یاداشت
گفتگو و گزارش

تابلویی که دیده شد، فرهنگی که بر زمین افتاد؛ نقدی بر قطع درخت در کنار یک مدرسه دهدشت

اعتبار یک مدرسه نه به دیده‌شدن تابلوی آهنی یا فلزی آن از فاصله دور، بلکه به احترامی است که متولیان آن به طبیعت، قانون و فرهنگ عمومی می‌گذارند.

تابلویی که دیده شد، فرهنگی که بر زمین افتاد؛ نقدی بر قطع درخت در کنار یک مدرسه دهدشت

مدرسه همواره کانون پرورش اندیشه، اخلاق و زیست‌بوم‌دوستی شناخته می‌شود؛ مکانی که در آن نسلی تربیت می‌شود تا پاسدار ارزش‌های انسانی و منابع طبیعی سرزمینش باشد. اما خبر قطع یک درخت کهنسال در کنار یکی از مدارس دهدشت، آن هم صرفاً به‌خاطر اینکه «تابلوی مدرسه دیده شود»، موجی از تأسف، تعجب و انتقاد را در میان دلسوزان جامعه، فرهنگ‌دوستان و فعالان محیط‌زیست ایجاد کرده است.

این اقدام فراتر از آسیب به یک موجود زنده، حامل پیام‌ها و نشانه‌های نگران‌کننده‌ای در مدیریت آموزشی و فرهنگی است که شایسته واکاوی و نقد جدی است:

پارادوکس تربیت و عمل در نهاد آموزش و پرورش در کتب درسی دانش‌آموزان این دیار، بارها و بارها از لزوم حفظ درختان، اهمیت سایه‌سار کهنسال زاگرس و مسئولیت اخلاقی در قبال محیط‌زیست سخن به میان آمده است. چگونه می‌توان به کودک و نوجوانی که هر روز تبر فرود آمده بر پیکر درختی کهنسال را در جلوی حیاط مدرسه‌اش به چشم دیده، درس احترام به طبیعت آموخت؟ تضاد میان «کلام روی تابلو» و «رفتار در عمل»، بزرگ‌ترین آسیب را به باورپذیری اصول اخلاقی و تربیتی وارد می‌کند.

تقدم «صورت» بر «سیرت»؛ قربانی کردن حیات به پای دیده شدن تابلوی یک واحد آموزشی، صرفاً شناسه و نامی برای یک ساختمان است؛ اما درخت کهنسال، شناسنامه زیست‌محیطی، سرمایه طبیعی و دارایی مشترک یک زیست‌بوم است. تصمیم به نابودی درختی که سال ها زمان برای بالندگی آن صرف شده تا فقط تابلویی چند متری بهتر دیده شود، نمادی از غلبه نگاه ظاهربینانه بر اولویت‌های واقعی توسعه پایدار و فرهنگ است. اگر قرار بر وضوح تابلو بود، آیا جابه‌جایی تابلو، اصلاح ارتفاع یا استفاده از سازه‌های جایگزین، راهکاری منطقی‌تر و شرافتمندانه‌تر نبود؟

کم‌توجهی به الزامات زیست‌محیطی اقلیم کهگیلویه اقلیم جنوب و زاگرس در سال‌های اخیر با چالش‌های متعدد خشکسالی، گردوغبار و افزایش دما روبه‌رو بوده و وجود هر درخت کهنسال، غنیمتی برای تلطیف هوا، تولید اکسیژن و سایه‌گستری بر سر دانش‌آموزان در ماه‌های گرم سال است. قطع یک درخت در شهری چون دهدشت، دهن‌کجی به شرایط محیط‌زیستی منطقه و از بین بردن سرمایه‌ای جبران‌ناپذیر در کوتاه‌مدت است.

مسئولیت حقوقی، نظارتی و پاسخگویی اداری بر اساس ضوابط شهری و حتی قوانین داخلی آموزش و پرورش، قطع اشجار در فضاهای عمومی و دولتی نیازمند مجوزها و فرآیندهای شفاف و قانونی است. مدیریت آموزش و پرورش دهدشت و نهادهای نظارتی موظفند ضمن بررسی دقیق این اقدام، از تکرار چنین برخوردهای سلیقه‌ای و تخریبی در سطح اماکن آموزشی جلوگیری کرده و پاسخگوی افکار عمومی و جامعه فرهنگی باشند.

اعتبار یک مدرسه نه به دیده‌شدن تابلوی آهنی یا فلزی آن از فاصله دور، بلکه به احترامی است که متولیان آن به طبیعت، قانون و فرهنگ عمومی می‌گذارند. امید است این رخداد تلخ، نقطه آغازی باشد برای بازنگری در شیوه مدیریت فضاهای سبز مدارس و دست‌کم، متولیان امر به جای توجیه، با کاشت نهال‌های چندساله و احیای فضای تخریب‌شده، مسئولیت‌پذیری اخلاقی و زیست‌محیطی خود را به نمایش بگذارند.

مسعود آرام



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 0 نظر

شما اولین نظر دهنده باشید!

یاداشت
گفتگو و گزارش