یاداشت
گفتگو و گزارش

تِل قنبری؛ تپه‌ای که قهرمانان فوتبال دهدشت را ساخت

روایت سیدابوصالح دانشفر از نقش زمین شماره ۲ دهدشت و بلندی‌های تل قنبری در آماده‌سازی بدنی فوتبالیست‌های دهه ۶۰ کهگیلویه

تِل قنبری؛ تپه‌ای که قهرمانان فوتبال دهدشت را ساخت

افتونیوز - به قلم: سیدابوصالح دانشفر

«می‌دویدیم از زمین تا تپه تل قنبری؛

هیچ‌کس جرئت نداشت تمرین بگیرد سرسری!»

چه کسی جرئت داشت بگوید خسته شده است؟ خجالت می‌کشیدیم از اینکه بگوییم بریده‌ایم، ناتوان شده‌ایم یا نفسمان کم آورده است. آن روزها میدان رقابت بود و هر بازیکن تلاش می‌کرد برای قرار گرفتن در ترکیب اصلی تیمش، آماده‌تر و توانمندتر از دیگران ظاهر شود.

بدون تردید، دهه ۶۰ را باید یکی از دوران‌های طلایی فوتبال شهرستان کهگیلویه، به‌ویژه شهر دهدشت، دانست؛ دورانی که شور و شوق فوتبال در میان جوانان موج می‌زد و رقابت‌های باشگاهی و آموزشگاهی، بخش مهمی از زندگی ورزشی شهر را تشکیل می‌داد.

در آن سال‌ها، تعداد تیم‌های باشگاهی در رده‌های مختلف قابل‌توجه بود. مسابقات متعددی در سطوح شهرستانی، استانی و کشوری برگزار می‌شد و در کنار آن، رقابت‌های آموزشگاهی در مقاطع ابتدایی، راهنمایی و متوسطه نیز رونق فراوانی داشت.

گستردگی این مسابقات به‌اندازه‌ای بود که در رقابت‌های آموزشگاهی شهرستان، علاوه بر مدارس دهدشت، تیم‌هایی از بخش‌ها و مناطق مختلف، از جمله لنده، چرام، دیشموک، قلعه‌رئیسی و سوق نیز حضور پیدا می‌کردند.

حجم مسابقات چنان بالا بود که در برخی روزها، از ساعت هشت صبح تا شش بعدازظهر، پنج تا شش مسابقه در مقاطع مختلف تحصیلی در ورزشگاه آزادی دهدشت برگزار می‌شد.

تمام این رقابت‌ها، در کنار تمرینات تیم‌های باشگاهی، تیم‌های منتخب آموزشگاهی و تیم‌های شهرستان، برنامه فشرده‌ای را بر ورزشگاه آزادی تحمیل می‌کرد. افزون بر این، یادواره‌ها و تورنمنت‌های مختلف، از جمله یادواره شهید ابراهیم ارانپور، یادواره دکتر صلاحی، یادواره شهدای سادات و یادواره شهید دولتخواه، به همراه مسابقات مهم دوستانه نیز در همین ورزشگاه برگزار می‌شدند.

طبیعی بود که با چنین حجم سنگینی از مسابقات، بسیاری از باشگاه‌ها برای آماده‌سازی و تمرین، فرصت کافی برای استفاده از زمین اصلی نداشته باشند. در نتیجه، زمین شماره ۲ دهدشت که زمینی خاکی، کوچک و غیراستاندارد بود، به یکی از مهم‌ترین محل‌های تمرین تیم‌ها تبدیل شد.

زمین شماره ۲؛ زمینی خاکی با خاطراتی ماندگار

به‌دلیل تراکم مسابقات در ورزشگاه آزادی، گاهی رقابت‌های آموزشگاهی در مقاطع ابتدایی، راهنمایی و متوسطه نیز در زمین شماره ۲ برگزار می‌شد.

این زمین نه‌تنها از امکانات استاندارد برخوردار نبود، بلکه خاک نرم و کوبیده‌نشده آن هنگام برگزاری مسابقات و تمرین‌ها، گردوخاک زیادی ایجاد می‌کرد. وزش باد شدید نیز گاهی خاک زمین را به هوا می‌برد و شرایط نامساعدی برای بازیکنان به وجود می‌آورد.

از سوی دیگر، زمین شماره ۲ فاقد سکو و حفاظ پیرامونی بود؛ اما همین زمین ساده و خاکی، بخشی جدایی‌ناپذیر از خاطرات نسل فوتبالیست‌های دهه ۶۰ دهدشت شد.

در آن روزگار، اطراف زمین شماره ۲ تا امتداد بلندی‌های تپه معروف به «تل قنبری» تقریباً فضای باز و صافی بود. میان زمین و تپه، ساختمان، دیوار یا مانع قابل‌توجهی وجود نداشت و همین ویژگی، شرایط مناسبی برای تمرینات استقامتی و بدنسازی تیم‌ها فراهم می‌کرد.

تیم‌ها معمولاً تمرین خود را با گرم کردن در زمین شماره ۲ آغاز می‌کردند و سپس به‌صورت گروهی، مسیر زمین تا بلندترین نقطه تل قنبری را می‌دویدند یا پیاده‌روی و نرمش می‌کردند.

بازیکنان پس از رسیدن به بالای تپه، مدتی دیگر به نرمش و گرم کردن می‌پرداختند و پس از استراحتی کوتاه، مسیر بازگشت را تا زمین شماره ۲ ادامه می‌دادند.

به این ترتیب، در بسیاری از بعدازظهرها، رفت‌وآمد بازیکنان و تیم‌های مختلف میان زمین شماره ۲ و تل قنبری، منظره‌ای دیدنی و خاطره‌انگیز به وجود می‌آورد؛ منظره‌ای که برای اهالی فوتبال دهدشت، یادآور روزهای پرشور و تلاش نسل طلایی این ورزش بود.

جام محلات؛ جلوه‌ای دیگر از شور فوتبال دهدشت

در کنار تمرینات باشگاهی و رقابت‌های آموزشگاهی، مسابقات موسوم به «جام محلات» نیز با استقبال فراوان تیم‌های محلی برگزار می‌شد.

مهیار دستکار، جانباز و جوان علاقه‌مند به ورزش، از جمله افرادی بود که با عشق و پشتکار، مسئولیت برگزاری منظم این مسابقات را بر عهده داشت. در برخی مقاطع نیز جوان دیگری به نام محمدشریف شربت‌زاده مسابقاتی را در زمین شماره ۲ برگزار می‌کرد.

این رقابت‌ها فرصتی فراهم می‌کرد تا جوانان محلات مختلف توانایی‌های خود را نشان دهند و شور فوتبال در میان مردم و ورزش‌دوستان دهدشت بیش از پیش گسترش پیدا کند.

تل قنبری؛ بخشی از برنامه بدنسازی تیم‌های فوتبال

آنچه در ادامه می‌آید، بخشی از تجربه شخصی من از نقش زمین شماره ۲ و تل قنبری در آماده‌سازی تیم‌های فوتبال دهدشت است؛ تجربه‌ای که به‌ویژه در دوران حضورم در تیم پرسپولیس دهدشت، اهمیت این دو مکان را برایم روشن‌تر کرد.

تیم پرسپولیس دهدشت برای حضور هم‌زمان در مسابقات شهرستانی، استانی و کشوری، به تمریناتی فشرده، منظم و اصولی نیاز داشت. بااین‌حال، همان‌طور که اشاره کردم، ورزشگاه آزادی به‌دلیل برگزاری مسابقات متعدد، فرصت کافی برای تمرینات مستمر در اختیار تیم قرار نمی‌داد.

از طرفی، مسیر میان زمین شماره ۲ و بلندی‌های تل قنبری، ظرفیت مناسبی برای اجرای برنامه‌های بدنسازی داشت. به همین دلیل، این مسیر را به بخش مهمی از برنامه آماده‌سازی تیم تبدیل کردیم.

در آن مقطع، بیش از ۴۰ جلسه تمرین بدنسازی در زمین شماره ۲ و مسیر منتهی به بلندی‌های تل قنبری برگزار کردیم. بیش از ۳۰ بازیکن در این تمرینات سخت و فشرده حضور داشتند و هر جلسه تمرین بدنی حدود ۸۰ دقیقه به طول می‌انجامید.

فشار تمرینات بسیار زیاد بود. بازیکنان باید استقامت خود را افزایش می‌دادند، توانایی تنفسی‌شان را تقویت می‌کردند و از نظر قدرت و آمادگی عضلانی به سطح مطلوبی می‌رسیدند.

نتایج این تلاش‌ها نیز در مسابقات نمایان شد. پس از برگزاری آن دوره تمرینات فشرده، پرسپولیس دهدشت به نتایجی دست یافت که از بهترین عملکردهای تاریخ این باشگاه به شمار می‌رفت.

در یکی از رقابت‌ها، طی چهار روز موفق شدیم تیم‌های قهرمان یاسوج و گچساران را در مجموع با نتیجه ۱۰ بر صفر شکست دهیم. پرسپولیس گچساران را با نتیجه چهار بر یک و فتح یاسوج را با نتیجه شش بر صفر مغلوب کردیم.

در مسابقات باشگاهی شهرستان نیز با پیروزی در تمام دیدارها، بدون تساوی و شکست، به کار خود پایان دادیم و عنوان‌های بهترین خط حمله، بهترین خط دفاع و آقای گل مسابقات را به دست آوردیم.

پرسپولیس دهدشت در رقابت‌های کشوری نیز حضوری قابل‌توجه داشت.

بی‌تردید، عوامل مختلفی در این موفقیت‌ها نقش داشتند؛ اما از نگاه من، تمرینات مستمر و بدنسازی در زمین شماره ۲ و مسیر تل قنبری، سهمی بسیار مهم در افزایش آمادگی بازیکنان و موفقیت‌های آن دوره تیم داشت.

تل قنبری؛ داوودیه فوتبال دهدشت

البته استفاده از زمین شماره ۲ و تل قنبری تنها به پرسپولیس دهدشت محدود نمی‌شد. بسیاری از باشگاه‌ها و تیم‌های دیگر نیز برای تمرینات گروهی، آماده‌سازی جسمانی و افزایش استقامت بازیکنان از این دو مکان بهره می‌بردند.

در واقع، زمین شماره ۲ و تل قنبری، در کنار یکدیگر، نقشی اساسی در پرورش توان بدنی فوتبالیست‌های دهدشت ایفا کردند؛ به‌گونه‌ای که می‌توان تل قنبری را از نظر کارکرد در آماده‌سازی بازیکنان، با تپه‌های داوودیه تهران مقایسه کرد؛ مکانی که در خاطرات ورزشی نسل‌های مختلف فوتبال پایتخت نیز جایگاه ویژه‌ای داشته است.

امروز که به آن سال‌ها نگاه می‌کنیم، شاید امکانات آن زمان در مقایسه با شرایط کنونی بسیار محدود به نظر برسد؛ اما اراده، پشتکار، رقابت سالم و اشتیاق جوانان برای موفقیت، کمبود امکانات را تا اندازه زیادی جبران می‌کرد.

تل قنبری فقط یک بلندی طبیعی نبود؛ بخشی از مسیر دشوار آماده‌سازی فوتبالیست‌هایی بود که با دویدن‌های مکرر، تمرینات طاقت‌فرسا و رقابت برای حضور در ترکیب اصلی، خود را برای میدان‌های بزرگ‌تر آماده می‌کردند.

بی‌تردید، پیشکسوتان بزرگوار، سپیدمویان و استخوان‌خردکردگان ورزش امروز، در کنار دیگر ورزشکارانی که در دهه ۶۰ فوتبال دهدشت را تجربه کرده‌اند، خاطرات فراوانی از زمین شماره ۲ و به‌ویژه تل قنبری در ذهن دارند؛ خاطراتی که بخشی از تاریخ شفاهی ورزش کهگیلویه را تشکیل می‌دهند.

سریع‌ترین اخراج تاریخ فوتبال کهگیلویه؛ خاطره‌ای از زمین شماره ۲

در پایان، مایلم خاطره‌ای شخصی از دوران برگزاری مسابقات آموزشگاهی در زمین شماره ۲ دهدشت را روایت کنم؛ خاطره‌ای که شاید از اتفاقات کم‌نظیر داوری در فوتبال شهرستان باشد.

در آن سال‌ها، مسئولیت انجمن فوتبال آموزشگاه‌های شهرستان و استان را بر عهده داشتم و بیش از ۱۲ سال در این مسئولیت فعالیت کردم. در جریان یکی از مسابقات آموزشگاهی مقطع متوسطه که در زمین شماره ۲ برگزار می‌شد، قضاوت دیداری حساس و پرهیجان را بر عهده داشتم. مسابقه تماشاگران زیادی داشت و رقابت دو تیم با حساسیت دنبال می‌شد. در نیمه دوم و در دقیقه ۶۰ مسابقه، یکی از مربیان تصمیم به تعویض بازیکن گرفت. نکته جالب اینکه بازیکنی که قرار بود وارد زمین شود، از بستگان بسیار نزدیک من بود. با توقف بازی، سوت زدم و اجازه تعویض را صادر کردم. بازیکن تازه‌وارد به‌محض ورود به زمین، با سرعت خود را به جریان مسابقه رساند؛ اما به‌جای تلاش برای تصاحب توپ، به پای بازیکن حریف که صاحب توپ بود، لگد زد.



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 0 نظر

شما اولین نظر دهنده باشید!

یاداشت
گفتگو و گزارش