یاداشت
گفتگو و گزارش

آقای خرامین خشونت تک‌علتی نیست! نگاهی به ادعاهای غیرعلمی یک استاد سابق دانشگاه

شیرعلی خرامین که پیش از این سابقه نامزدی در انتخابات مجلس شورای اسلامی را نیز در کارنامه خود دارد، در یک استوری که در اکانت شخصی خود در فضای مجازی منتشر کرده بود، با کلی‌گویی عجیبی ادعا می‌کند: «بر اساس دیدگاه روانشناسی اجتماعی، مهم‌ترین عامل ترویج خشونت و پرخاشگری، تلویزیون و رسانه است.»

آقای خرامین خشونت تک‌علتی نیست! نگاهی به ادعاهای غیرعلمی یک استاد سابق دانشگاه

افتونیوز| "احسان خانمحمدی" در یادداشتی نوشت:

اخیرا نزاعی در استان کهگیلویه و بویراحمد، شهرستان کهگیلویه، بخش دیشموک رخ داد که منجر به کشته و زخمی‌شدن عده‌ای از شهروندان شد. فارغ از علت وقوع ماجرا و چند و چون آن، تحلیل کوتاهی از یکی از اعضای سابق هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج، جای بحث دارد. شیرعلی خرامین که پیش از این سابقه نامزدی در انتخابات مجلس شورای اسلامی را نیز در کارنامه خود دارد، در یک استوری که در اکانت شخصی خود در فضای مجازی منتشر کرده بود، با کلی‌گویی عجیبی ادعا می‌کند: «بر اساس دیدگاه روانشناسی اجتماعی، مهم‌ترین عامل ترویج خشونت و پرخاشگری، تلویزیون و رسانه است.» این در حالی است که در روانشناسی اجتماعی به‌عنوان یک علم، هیچ‌گاه تلویزیون و رسانه، به‌عنوان مهمترین عامل ترویج خشونت مطرح نشده است. اما داستان بسیار پیچیده‌تر از این‌هاست. انتظار می‌رفت یک عضو هیأت علمی سابق دانشگاه که اتفاقا به‌عنوان فردی آکادمیک شناخته می‌شود، تمام جوانب ماجرا را می‌دید و یک‌طرفه به قاضی نمی‌رفت. اولا روانشناسی اجتماعی، علمی یک‌دست و تک‌پاردایمی نیست. در واقع ما یک روانشناسی اجتماعی نداریم. به‌عبارت بهتر، روانشناسی‌های اجتماعی داریم. هر کدام از رویکردهای حاکم بر این علم، روش‌شناسی و مسأله‌شناسی خاص خود را دارند و در قالب و سمت‌وسویی خاص به مسائل مختلف از جمله خشونت می‌پردازند.  مهمتر از آن، حتی هیچ نظریه خاصی هم در این علم وجود ندارد که مشخصا فیلم و رسانه را مهمترین عامل ترویج خشونت معرفی کند. نظریه‌های سوزن تزریقی، یادگیری اجتماعی، کاشت و آماده‌سازی که از جمله مهترین نظریه‌های این حوزه هستندـ، فیلم و رسانه را تنها یکی از عوامل موثر بر خشونت می‌دانند. بر اساس اغلب نظریه‌های مطرح این حوزه، خشونت، پدیده‌ای چندعلتی است که علاوه بر رسانه، تحت تأثیر عواملی مثل ژنتیک، ویژگی‌های فردی و شخصیتی، مسائل خانوادگی و محیطی، و عوامل موقعیتی است. از طرف دیگر، عوامل تاریخی، سیاسی و اقتصادی هم در تحلیل نهایی، اثرگذارند. حتی نظریه‌پردازی مثل فرگوسن که مدل کاتالیزور را مطرح کرده معتقد است که رسانه خشونت‌آمیز نقش یک کاتالیزور را دارد، نه یک محرک یا علت را. یعنی ممکن است فرآیند خشونت را تسریع کند، اما خودش عامل ایجادکننده نیست و رابطه علت‌ومعلولی مستقیمی بین رسانه و خشونت اجتماعی وجود ندارد. بنابراین بر اساس نظریات و رویکردهای علم روانشناسی اجتماعی، ادعای خرامین قابل تأیید نیست‌‌. اما خرامین در همان استوری، ادعای دیگری نیز دارد. او نوشته بود: «در جامعه‌ای که آرمان تلویزیونش ۲۴ ساعته پخش سریال‌های خشونت‌بار کره‌ای است، باید برادر، برادر را در روستا به رگبار ببندد و نوجوانش در شهر به روی همشهری خود قمه، چاقو و شمشیر بکشد و شاهرگ گردن بزند.» این عبارت نیز پر از حفره است و انتظار نمی‌رود یک استاد دانشگاه آن را نوشته باشد. اولا آرمان تلویزیون ایران، پخش ۲۴ ساعته سریال‌های خشونت‌بار کره‌ای نیست. اساسا این جمله، ابطال‌پذیر نیست و قابلیت تأیید تجربی را ندارد. دوما منظور خرامین از سریال‌های خشونت‌آمیز کره‌ای مشخص نیست. چرا که این سریال‌ها در رده سریال‌های خشونت‌آمیز قرار نمی‌گیرند و محدودیت سنی چندانی ندارند. رده‌بندی سنی فیلم و سریال، بر اساس یک‌سری معیارها انجام می‌شود که به نظر نمی‌رسد خرامین از آن معیارها استفاده کرده باشد. البته ممکن است وی بگوید معیارهای خاص خود را دارد که بحثش جداست. اما اگر فرض کنیم حق با اوست و سریال‌هایی مثل افسانه جومونگ، امپراطور دریا، جواهری در قصر و ... خشونت‌آمیز هستند، باز هم معلوم نیست خرامین چطور نتیجه گرفته پخش این سریال‌ها باعث ترویج خشونت در بخش دیشموک شده‌اند. احتمالا خود خرامین با روش‌های تحقیق و به‌ویژه روش تحقیق آزمایشی بالاخص طرح چهارگروه سالومون آشنایی دارد. آیا او برای طرح چنین ادعایی، از روش‌های تحقیق تجربی و آزمایشی استفاده کرده؟ اگر نه، آیا تحقیقی در این زمینه انجام شده که نشان دهد در شهرستان کهگیلویه، پخش چنین سریال‌هایی منجر به خشونت می‌شود؟ واضح است که تحقیقاتی در بسترهای دیگر انجام شده، اما هیچکدام عینا این ادعای خرامین را تایید نمی‌کنند. سوال‌های زیادی در این زمینه بی‌پاسخ مانده‌اند که می‌توان همین‌طور ادامه داد و پرسید، ولی تا حالا باید مشخص شده باشد که آن ادعاها چقدر از گزاره‌های علمی قابل دفاع فاصله دارند. گویی بازنشستگی از فعالیت‌های دانشگاهی و در مقابل، تشدید فعالیت‌های سیاسی، او را از فضای علمی دور کرده و موجب شده دست به طرح ادعاهایی بزند که رد چندانی از دقت علمی در آن‌ها دیده نمی‌شود. این در حالی است که گفته می‌شود مهمترین وجه ممیزه خرامین، جایگاه و شخصیت علمی اوست.



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 0 نظر

شما اولین نظر دهنده باشید!

یاداشت
گفتگو و گزارش