاب‌های جذاب، آدم‌هایی نشسته‌اند که درست مثل همه ما، با بار سنگینی از غم‌ها و مشکلات دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ فقط یاد گرفته‌اند در برابر لنز دوربین نقاب بزنند.

از گرمسیر تا سردسیر؛ بهای سنگین مقایسه

وقتی یک جوان یا یک خانواده در کهگیلویه، چرام، لنده یا بهمئی، یا در دامنه‌های دنا، مارگون، یاسوج، باشت و گچساران، شرایط زیستی و امکانات محدود محیط خود را با سبک زندگی‌های ویترینی بلاگرهای پایتخت یا خارج از کشور مقایسه می‌کند، نخستین ثمره‌اش احساس سرخوردگی، کمبود کاذب و بی‌ارزش دیدن زحمات خود است.

این مقایسه نابرابر، آرامش خانه‌ها را هدف گرفته است. ما اصالت و سادگی زیستِ زاگرس‌نشینی، پیوندهای گرم خانوادگی و ارزشِ نانِ حلالِ حاصل از عرق جبین را در پای تصاویرِ پوچ و کمال‌گرایانه مجازی قربانی می‌کنیم. باور کرده‌ایم که «همه خوشبخت‌اند، مگر ما!»؛ در حالی که این بزرگ‌ترین دروغ عصر دیجیتال است.

سخن پایانی

هیچ زندگی‌ای در این دنیا بی‌نقص و بدون درد نیست. سختی، بخش جدایی‌ناپذیر حیات انسان است و اتفاقاً همین تلاش برای عبور از موانع است که به زندگی معنا و اصالت می‌دهد.

بیایید به اینستاگرام نه به عنوان یک «متر و معیار برای سنجش خوشبختی»، بلکه فقط به عنوان یک «شو روم تبلیغاتی» نگاه کنیم. زندگی واقعی ما، با تمام سنگلاخ‌ها و کمبودهایش، بسیار واقعی‌تر و باارزش‌تر از زیستِ فیک و ادیت‌شده‌ی آدم‌هایی است که تمام دغدغه‌شان جلب پسندِ دیگران است.

گاهی برای یافتن آرامش واقعی، چاره‌ای نیست جز اینکه صفحه نمایش را خاموش کنیم، از توهم ویترین‌ها فاصله بگیریم و به ارزش واقعی زندگی‌مان و کسانی که بی‌هیچ فیلتری در کنارمان ایستاده‌اند، ایمان بیاوریم.



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 0 نظر

شما اولین نظر دهنده باشید!

یاداشت
گفتگو و گزارش