یاداشت
گفتگو و گزارش

وقتی پنالتی فلاحت‌زاده در دستان یک نوجوان یاسوجی آرام گرفت/ روایت «کورش موسوی» از شکست سایپا در ورزشگاه تختی یاسوج

گفت‌وگوی سیدابوصالح دانشفر با میرزا کورش موسوی (جهان‌بین)، سنگربان نام‌آشنای فوتبال کهگیلویه و بویراحمد

وقتی پنالتی فلاحت‌زاده در دستان یک نوجوان یاسوجی آرام گرفت/ روایت «کورش موسوی» از شکست سایپا در ورزشگاه تختی یاسوج

افتونیوز|  کورش موسوی(جهانبین)، از دروازه‌بانان نام‌آشنای تاریخ فوتبال کهگیلویه و بویراحمد است؛ سنگربانی که سال‌ها در قفس توری ایستاد و با واکنش‌های تماشایی، شیرجه‌های بلند و جسارت مثال‌زدنی، یکی از چهره‌های قابل احترام فوتبال استان بود.

او با قامت بلند، دستان کشیده و چابکی مثال‌زدنی، سال‌ها از دروازه تیم‌های مختلف دفاع کرد و در مقطعی نیز با درخشش در فوتبال استان، راهی تیم‌های مطرحی همچون سپاهان اصفهان و فجرسپاسی شیراز شد و در کنار چهره‌هایی چون ارمناک پطروسیان، تجربه حضور در سطح بالاتر فوتبال کشور را به دست آورد.

اما شاید مهم‌ترین و ماندگارترین خاطره دوران بازیگری او، به مسابقه‌ای بازمی‌گردد که در ورزشگاه تختی یاسوج، مقابل سایپای قدرتمند و قهرمان لیگ برتر رقم خورد؛ دیداری که موسوی در همان دقایق ابتدایی، پنالتی فرشاد فلاحت‌زاده، بازیکن ملی‌پوش و باتجربه سایپا را مهار کرد و زمینه‌ساز پیروزی تاریخی تیم یاسوجی شد.

کورش موسوی علاوه بر دوران درخشان بازیگری، در عرصه مربیگری نیز فعالیت داشته و سال‌ها به‌عنوان مربی دروازه‌بانان و سرمربی در فوتبال استان و کشور فعالیت کرده است.

او همچنین سال‌ها در صداوسیمای مرکز کهگیلویه و بویراحمد مسئولیت‌های ورزشی بر عهده داشته و در کنار فوتبال، همواره به‌عنوان چهره‌ای متین، خوش‌اخلاق، فروتن و مورد احترام جامعه ورزش شناخته شده است.

در ادامه، گفت‌وگوی خواندنی سیدابوصالح دانشفر با این سنگربان پیشکسوت فوتبال استان را می‌خوانید.

---

*از کجا فوتبال را شروع کردید؟

کورش موسوی: با سلام و احترام خدمت جنابعالی، استاد عزیز و بزرگوارم. من فوتبال را از دوران مدرسه، در مقطع راهنمایی و دبیرستان و در رده‌های نوجوانان و جوانان، در شهر یاسوج آغاز کردم. نخستین باشگاهی که در آن بازی کردم، زاگرس یاسوج بود و در دوران نوجوانی نیز به تیم فوتبال نصر یاسوج پیوستم.

*مشوق شما در ورزش چه کسانی بودند؟

اولین مشوقان من خانواده‌ام بودند؛ به‌ویژه برادران بزرگ‌ترم که خودشان در ورزش فعالیت داشتند. خصوصاً میرزا داریوش که از قهرمانان ورزش دوومیدانی استان و کشور بودند و هستند. حمایت و تشویق خانواده، نقش مهمی در ادامه مسیر ورزشی من داشت.

*چگونه به پست حساس دروازه‌بانی علاقه‌مند شدید؟

در زمین چشمه نباتی که آن روزها بسیاری از فوتبالیست‌های شهرستان در آنجا تمرین می‌کردند و فوتبال خود را از همان زمین آغاز کرده بودند، پست دروازه‌بانی را شروع کردم. مشوق اصلی من برای انتخاب این پست نیز استاد جلال بازیار بودند.

*نخستین بازی رسمی خود را چه سالی و در چه رده‌ای انجام دادید؟

مسابقات رسمی من در رده نوجوانان و جوانان، در سال ۱۳۶۸ انجام شد و در واقع استارت جدی فوتبال ما از ابتدای دهه ۷۰ بود. فوتبال را ابتدا با تیم زاگرس و سپس با تیم نصر یاسوج که بعدها با نام فجر ادامه فعالیت داد، دنبال کردم.

*از کدام مهاجمان خطرناک استان و خارج از استان بیشتر حساب می‌بردید؟

در استان ما بازیکنان بزرگی بازی می‌کردند که اگر امروز هم حضور داشتند، به اعتقاد من جایگاهشان باید در تیم ملی می‌بود. از جمله آقایان افضل آرانپور، ابوالقاسم خلیلی، امیرحمزه ناظری، علی پژواک، شهرام هوشمندی، محمدرضا طالبی، رسول الیاسی، اقبال ملک‌زاده، دکتر فرزاد حسینی، مرحوم شاپور امیری و فرشاد حسینی. در میان آنها، ابوالقاسم خلیلی و افضل آرانپور از همه خطرناک‌تر بودند. داشتن این دو مهاجم، آرزوی هر تیمی بود.

*چه توصیه‌ای به دروازه‌بانان جوان برای رسیدن به موفقیت دارید؟

با توجه به اینکه کار تخصصی من در مربیگری دروازه‌بانی است، معتقدم هر جوانی که می‌خواهد در این پست بهترین باشد، باید کارش را به‌صورت تخصصی و اصولی آغاز کند. دروازه‌بانی یک کار کاملاً تخصصی در فوتبال است و یک دروازه‌بان خوب می‌تواند ۵۰ درصد قدرت یک تیم باشد. اگر بخواهم برای تیمم دروازه‌بانی انتخاب کنم، چند فاکتور برایم اهمیت دارد؛ قد مناسب، روحیه بالا، چالاکی، جسارت، نترس بودن، قدرت کلامی بالا، توانایی رهبری تیم، آمادگی جسمانی مناسب و نظم و انضباط در تمرینات. در یک کلام، دروازه‌بان خوب کسی است که تمرین می‌کند تا در مسابقات رسمی گل مفت نخورد. رعایت اصول حرفه‌ای، خواب و استراحت کافی، تغذیه مناسب، ارتباط کلامی با بازیکنان، رفلکس مناسب، شجاعت، تمرینات مستمر و منظم با مربی، یادگیری بالا و تکرار نکردن اشتباهات در تمرین، از اصول مهم دروازه‌بانی است.

*فوتبال استان را در گذشته و امروز چگونه مقایسه می‌کنید؟

در گذشته امکاناتی که امروز وجود دارد، نه در اختیار بازیکنان بود و نه باشگاه‌ها. در شهر خودمان فقط یک زمین تختی داشتیم که تقریباً تمام مسابقات فوتبال در رده‌های مختلف سنی، بزرگسالان، شهرستان و استان باید در همان زمین برگزار می‌شد. باشگاه‌های فوتبال برای تهیه لباس تیمی مشکل داشتند. بازیکنان کفش مناسب نداشتند و وضعیت ایاب‌وذهاب درون‌استانی و کشوری نیز بسیار دشوار بود. اما در مقابل، برخی مسائل بسیار جدی رعایت می‌شد؛ احترام به بزرگ‌ترها، تعصب تیمی، یک‌رویی، صداقت و پاکی حرف اول را می‌زد. امروز فوتبال باید حرفه‌ای و آکادمیک باشد تا بتواند پیشرفت کند. فوتبال روز دنیا را ببینید؛ یک بازیکن باید رزومه داشته باشد تا بتواند در باشگاه‌های بزرگ ادامه فوتبال دهد. قوانین جدید فیفا و پیشرفت‌های چشمگیر علمی در ورزش دنیا باعث شده است هرکسی که علم روز را نداشته باشد، جایگاه چندانی در این عرصه نداشته باشد. امروز ورزش به یک ابزار اقتصادی و حتی سیاسی در دنیا تبدیل شده است. بعضی کشورها با سرمایه‌گذاری در کشورهای جهان سوم، به‌خصوص کشورهای آفریقایی، و احداث آکادمی‌های فوتبال، به تجارت در ورزش روی آورده‌اند.

*چه مربیانی در پیشرفت و شکوفایی شما نقش داشتند؟

با احترام به تمام مربیان زحمتکش استان و شهرستان که حق بزرگی بر گردن همه ما دارند، دست همه آنها را می‌بوسم. با کسب اجازه از همه بزرگان فوتبال استان، باید از استاد لرکی، پدر فوتبال استان، حاج عبدی افتخاری، جلال بازیار و میرزا کرامت موسوی نام ببرم. در خارج از استان نیز آقایان گربکندی، ابراهیم قاسمپور، محمود بیداریان و یدالله صادقی در مسیر ورزشی من نقش داشتند.

*درباره عملکرد فدراسیون فوتبال ایران و کادر فنی تیم ملی چه نظری دارید؟

قصه این روزهای فوتبال ما سر دراز دارد. به اعتقاد من آقایان تاج و قلعه‌نویی باید بعد از جام جهانی استعفا می‌دادند و می‌رفتند. این کار هم به نفع خودشان بود و هم به نفع فوتبال ایران. متأسفانه مافیای فوتبال ایران و پشت پرده فساد در این روزهای فوتبال ما قابل کنترل نیست. وزارت ورزش باید ورود کند و ابتدا هیئت‌رئیسه جدید انتخاب شود و سپس تکلیف فدراسیون و اعضای جدید آن مشخص شود. پولی که در فوتبال ایران باید برای پیشرفت این رشته هزینه شود، متأسفانه بخش قابل‌توجهی از آن به جیب دلال‌ها و منفعت‌طلبان پشت پرده فوتبال می‌رود و بازیکنان سهم بسیار کمی از این منابع دارند. تا زمانی که آدم‌های درست در جای خود قرار نگیرند، این فوتبال درست نخواهد شد.

*برای پیشرفت و شکوفایی فوتبال استان چه راهکاری دارید؟

تا شخص اول استان، یعنی استاندار محترم، اداره‌کل ورزش و جوانان و هیئت فوتبال استان که متولی فوتبال هستند، هماهنگ نباشند، پیشرفت چندانی حاصل نخواهد شد. نبود منابع مالی مشخص، نداشتن اسپانسرهای مالی، صدور مجوزهای متعدد و بی‌برنامه برای مدارس فوتبال، نبود زمین چمن مناسب، نظارت ناکافی بر باشگاه‌ها، نداشتن تقویم مشخص برای برگزاری مسابقات در رده‌های سنی و لیگ‌های مختلف شهرستانی و استانی و کنار گذاشتن پیشکسوتان و سرمایه‌های گذشته فوتبال، از مشکلات جدی است. البته با وجود مشکلات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری، کارهای خوبی نیز توسط متولیان امر انجام شده است. ان‌شاءالله با توجه به اقداماتی که در هیئت فوتبال استان و توسط جناب دکتر کرمی و دوستانشان در حال انجام است، می‌توان افق خوبی برای آینده فوتبال استان پیش‌بینی کرد.

*شما از نخستین دروازه‌بانان لژیونر استان بودید. چگونه ابتدا به سپاهان اصفهان و سپس فجرسپاسی شیراز پیوستید؟

بعد از مسابقات قهرمانی امیدهای کشور در سال ۱۳۷۴ که ما قهرمان ایران شدیم، چند تیم لیگ برتری خواهان من و آقای شهرام هوشمندی، مهاجم و آقای گل مسابقات، شدند. به دلیل نزدیکی اصفهان، من و تعدادی از دوستان به آنجا رفتیم و چند روز در تمرینات تیم ذوب‌آهن اصفهان که آقای بهرام هاتف سرمربی آن بودند، شرکت کردیم. به یاسوج زنگ زدم و به من گفتند که اشتباهی به تمرین ذوب‌آهن رفته‌اید و باید به تمرین تیم سپاهان بروید! من هم از سرپرست تیم آدرس گرفتم و به تمرینات سپاهان رفتم. بزرگانی همچون مجید بصیرت، کریم قنبری، عبدالله ویسی، حسین نخودیان و هوشنگ لوینیان در تیم بودند و بعد از مدتی نیز لیون استپانیان و ارمناک پطروسیان به تیم اضافه شدند. ما در ورزشگاه نقش جهان با سپاهان بودیم تا اینکه چند ماه بعد، به دلیل سربازی، عازم شیراز شدم و در تیم فجرسپاسی ادامه فوتبال دادم. در فجرسپاسی نیز در کنار بزرگان فوتبال، از جمله استاد ابراهیم قاسمپور، حاج محمود فکری، علی امامی‌فر، رحیم حلفی، امید زاهدی، شاهین صمدیان، حسین فخری، عقیل حوتی‌زاده و داود مهابادی حضور داشتم.

*وقتی در سپاهان اصفهان و در کنار ارمناک پطروسیان، دروازه‌بان مطرح ارمنستانی، قرار گرفتید چه احساسی داشتید؟

چند روز اول در کنار استاد حسین نخودیان بودیم و حدود ۲۰ روز بعد ارمناک پطروسیان آمد و در تمرینات در کنار هم بودیم. من چیزهای زیادی از ایشان یاد گرفتم؛ تمرینات مستمر و سخت، خواب و استراحت مناسب، تغذیه سالم و کافی، دو جلسه تمرین در روز، اخلاق و رفتار خوب، نظم و انضباط. همه اینها نشان می‌داد که با یک فرد آکادمیک و حرفه‌ای در کنار خود روبه‌رو هستیم.

*چگونه به تیم فجرسپاسی شیراز پیوستید؟

با توجه به اینکه در سال ۱۳۷۵ سرباز بودم، باید در یکی از تیم‌های نظامی خدمت می‌کردم. یادم هست تیم‌های پاس تهران، نیروی زمینی تهران و مقاومت درخواست کرده بودند برای حضور در تیمشان به آنها ملحق شوم؛ اما با هماهنگی جناب سرهنگ حاج حمزه دامیده و حاج‌آقا علیپور، به تیم فجر شیراز رفتم. البته همان سال برای تیم ملی امید و تیم ملی ارتش نیز انتخاب شدم.

*گویا در مقطعی به تیم ملی نیز دعوت شدید. از سوی چه کسی و چگونه؟

بله. در سال ۱۳۷۲ در مسابقات قهرمانی جوانان کشور در شهر اهواز، من و شاپور ضرغام‌پور برای تیم ملی جوانان دعوت شدیم. در سال ۱۳۷۴، بعد از قهرمانی با تیم امید کشور، من و آقای شهرام هوشمندی توسط آقای حسن حبیبی، سرمربی وقت تیم، برای تیم ملی امید انتخاب شدیم. اما با کمی بدشانسی، تیم ملی امید در امارات شکست خورد و حذف شد. در آن زمان آقایان نیما نکیسا و پرویز برومند دروازه‌بانان تیم بودند و ما نتوانستیم در اردوهای بعدی انتخابی المپیک شرکت کنیم. در سال‌های ۱۳۷۵ و ۱۳۷۶ نیز به تیم ملی ارتش دعوت شدم.

*در فجرسپاسی و سپاهان با کدام بازیکنان رابطه بهتری داشتید؟

در تیم سپاهان، با آقای هوشنگ لوینیان آشنایی قبلی داشتیم و با آقای اصغر سادات‌زاده، بازیکن یزدی سپاهان که هافبک وسط بود، نیز ارتباط خوبی داشتم. در تیم فجر نیز بیشترین ارتباط را با آقای محمود فکری داشتم.

*آیا در دوران فعالیت ورزشی از داوران کارت زرد یا قرمز هم گرفتید؟

بله، در یک مقطع کارت زرد می‌گرفتم!

*درباره عملکرد درخشانتان مقابل سایپای تهران، قهرمان دو دوره لیگ برتر ایران، توضیح دهید.

در سال ۱۳۷۲ عضو تیم جوانان مخابرات «فجر» بودم و آقای حاج عبدی افتخاری به جوانان میدان دادند. من در جام حذفی کشور دروازه‌بان تیم شدم و فکر می‌کنم هنوز ۱۷ سال هم نداشتم. از چند روز قبل از مسابقه، از استرس نفسم بالا نمی‌آمد؛ چون تا آن زمان مسابقه‌ای به این مهمی نداشتم. اکثر بزرگان فوتبال در تیم سایپا بودند و روز مسابقه فرا رسید. استادیوم تختی لبریز از تماشاگر بود. از شهرهای همجوار و حتی استان‌های دیگر برای دیدن بازی آمده بودند. با دیدن آن همه تماشاگر، انرژی خاصی در خودمان احساس کردیم و به این باور رسیدیم که می‌توانیم مقابل بزرگان فوتبال بازی کنیم.

حمید علیدوستی، علی افتخاری، مجید صالح، حسین عسکری، فرشاد فلاحت‌زاده، مهدی فرامرزی، رامین محتشمی، جلال بشرزاد و دیگر بازیکنان مطرح در ترکیب سایپا بودند و سرمربی آنها نیز بیژن ذوالفقارنسب بود.

باورتان می‌شود جو بازی ما را گرفته بود و حتی درست نتوانستیم گرم کنیم. بازی مقابل تیمی که هفت ملی‌پوش داشت، برای ما بسیار سخت بود. هنگام گرم کردن دعا می‌کردیم که اگر قرار است ببازیم، حداقل با اختلاف کمی شکست بخوریم! داور سوت شروع بازی را زد و در دقیقه دوم، آقای امیر سیاهپور، مهاجم حریف، رامین محتشمی را در محوطه جریمه سرنگون کرد و داور بوشهری نقطه پنالتی را نشان داد. پیش خودم گفتم: «آتش‌بازی شروع شد!» فلاحت‌زاده با غرور آمد، توپ را برداشت و روی نقطه پنالتی گذاشت و لبخندی به من زد. منِ جوان هم نگاهی به تماشاگران کردم و گفتم: «خدا به دادمان برسد!» اما انگار یک انرژی درونی به من می‌گفت که این پنالتی را می‌گیرم و همین‌طور هم شد. خدا کمک کرد تا ما شرمنده مردم نشویم. غرور بازیکنان سایپا باعث شکستشان در یاسوج شد. در دقیقه ۸۸، حرکت زیبای فریدون موسوی و پاس گل آقای دکتر اسلام یعقوبیان و ضربه سر دیدنی ابوالقاسم خلیلی، در میان مدافعان قدبلند و ملی‌پوش سایپا، تبدیل به گل شد. یک استان محروم خوشحال شد.

تمام روزنامه‌های ورزشی صبح فردای آن روز به شکست سایپا پرداختند و تیترهایی مانند «موتور رنو در یاسوج از کار افتاد» و «شکست تحقیرآمیز سایپا مقابل تیم گمنام یاسوج» منتشر کردند.

*وقتی در دقیقه دوم مسابقه پنالتی فرشاد فلاحت‌زاده، بازیکن باتجربه فوتبال ایران، را مهار کردید، چه احساسی داشتید؟

در پوست خودم نمی‌گنجیدم! اما دوستان همه به من روحیه می‌دادند، خصوصاً آقای افتخاری که چند بار نزدیک تیر دروازه آمدند و به من گفتند: «پنالتی را می‌گیری.» البته در آن زمان در مسابقات لیگ هم پنالتی‌گیر بودم.

*دلیل رکود فوتبال ایران را در چه می‌دانید؟

رکود در فوتبال ایران از گذشته وجود داشته و امروز بیشتر شده است. متأسفانه هر وقت سیاست وارد ورزش شده، ورزش به سمت نابودی رفته است؛ چون ورزش خودش نحیف است. مافیایی که مدیرعامل تعیین می‌کند، سرمربی را جابه‌جا می‌کند و بازیکن را با واسطه و پول وارد تیم می‌کند، همیشه وجود داشته است. خیلی از نتایج خارج از زمین فوتبال مشخص می‌شوند. شرط‌بندی، گروه‌های مختلف شرط‌بندی و نفوذ به بدنه فوتبال باعث می‌شود بسیاری از بازیکنان ما که پشتوانه مالی یا اداری ندارند، برای همیشه از فوتبال کنار بروند. کم نیستند فوتبالیست‌های خوبی از استان‌های محروم که فقط به دلیل نداشتن واسطه، از قافله عقب مانده‌اند.

*برای موفقیت خانواده‌ها در تربیت فرزندان چه راهکاری دارید؟

هر خانواده‌ای می‌تواند با برنامه‌ریزی درست و داشتن مشاور، مسیر اصلی را به فرزندان خود نشان دهد. اصل و بنیان یک جامعه، خانواده است. سبک زندگی مناسب و داشتن برنامه‌های کاربردی و مفید می‌تواند بنیان خانواده را محکم کند. توصیه می‌کنم اگر فرزندان ورزش حرفه‌ای انجام نمی‌دهند، حداقل برای حفظ سلامتی خود و خانواده، ورزش روزانه را در برنامه‌شان داشته باشند. تا زمانی که سلامتی نباشد، هیچ برنامه دیگری به سرانجام نخواهد رسید.

*بهترین فوتبالیست استان و ایران را در گذشته و حال چه کسانی می‌دانید؟

بازیکنان بزرگی در استان داشته‌ایم که دیگر تکرار نخواهند شد. من کوچک‌تر از آن هستم که بخواهم درباره بزرگان فوتبال نظر بدهم؛ اما بر حسب تکلیف تعدادی را نام می‌برم و اگر کسی از قلم افتاد، از همه عذر می‌خواهم.

از اساتید خودم می‌توانم به حمدالله بهمنی، احد الیاسی، پرویز موسوی، سرتیپ طاهری، فرخ افتخاری، فریدون موسوی، ولی رساییان، غفار حسن‌زاده، افضل آرانپور، مرحوم لطف‌الله آروانه، مرحوم قلندر سخن‌سنج، بهرام باستان، سعید بهره‌مند، فرشاد عزیزی، داریوش اشکبوسی، مرحوم کرامت دره‌شوری، وحید پورالحسینی، خلف باشت و باوی، وحید فرهمندیان، امیرحمزه ناظری و سعید قنواتی اشاره کنم.

بهترین فوتبالیست تاریخ استان: پرویز موسوی

بهترین فوتبالیست تاریخ ایران: علی دایی

بهترین فوتبالیست تاریخ جهان: دیگو مارادونا

*به کدام باشگاه خارجی و بازیکنان مطرح خارجی علاقه دارید؟

رئال مادرید را دوست دارم. در میان بازیکنان نیز کریستیانو رونالدو، بوفون و زیدان را دوست دارم.

*کیفیت فوتبال و بازیکنان شهرستان کهگیلویه و دهدشت را در گذشته و به‌ویژه دهه ۶۰ چگونه ارزیابی می‌کنید؟

بازیکنان فوتبال کهگیلویه همیشه از قدرت بدنی بالایی برخوردار بودند. سرعت، جنگندگی و شجاعت از خصوصیات بارز آنها بود. اخلاق ورزشی، متانت و افتادگی نیز از ویژگی‌های بازیکنان آن دهه بود.

*از تجربیات و عملکردتان در کسوت مربیگری بگویید. آیا همچنان تمایل دارید به مربیگری بپردازید؟

در عرصه مربیگری، با توجه به فعالیت در صداوسیمای استان، به‌عنوان مربی در مسابقات قهرمانی مراکز کشور شرکت می‌کردیم و تقریباً حدود ۲۰ مقام کشوری، شامل قهرمانی، نایب‌قهرمانی و مقام سوم، کسب کردیم. در تیم فوتبال شهرداری یاسوج نیز به‌عنوان مربی دروازه‌بانان، به مدت هفت سال در لیگ یک کشور مربیگری کردم. در سال ۱۴۰۳ سرمربی تیم فوتبال اتحاد بویراحمد بودم و با این تیم به مرحله نهایی لیگ صعود کردیم. در سال ۱۴۰۴ نیز سرمربی تیم فوتبال زاگرس ماندگار در لیگ سه بودم و تیم در جایگاه سوم قرار گرفت. عدم حمایت مسئولان در دو سال گذشته باعث شد در استان قید مربیگری را بزنم و فعلاً با خیال راحت در کنار خانواده، به ورزش و تفریح می‌پردازم. تا زمانی که در استان، همه مسئولان و مردم یکدل نشوند، در هیچ زمینه‌ای پیشرفت نخواهیم کرد.

*چه درجه‌ای در سطح مربیگری دارید و کلاس‌های مربیگری را کجا و زیر نظر چه کسانی گذرانده‌اید؟

من دارای کارت مربیگری درجه B فوتبال آسیا از AFC هستم و همچنین کارت مربیگری درجه A دروازه‌بانی را دارم. کلاس مربیگری D را در یاسوج زیر نظر استاد زارع، مدرس شیرازی، گذراندم. کارت مربیگری C را در یاسوج و زیر نظر یک مدرس بوشهری گرفتم. کارت درجه B را زیر نظر استاد شریفی از تهران و مدرس فیفا گذراندم. کارت مربیگری دروازه‌بانی ایران را در تهران و آکادمی ملی فوتبال گرفتم. کارت درجه A دروازه‌بانی را در شهر کرمان و زیر نظر استاد جلال بشرزاد، مدرس AFC، گذراندم. کارت مربیگری بدنسازی فوتبال را در یاسوج با دکتر جهانی، مدرس فیفا، گرفتم. کارت مدیریت فوتبال را نیز زیر نظر استاد مجید جلالی گذراندم.

*چه توصیه‌ای برای موفقیت مربیان جوان دارید؟

کار مربیگری را به کلاسی که گذرانده‌اند محدود نکنند. به دنبال کلاس‌های آموزشی بالاتر باشند. همه‌چیز پول نیست. مربی باید خالصانه خودش را وقف شاگردانش کند. اخلاق و رفتار حرفه‌ای مربیگری را رعایت کنند و در بحث آموزش، به‌روز باشند. قدرت گفتاری خود را افزایش دهند و نظم و انضباط کاری داشته باشند. ارتباط خود را با کمیته‌های تخصصی و آموزشی هیئت‌ها حفظ کنند. با هر باخت دلسرد نشوند و دنبال مقصر برای شکست نگردند. همین شکست‌ها و پیروزی‌هاست که از شما انسان‌های صبور می‌سازد. حریم خصوصی بازیکنان و مربیان را رعایت کنند و پشتکار را سرلوحه کار خود قرار دهند.

*با کدام‌یک از ورزشکاران و پیشکسوتان مراودت بیشتری دارید؟

با همه دوستان ارتباط داریم و در گروه‌های مختلف از حال یکدیگر باخبر می‌شویم. دورهمی‌هایی هم با دوستان قدیمی برگزار می‌شود و این ارتباط‌ها همچنان ادامه دارد.

*طی چند دهه فعالیت در فوتبال، چه به‌عنوان بازیکن و چه مربی، حتماً خاطرات زیادی دارید. چند خاطره برای مخاطبان تعریف می‌کنید؟

خاطرات زیادی داریم. یکی از خاطراتم مربوط به دوران حضور در فجرسپاسی شیراز است. یک روز از تمرین تیم فجرسپاسی برگشته بودیم. معمولاً بعد از تمرین به تراس خانه می‌رفتیم و دراز می‌کشیدیم. یک شب به دلیل خستگی همان‌جا خوابیده بودیم؛ من، حاج محمود فکری و یکی از دوستانمان به نام شهرام خورشیدی که بچه نورآباد ممسنی بود. حدود ساعت سه نیمه‌شب، ناگهان پتوی ما سه متر رفت هوا! ما گفتیم زلزله آمده است. پرسیدیم: «چه شده، شهرام جان؟» گفت خواب دیده توپ دارد وارد دروازه می‌شود و با یک برگردان، توپ را از دروازه بیرون آورده است! در واقع، پتوهای ما را در خواب شوت کرده بود و پتوها افتاده بودند داخل حیاط طبقه پایین. این یکی از خاطرات جالب ما در شیراز بود.

*یک سؤال چالشی؛ چرا دو تیم شهرداری یاسوج و دنا بویراحمد، در حالی که تا چهار هفته پایانی صدرنشین بودند، ناگهان از صعود بازماندند؟

سؤال سختی است و پاسخ دادن به آن برای ما دشوار است. اما در هر دو تیم، یک موضوع کاملاً ملموس بود؛ نبود مدیریت صحیح، بی‌برنامگی و نداشتن تمرکز مناسب که باعث این ناکامی‌ها شد. وقتی کسی مدیریت یک تیم را قبول می‌کند، باید افرادی به‌عنوان بزرگ‌تر کنار تیم باشند تا بتوانند تیم را در شرایط سخت حفظ کنند. مسائل و مشکلات مالی هم یکی از معضلاتی بود که من در هر دو تیم تجربه کردم. زمانی که تیم در شرایط صعود قرار می‌گیرد، باید مشوق‌هایی از طرف باشگاه به تیم تزریق شود؛ پاداش برد، پرداخت معوقات و مطالبات تا قبل از بازی‌های حساس و ایجاد انگیزه. وجود یک روان‌شناس ورزشی برای کار روحی و روانی روی تیم نیز بسیار مهم است. باید استرس و عوامل استرس‌زا از اردو یا محل اقامت تیم‌ها دور شود و امکانات رفاهی مناسب برای بازیکنان در بازی‌های مهم فراهم شود. متأسفانه در دوره تیم شهرداری، تغییر کادر مربیگری یک اشتباه فاحش بود که در اثر ندانم‌کاری باعث عدم نتیجه‌گیری تیم شد. کمیته فنی باشگاه فوتبال نیز باعث ایجاد این سردرگمی‌ها شد. ماجرای تیم شهرداری مفصل است و نمی‌شود بیشتر از این بازش کرد. اما تیم فوتبال دنا می‌توانست در نخستین سال تشکیل خود، یکی از صعودهای تاریخی را رقم بزند. مدیریت باشگاه باید هفت بازی مانده به پایان مسابقات و با توجه به عدم نتیجه‌گیری، سرمربی را تغییر می‌داد. در بازی آخر دیگر کار از کار گذشته بود و باید سرمربی را نگه می‌داشتند تا خودش پاسخگوی عدم صعود باشد. قطعاً ایشان نیز حرف‌هایی برای گفتن داشتند.

*برای پیشرفت و شکوفایی ورزش استان چه راهکاری دارید؟

مظلوم‌ترین قشر جامعه، ورزشکاران هستند؛ کسانی که زندگی خود را وقف سلامتی و شادابی جوانان و جامعه می‌کنند. نمایندگان مجلس باید توجه ویژه‌ای به ورزش داشته باشند. متولی اصلی ورزش در استان‌ها، استاندار است و اداره‌کل ورزش و جوانان نیز متولی و بانی اجرای امور ورزشی است. حمایت‌های مالی از هیئت‌های ورزشی، توجه ویژه به پیشکسوتان و استفاده از آنها به‌عنوان مشاور در رشته‌های مختلف ورزشی ضروری است.مدیرکل ورزش و جوانان نیز باید از جنس ورزش باشد تا بتواند مشکلات ورزشکاران و هیئت‌ها را درک کند. اگر همه این مجموعه‌ها در کنار هم قرار بگیرند و از ظرفیت پیشکسوتان و نیروهای متخصص استفاده شود، می‌توان به آینده ورزش استان امیدوار بود.

*آیا اهل سینما و فیلم‌های سینمایی هستید و کدام‌یک از هنرپیشگان ایرانی را بیشتر می‌پسندی؟

اوقات فراغت هم فیلم می‌بینم. هنرپیشه‌های ایرانی که از بازی‌هایشان لذت می‌برم، فرامرز قریبیان، پرویز پرستویی و فریبرز عرب‌نیا هستند.

*اهل مطالعه هستید؟ چه کتاب‌هایی را بیشتر موردنظر دارید؟

بله. الآن با توجه به فضای مجازی، از کتاب‌های دیجیتال مربوط به کار خودم و بچه‌هایم استفاده می‌کنم. البته کتاب‌های رمان رو هم خیلی دوست دارم.

*میرزا، برترین گلی که دریافت کردید در چه مسابقه‌ای و از چه بازیکنی بود؟!

در استان، گلی که خیلی عالی خوردم، در مسابقات لیگ استان، بازی فجر و استقلال کهگیلویه، کاشته توسط آقای فرشاد عزیزی زده شد. در لیگ کشور هم از علی سامره، در تیم فجر سپاسی شیراز، در استان کرمان.

در مورد اسامی و سؤالات ذیل مختصر پاسخ بدهید!

*استاد بهرام لرکی؟

پدر و بنیان‌گذار فوتبال استان.

*حاج سیدعبدی افتخاری؟

چهرهٔ ماندگار و مدیر نمونهٔ ورزش استان و کشور؛ مردی دلسوز، کاردان و تکرارنشدنی.

*حکیم ابوعلی سینا؟!

بوعلی سینا، پورسینا؛ فیلسوف، دانشمند و حکیم؛ اواخر سدهٔ چهارم و اوایل سدهٔ پنجم قمری؛ فلسفه، پزشکی، روان‌شناسی، خداشناسی، ریاضیات، منطق، ادبیات، فیزیک…

*سپ مایر؟

دروازه‌بان آلمان، قهرمان جام جهانی ۱۹۷۴ آلمان. سپ مایر (به آلمانی: Sepp Maier) (زادهٔ ۲۸ فوریهٔ ۱۹۴۴، متن، باواریا) بازیکن فوتبال آلمانی است. وی به همراه شاگرد خود، الیور کان، نام‌آورترین و موفق‌ترین دروازه‌بانی است که تاریخ این رشته در آلمان به خود دیده است.

*شهید علی‌اکبر شیرودی؟

شهید علی‌اکبر قربان شیرودی از خلبانان شجاع و دلاور در جنگ تحمیلی بود که با بیش از یک هزار ساعت پرواز، نام خود را برای همیشه در تاریخ ماندگار…

*رستم دستان؟

رُسْتَم که با نام‌های رستم سیستانی یا رستم دستان نیز شناخته می‌شود، نام‌آورترین پهلوان ایرانی در شاهنامه و به‌تبع آن، مهم‌ترین چهرهٔ اسطوره‌ای ادبیات فارسی است. او فرزند زال و رودابه است و نبیرهٔ گرشاسپ و از راه گرشاسپ به جمشید می‌رسد؛ و تبار مادری او نیز به مهراب و ضحاک می‌رسد. وی اسبی به نام رَخش داشت که در تمامی نبردها یار و یاور او بود. از مشهورترین نبردهای می‌توان به گذشتن از هفت‌خان و نبرد او با اسفندیار، پسرش سهراب، کاموس کشانی و فتح کوه سهند اشاره کرد. در نهایت، او و اسبش، سرانجام با دسیسهٔ شغاد، برادر ناتنی رستم، کشته شدند. پس از شاهنامه، رستم در فرامرزنامه، بانوگشسب‌نامه، جهانگیرنامه و برزونامه نیز به کار برده شده است.

*استاد فریدون داوری؟!

فیلسوف و نویسنده؛ عارف و شاعر قرن استان.

*میرزا کورش موسوی (جهان‌بین)؟

خاک پای همهٔ عزیزان ورزش‌دوست و خدمتگزار و دوستدار همهٔ مردم استان.

*ابوالقاسم خلیلی؟!

بهترین فوروارد تاریخ شهر یاسوج؛ افتخار فوتبال؛ علی دایی استان.

*غذای موردعلاقه؟

قلیه‌ماهی.

*در عروسی‌ها از نوازندگان محلی بیشتر لذت می‌برید یا تکنولوژی امروزی، مانند ارگ و خواننده‌های جوان امروزی؟

از نوازندگی محلی لذت بیشتری می‌برم، چون فرهنگ ما و اصالت لر بودنمان را به تصویر می‌کشد.

*نظرتان در مورد تیراندازی در عروسی‌ها و عزاداری‌ها؟

تیراندازی در عروسی‌ها باعث کشته شدن جوانان ما و استرس بانوان و کودکان و رعب و وحشت آنان می‌شود.

*جناب میرزا کورش موسوی (جهان‌بین)، با تشکر بی‌نهایت از اینکه افتخار حضور در این مصاحبه را به ما دادید، اگر حرف ناگفته‌ای دارید، بیان فرمایید؟

تقدیر و تشکر از زحمات جناب‌عالی، استاد خودم؛ مردی با اخلاق و ادب، نجیب، مردم‌دار، صدای رسای مردم استان محروم کهگیلویه و بویراحمد که با کلمات شیوا و روان، مسائل و موضوعات مرتبط به مشکلات گروه‌های مختلف ورزشی را به گوش مسئولین می‌رساند.

سایتون مستدام باد، بزرگ‌مرد.

سید ابوصالح دانشفر



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 0 نظر

شما اولین نظر دهنده باشید!

یاداشت
گفتگو و گزارش