یاداشت
گفتگو و گزارش

یاسوج و چرخه انتخاب‌های تکراری؛ آیا وقت بازنگری در فرهنگ انتخاب شورا نرسیده است؟

نقد عملکرد مدیریت شهری بدون پرداختن به فرهنگ انتخاب اعضای شورا کامل نخواهد بود. یکی از موانع انتخاب مدیران شایسته، غلبه تعصب‌های طایفه‌ای، خویشاوندی و روابط شخصی بر معیارهایی مانند تخصص، تجربه، صداقت و برنامه‌محوری است. هنگامی که رأی مردم بیشتر بر اساس نسبت فامیلی یا تعلق گروهی تعیین می‌شود تا توانایی و کارنامه نامزدها،

یاسوج و چرخه انتخاب‌های تکراری؛ آیا وقت بازنگری در فرهنگ انتخاب شورا نرسیده است؟

افتونیوز - حکیم الهی 

شورای شهر از مهم‌ترین نهادهای تصمیم‌گیری در امور شهری است؛ نهادی که وظیفه دارد با نظارت بر شهرداری، تصویب برنامه‌های کارآمد و پیگیری مطالبات مردم، مسیر توسعه و آبادانی شهر را هموار کند. با این حال، یاسوج با وجود ظرفیت‌های طبیعی، انسانی و گردشگری فراوان، همچنان با مشکلاتی روبه‌روست که این پرسش اساسی را مطرح می‌کند: چرا فاصله میان ظرفیت‌های شهر و واقعیت زندگی شهروندان تا این اندازه زیاد است؟ آیا تمام مشکلات را می‌توان به کمبود بودجه نسبت داد یا بخشی از آن‌ها ریشه در ضعف مدیریت، اولویت‌بندی نادرست و نظارت ناکافی دارد؟

وضعیت نامناسب برخی خیابان‌ها، آسفالت فرسوده، آب‌گرفتگی معابر، ضعف روشنایی، پیاده‌روهای نامناسب، دست‌اندازهای غیراصولی، آشفتگی بازارها و ساخت‌وسازهای ناهماهنگ، تنها بخشی از مشکلات روزمره مردم است. وقتی حتی اقداماتی ابتدایی مانند خط‌کشی خیابان‌ها و نصب علائم ترافیکی در برخی معابر با ضعف آشکار مواجه است، دیگر نمی‌توان همه کاستی‌ها را پشت عنوان کلی «کمبود اعتبار» پنهان کرد. اگر منابع مالی کافی نبوده، شورا برای جذب اعتبار و تعیین اولویت‌ها چه کرده است؟ اگر امکانات وجود داشته، چرا آثار آن به‌روشنی در شهر دیده نمی‌شود؟ استمرار این وضعیت در طول سال‌های گذشته، پاسخ‌گویی جدی مسئولان را ضروری می‌کند.

یاسوج به فضاهای عمومی متناسب با ظرفیت‌ها و نیازهای شهروندان نیاز دارد؛ از مبلمان شهری هماهنگ با هویت بومی و معماری روز گرفته تا پارک‌ها، فضاهای تفریحی و ورزشی، مسیرهای پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری و امکانات مناسب برای سالمندان، خانواده‌ها و جوانان. سامان‌دهی حاشیه رودخانه و تبدیل بخش‌های مستعد آن به فضاهای تفریحی ایمن، برگزاری جشنواره‌های فصلی و رویدادهای فرهنگی، معرفی ظرفیت‌های بومی و گردشگری و ایجاد فرصت‌های شغلی از مسیر توسعه گردشگری نیز می‌تواند به رونق اقتصادی شهر کمک کند. با وجود این ظرفیت‌ها، چرا هنوز بخش مهمی از این امکانات و فرصت‌ها در حد انتظار شهروندان فراهم نشده است؟

در حوزه سامان‌دهی شهری و معیشت مردم نیز مسائل حل‌نشده کم نیست. چرا بازارچه‌های محلی زیر نظر شهرداری و با نظارت امور صنفی، برای عرضه مایحتاج روزانه مردم با قیمت‌های مصوب دولتی در موارد مشمول این قیمت‌گذاری و نرخ‌های منصفانه و مدیریت‌شده، به شکل مؤثر ایجاد نشده‌اند؟ چنین مراکزی می‌توانند ضمن تسهیل خرید روزانه و کاهش واسطه‌گری‌های غیرضروری، به سامان‌دهی فعالیت‌های اقتصادی محلی نیز کمک کنند. در همین حال، حضور پرشمار سایپاهای آبی‌رنگِ دست‌فروش در ورودی‌های مختلف شهر، با ایجاد ترافیک و آشفتگی بصری، چهره نامناسبی از یاسوج به نمایش می‌گذارد. بی‌توجهی به این وضعیت نه به نفع شهروندان است و نه به سود فروشندگانی که برای تأمین معاش خود فعالیت می‌کنند. چرا طی این سال‌ها، راهکاری اصولی برای سامان‌دهی محل فعالیت این افراد، حفظ فرصت کسب درآمد آنان و جلوگیری از اختلال در رفت‌وآمد پیدا نشده است؟

از سوی دیگر، ورودی تنگ مهربان، به‌عنوان یکی از نقاط پرتردد و حادثه‌خیز شهر، نمونه‌ای روشن از طولانی‌شدن مشکلات اساسی است. این نقطه علاوه بر ارتباط جمعیت قابل‌توجهی از مناطق حاشیه‌ای با شهر یاسوج، در مسیر آغاز جاده یاسوج ـ اقلید ـ یزد قرار دارد و حوادث شدید رانندگی در آن، بارها به مجروح‌شدن و جان‌باختن افراد انجامیده است. حدود بیست سال است که موضوع احداث زیرگذر یا روگذر برای رفع این گره ترافیکی مطرح می‌شود، اما آنچه در عمل باقی مانده، فلکه‌ای است که به‌دلیل ناکارآمدی و بلاتکلیفی، در میان مردم به «فلکه زیرسیگاری» معروف شده است. هر چند وقت یک‌بار مسئولان شهری و استانی به این محل می‌آیند، عکس یادگاری می‌گیرند و می‌روند؛ اکنون نمایندگان مجلس نیز به این جمع اضافه شده‌اند، اما اصل مسئله همچنان پابرجاست. آیا پس از نزدیک به دو دهه وعده و بازدید، هنوز زمان آن نرسیده که مسئولیت اجرای طرح مشخص شود و مردم به‌جای تماشای تکرار وعده‌ها، نتیجه‌ای واقعی ببینند؟ وقتی جان شهروندان در میان است، این میزان تأخیر و بلاتکلیفی چگونه توجیه می‌شود؟

در کنار این مشکلات، وضعیت امکانات فرهنگی شهر نیز پرسش‌برانگیز است. بیش از یک دهه از تخریب تنها سینمای یاسوج توسط شهرداری می‌گذرد؛ سینمایی که برای نسل‌های مختلف خاطره‌ساز بود، اما هنوز جایگزینی برای آن در مرکز استان احداث نشده است. چرا هنگام تخریب چنین فضای فرهنگی، جایگزینی متناسب برای آن فراهم نشد؟ چه برنامه‌ای برای بازگرداندن امکان دسترسی شهروندان به سینما وجود داشته و چرا پس از گذشت این همه سال، این نیاز همچنان بی‌پاسخ مانده است؟ شهری که از توسعه گردشگری، تقویت فعالیت‌های فرهنگی و فراهم‌کردن امکانات برای جوانان سخن می‌گوید، چگونه می‌تواند فقدان چنین فضای عمومی مهمی را نادیده بگیرد؟

در حوزه اجتماعی نیز، نبود اقدام مؤثر برای احداث سراهای محله در چهار نقطه مهم شهری، یکی دیگر از خلأهای قابل‌توجه است. این مراکز می‌توانند فضایی برای برگزاری کلاس‌های آموزشی، مهارت‌آموزی، فعالیت‌های فرهنگی و برنامه‌های اجتماعی فراهم کنند و فرصت‌های بیشتری در اختیار جوانان و خانواده‌ها قرار دهند. با وجود اهمیت آموزش مهارت‌های کاربردی و ایجاد فضاهای سالم برای تعامل اجتماعی، چرا تاکنون اقدام مؤثری برای تحقق این طرح صورت نگرفته است؟ آیا چنین امکاناتی نمی‌توانند در ارتقای کیفیت زندگی محله‌ها و کاهش بخشی از آسیب‌های اجتماعی مؤثر باشند؟

حمل‌ونقل عمومی، ایمنی معابر و تکمیل پروژه‌های نیمه‌تمام نیز همچنان از دغدغه‌های شهروندان است. چرا خدمات حمل‌ونقل عمومی هنوز پاسخ‌گوی مطلوب نیازهای شهری نیست و امکان توسعه خطوط تندرو متناسب با شرایط یاسوج به نتیجه مشخصی نرسیده است؟ چرا تعمیر معابر، خط‌کشی استاندارد و نصب علائم ترافیکی همچنان از مطالبات تکراری مردم است؟ پروژه‌هایی که با صرف هزینه آغاز می‌شوند، اما سال‌ها نیمه‌تمام می‌مانند، چه سرنوشتی دارند و چه کسی درباره تأخیر و هزینه‌های تحمیل‌شده به شهر پاسخ می‌دهد؟

در کنار مسائل عمرانی، رسیدگی به آسیب‌های اجتماعی، راه‌اندازی کتابخانه‌های سیار، تقویت ارتباط فرهنگی میان نسل‌ها و استفاده از ایده‌های جوانان نیز بخشی از مسئولیت مدیریت شهری است. چرا توانمندی و خلاقیت جوانان کمتر به طرح‌های اجرایی تبدیل می‌شود؟ سهم برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی از تصمیم‌گیری‌های شورا چقدر است و مردم چگونه می‌توانند از نتایج این اقدامات آگاه شوند؟ شفافیت در هزینه‌کرد منابع، انتشار گزارش‌های منظم از پیشرفت پروژه‌ها و توضیح دلایل تأخیرها می‌تواند اعتماد عمومی را تقویت کند؛ اما این اعتماد بدون اطلاعات روشن و پاسخ‌گویی عملی شکل نخواهد گرفت.

از سوی دیگر، اصلاح رویه‌های اداری، کاهش بروکراسی، انتخاب مدیران بر پایه شایستگی و پیگیری اعتبارات ملی از جمله موضوعاتی است که نیازمند ارزیابی جدی است. شورا و شهرداری چه میزان برای جذب منابع خارج از بودجه جاری، تسریع اجرای طرح‌ها و رفع موانع اداری تلاش کرده‌اند؟ آیا شهروندان به گزارش‌های دقیق و قابل‌سنجشی دسترسی دارند که در آن، وعده‌ها با نتایج واقعی مقایسه شده باشد؟ مدیریت شهری زمانی می‌تواند از عملکرد خود دفاع کند که به‌جای تکیه بر شعار، دستاوردهای قابل مشاهده و آمار روشن ارائه دهد.

اما نقد عملکرد مدیریت شهری بدون پرداختن به فرهنگ انتخاب اعضای شورا کامل نخواهد بود. یکی از موانع انتخاب مدیران شایسته، غلبه تعصب‌های طایفه‌ای، خویشاوندی و روابط شخصی بر معیارهایی مانند تخصص، تجربه، صداقت و برنامه‌محوری است. هنگامی که رأی مردم بیشتر بر اساس نسبت فامیلی یا تعلق گروهی تعیین می‌شود تا توانایی و کارنامه نامزدها، احتمال ورود افراد فاقد برنامه و توان مدیریتی افزایش می‌یابد؛ افرادی که ممکن است نتوانند نظارت مؤثری بر شهرداری داشته باشند یا از عهده پیگیری مطالبات شهر برآیند.

البته مسئولیت عملکرد ضعیف هرگز از دوش مدیران و اعضای شورا برداشته نمی‌شود. آنان در برابر وظایف و تصمیم‌های خود پاسخ‌گو هستند؛ اما جامعه نیز نمی‌تواند نقش خود را در تکرار انتخاب‌های ناموفق نادیده بگیرد. وقتی معیارهای نادرست در انتخابات تکرار می‌شوند، نباید از استمرار پیامدهای آن شگفت‌زده شد. حمایت از یک نامزد صرفاً به دلیل خویشاوندی یا وابستگی طایفه‌ای، لزوماً خدمتی به آن گروه نیست؛ زیرا آثار تصمیم‌های نادرست شهری به همه مردم، بدون توجه به وابستگی‌هایشان، تحمیل می‌شود.

انتخابات شورا فرصتی برای انتخاب افراد توانمند و برنامه‌محور است، نه میدان رقابت تعصب‌ها و مناسبات شخصی. چرا از نامزدها برنامه‌های مشخص، زمان‌بندی اجرا و راهکار تأمین منابع مطالبه نمی‌شود؟ چرا وعده‌های انتخاباتی پس از پیروزی به معیار سنجش عملکرد تبدیل نمی‌شوند؟ رأی دادن پایان مسئولیت شهروندان نیست؛ پیگیری وعده‌ها، مطالبه گزارش و ارزیابی کارنامه منتخبین نیز بخشی از مسئولیت عمومی است.

یاسوج برای عبور از چرخه ناکارآمدی، به مدیریت پاسخ‌گو، نظارت مؤثر و تغییر معیارهای انتخاب نیاز دارد. وقتی مشکلاتی مانند ناایمنی ورودی تنگ مهربان، نابسامانی ورودی‌های شهر و فقدان سینما سال‌ها حل‌نشده باقی می‌مانند و مطالبات ساده‌ای مانند بازارچه‌های محلی و سراهای محله نیز به مرحله اجرا نمی‌رسند، نمی‌توان همه این موارد را مشکلاتی پراکنده و بی‌ارتباط دانست. این وضعیت، ضرورت بازنگری در شیوه مدیریت، اولویت‌بندی طرح‌ها و نظارت شورا بر شهرداری را نشان می‌دهد.



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 0 نظر

شما اولین نظر دهنده باشید!

یاداشت
گفتگو و گزارش