یاداشت
گفتگو و گزارش

از زمین‌های خاکی سپه‌تاج تا درخشش در خط حمله استقلال بهبهان؛ روایت فوتبالی «قباد بهبهانی»

روایت سیدابوصالح دانشفر از زندگی ورزشی مهاجم جنگنده و گلزن فوتبال بهبهان؛ پیشکسوتی که سال‌ها با پیراهن تاج (استقلال) بهبهان درخشید

از زمین‌های خاکی سپه‌تاج تا درخشش در خط حمله استقلال بهبهان؛ روایت فوتبالی «قباد بهبهانی»

گفت‌وگو: سیدابوصالح دانشفر

قباد بهبهانی، متولد سال ۱۳۳۸ در بهبهان، از مهاجمان خوش‌تکنیک، خلاق، جسور و گلزن فوتبال این شهرستان در دهه‌های ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ است؛ بازیکنی که از تیم‌های محلی و رده‌های پایه آغاز کرد و با درخشش در تیم تاج (استقلال) بهبهان، به یکی از چهره‌های تأثیرگذار خط حمله این تیم تبدیل شد.

او سابقه حضور در تیم‌های نوجوانان، جوانان و بزرگسالان تاج (استقلال) بهبهان، تیم‌های منتخب جوانان و بزرگسالان بهبهان، تیم ژاندارمری (آموزشگاه افسری)، منتخب آموزشگاه‌های بهبهان و نفت گچساران را در کارنامه خود دارد.

بهبهانی در سال‌های حضورش در استقلال بهبهان، در کنار بازیکنانی همچون کمال اکبرنژاد و حبیب مهرابی‌مقدم، مثلث خط حمله این تیم را تشکیل داد و با سرعت بالا، قدرت سرزنی، هوشیاری در محوطه جریمه و گل‌های حساسش شناخته می‌شد. او در سال‌های پایانی دوران بازیگری نیز در نفت گچساران، در کنار چهره‌هایی از فوتبال آبادان همچون جمشید بشاگردی و صفدر بنده، به فعالیت خود ادامه داد.

این پیشکسوت فوتبال بهبهان، علاوه بر تجربه سال‌ها حضور در مستطیل سبز، در عرصه خدمت انتظامی نیز مسئولیت‌هایی بر عهده داشته و بخشی از دوران خدمت خود را در شهرهای دهدشت، لنده، یاسوج و گچساران سپری کرده است.

در این گفت‌وگو، قباد بهبهانی از آغاز فوتبال خود، مشوقان و مربیانش، خاطرات ماندگار شهرآورد استقلال و پرسپولیس بهبهان، روزهای اوج فوتبال این شهرستان، آسیب‌دیدگی‌های تلخ دوران بازیگری و راهکارهای توسعه فوتبال در بهبهان و ایران می‌گوید. او همچنین از خاطرات دوران خدمت خود در کهگیلویه و بویراحمد و مردم مهمان‌نواز و قدرشناس این دیار یاد می‌کند.

در ادامه، مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید.

*از سپه تاج تا پیراهن استقلال بهبهان*

سیدابوصالح دانشفر: جناب آقای قباد بهبهانی، پیشکسوت فرهیخته و اخلاق‌مدار فوتبال بهبهان و استان خوزستان، از اینکه دعوت ما را پذیرفتید و فرصت این گفت‌وگو را فراهم کردید، صمیمانه سپاسگزارم. امیدوارم مرور خاطرات شما، گامی در جهت پاسداشت تلاش‌های پیشکسوتان و معرفی چهره‌های اثرگذار فوتبال منطقه باشد.

سؤال اول: فوتبال را چگونه و از کجا شروع کردید؟

قباد بهبهانی: در ابتدا لازم می‌دانم خدمت شما عرض ادب و احترام کنم و از اهتمام ارزشمندتان برای معرفی پیشکسوتان و خاک‌خوردگان فوتبال تشکر کنم.

فوتبال را از تیم محلی سپه تاج، با مدیریت شهید علی‌برکت رضایی که هم‌محلی‌ام بودند، آغاز کردم. سپس با کمک ایشان، در سال ۱۳۵۴ به تیم تاج بهبهان (استقلال) معرفی شدم و فوتبال رسمی خود را از رده نوجوانان این باشگاه شروع کردم.

سؤال دوم: مشوقان شما در مسیر فوتبال چه کسانی بودند؟

قباد بهبهانی: مشوق اصلی من شهید علی‌برکت رضایی بود. در کنار ایشان، مدیران باشگاه تاج، علی منصوریان و زنده‌یاد علی آموزگاری، نقش مهمی در این مسیر داشتند.

همچنین از آقایان محمد اسماعیلیان، کمال اکبرنژاد، اسماعیل فرخی و دیگر دوستان هم‌باشگاهی‌ام یاد می‌کنم که همواره همراه و حامی من بودند.

در میان درگذشتگان نیز باید از زنده‌یادان فرخ صفویان، سیف‌الله جهانی و عطاءالله صفویان نام ببرم. از دوستان عزیزم، شاپور نونژاد، فریدون صفویان و عباس سلیمی نیز به دلیل همراهی و حمایت‌هایشان سپاسگزارم.

سؤال سوم: چه شد که به پست مهاجم علاقه‌مند شدید؟

قباد بهبهانی: تماشای بازی‌های پله و گرد مولر و در ایران، سبک بازی مسعود مژدهی، در علاقه‌مندی من به پست مهاجم تأثیر زیادی داشت. البته علاقه ذاتی به گلزنی و برخورداری از فیزیک بدنی مناسب نیز در این انتخاب مؤثر بود.

از طرفی، زمین اصلی فوتبال بهبهان که به زمین شهربانی معروف بود، به محل سکونت ما در منطقه سرقلعه نزدیک بود. به همین دلیل، از دوران کودکی بسیاری از بازی‌های تاج بهبهان را از نزدیک تماشا می‌کردم.

سبک بازی مهاجمان تاج، به‌ویژه زنده‌یاد اسدالله محسنی که مهاجمی استثنایی بود، همچنین زنده‌یاد ابوالقاسم زکی‌پور و کمال اکبرنژاد، که در دوران نوجوانی وارد عرصه مهاجمی تاج شده بود، انگیزه مرا برای فعالیت در این پست بیشتر کرد.

سؤال چهارم: نخستین مسابقه رسمی خود را در چه سنی و با کدام تیم تجربه کردید؟

قباد بهبهانی: نخستین مسابقه رسمی‌ام را با تیم نوجوانان تاج، در چارچوب مسابقات قهرمانی نوجوانان شهرستان بهبهان، تجربه کردم.

سؤال پنجم: کدام مربیان در پیشرفت فوتبالی شما نقش داشتند؟

قباد بهبهانی: در تاج بهبهان، آقایان محمد اسماعیلیان، کمال اکبرنژاد و اسماعیل فرخی از مربیان تأثیرگذار من بودند. در تیم‌های منتخب جوانان، منتخب آموزشگاهی و منتخب بهبهان نیز ملک‌منصورخان منصوری و زنده‌یاد هوشنگ عبدی‌زاده مربی و همراه من بودند.

*روزهای اوج فوتبال بهبهان*

سؤال ششم: فوتبال بهبهان را در گذشته و امروز چگونه ارزیابی می‌کنید؟

قباد بهبهانی: فوتبال گذشته بر پایه عشق، علاقه و تعصب شکل گرفته بود و به اعتقاد من، از شادابی، قدرت و کیفیت بالایی برخوردار بود. امروز مسائل مالی و اقتصادی نقش پررنگ‌تری در فوتبال پیدا کرده و این موضوع تا حدودی از انگیزه و تعصب بازیکنان نسبت به باشگاه‌ها کاسته است.

در دهه ۱۳۶۰، بیش از ۱۰ تیم خوب در بهبهان فعالیت می‌کردند؛ از جمله استقلال، پرسپولیس، دارایی، جم، راه‌آهن، شاهین، پاس، بانک ملی، صنعت نفت، هما، پیمان و کارگر.

در دهه‌های ۱۳۴۰، ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰، فوتبال باشگاهی بهبهان از کیفیت قابل‌توجهی برخوردار بود و با استقبال گسترده مردم و هواداران روبه‌رو می‌شد. حضور پرشور تماشاگران نیز انگیزه بازیکنان را دوچندان می‌کرد؛ به‌ویژه در رقابت‌های استقلال و پرسپولیس بهبهان که در برابر تیم‌های قدرتمند استان خوزستان برگزار می‌شد.

سؤال هفتم: بهترین دوران فوتبال خود را در کدام تیم و چه سال‌هایی گذراندید؟

قباد بهبهانی: بهترین دوران فوتبالی من از سال ۱۳۵۴ تا ۱۳۶۵ در باشگاه تاج (استقلال) بهبهان سپری شد.

سؤال هشتم: از وضعیت کنونی فوتبال بهبهان اطلاع دارید؟ کیفیت فوتبال این شهرستان را چگونه می‌بینید؟

قباد بهبهانی: از وضعیت فوتبال بهبهان بی‌اطلاع نیستم. تلاش‌هایی برای برگزاری مسابقات در رده‌های سنی مختلف صورت می‌گیرد، اما تیم‌های ریشه‌دار و باسابقه کمتر در این رقابت‌ها حضور دارند.

یکی از مشکلات، هزینه‌های مربوط به فعالیت با نام‌های استقلال و پرسپولیس است. این باشگاه‌ها برای استفاده از نام‌های مذکور باید مجوزهای مربوط را دریافت کنند و این مسئله می‌تواند بار مالی مضاعفی برای تیم‌های شهرستانی ایجاد کند.

سؤال نهم: فوتبال بهبهان زمانی از قطب‌های فوتبال خوزستان بود و حتی به قهرمانی استان رسید؛ اما اختلافات و تنش‌های مدیرتی، به رکود این فوتبال انجامید. علت را چه می‌دانید؟ آیا برای جلوگیری از گسترش اختلافات، پادرمیانی کردید؟

قباد بهبهانی: بهبهان همواره یکی از مدعیان فوتبال خوزستان بوده است. نایب‌قهرمانی استان در سال ۱۳۶۱ و قهرمانی در سال‌های پس از آن، گواه این موضوع است. با این حال، پس از دهه‌های ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰، انتظاری که از فوتبال بهبهان می‌رفت، محقق نشد.

البته در این سال‌ها بازیکنان شاخصی مانند بهروز پاک‌نیت و محمد طیبی نیز رشد کردند، اما فوتبال باشگاهی بهبهان در مجموع نتوانست جایگاه گذشته خود را حفظ کند.

نبود منابع مالی کافی، دلسردی علاقه‌مندان به تیم‌داری و اختلاف‌نظرهایی که بر سر مسئولیت و مدیریت هیئت فوتبال وجود داشت، از عوامل رکود این رشته در شهرستان بود. به‌گونه‌ای که فوتبال بهبهان برای چند سال، به‌جز فعالیت‌های خودجوش پیشکسوتان، عملاً از رونق افتاد.

در این میان، پیشکسوتان و دلسوزان فوتبال برای احیای این رشته تلاش‌هایی انجام دادند و خوشبختانه حدود یک سال است که هیئت فوتبال با مدیریت آقای مرتضی شیرعلی فعالیت خود را آغاز کرده است.

سؤال دهم: چه افتخاراتی در دوران بازیگری به دست آوردید؟

قباد بهبهانی: قهرمانی با تیم‌های نوجوانان و جوانان تاج در مسابقات شهرستان بهبهان، قهرمانی در جام حذفی و رقابت‌های باشگاهی بهبهان با تیم استقلال و نایب‌قهرمانی خوزستان با تیم منتخب بهبهان، از مهم‌ترین افتخارات دوران بازیگری من است.

*رفاقت‌ها، رقابت‌ها و گل‌های ماندگار*

سؤال یازدهم: در دوران بازیگری با کدام بازیکنان صمیمیت بیشتری داشتید؟

قباد بهبهانی: رابطه من با هم‌تیمی‌هایم همواره دوستانه و صمیمانه بود. بخش زیادی از اوقات فراغت ما، چه بازیکنان استقلال و چه پرسپولیس، در میدان بانک ملی و بستنی‌فروشی قراغانی در کنار این میدان سپری می‌شد.

با بسیاری از بازیکنان پرسپولیس، از جمله حبیب‌الله صفویان و رحمان ضیایی، رابطه صمیمانه‌ای داشتم. با بازیکنان دارایی، از جمله زنده‌یاد کمال صادقی، فرهاد نوریان، احمد شیخ‌الاسلامی و زنده‌یاد نجف شمشیری نیز دوستی نزدیکی داشتم.

سؤال دوازدهم: از کدام مدافعان تیم‌های رقیب بیشتر حساب می‌بردید؟

قباد بهبهانی: راستش در فوتبال ترسی نداشتم؛ اما مدافعان قدرتمندی روبه‌رویم بازی می‌کردند که از میان آن‌ها می‌توانم حبیب‌الله صفویان، پرویز صفویان، فریدون دهداری، حمید مصفر و زنده‌یاد کمال صادقی را نام ببرم.

من بیشتر در سمت راست خط حمله بازی می‌کردم و کمال صادقی مدافع چپ بود. او بازیکنی تکنیکی، رو به جلو و پرتلاش بود و همیشه رقابت سختی با یکدیگر داشتیم. روحش شاد.

سؤال سیزدهم: خاطره‌انگیزترین گلی که به ثمر رساندید، کدام گل بود و مقابل چه تیمی به ثمر رسید؟

قباد بهبهانی: همه گل‌هایی که در دوران فوتبالم به ثمر رساندم برایم لذت‌بخش بودند، اما بعضی از آن‌ها ماندگاری بیشتری در ذهنم دارند.

یکی از خاطراتم به شهرآورد استقلال و پرسپولیس بهبهان مربوط می‌شود. در آن مسابقه، گل نخست را خودم به ثمر رساندم. گزارش بازی را سیدمراد محمودی، از بازیکنان ارزشمند تاج (استقلال)، بر عهده داشت.

گل دوم را با ضربه سر برای شکرالله شعاعی، دیگر مهاجم استقلال، مهیا کردم و او توپ را به گل تبدیل کرد. گل سوم را نیز خودم وارد دروازه پرسپولیس کردم؛ گلی که از نظر من سالم بود، اما داور آن را آفساید اعلام کرد. در نهایت، پرسپولیس دو گل از روی نقطه پنالتی به ثمر رساند و بازی با تساوی به پایان رسید. آن مسابقه و گل‌هایش همچنان از خاطرات ماندگار من هستند.

گل دقیقه ۹۰ در فسا؛ خاطره‌ای که فراموش نمی‌کنم

خاطره دیگری که همیشه در ذهنم باقی مانده، به سال ۱۳۶۰ بازمی‌گردد. زنده‌یاد طهمورثی، رئیس تربیت بدنی شهرستان فسا در استان فارس که پیش از انقلاب نیز ریاست تربیت بدنی بهبهان را بر عهده داشت، از استقلال بهبهان برای برگزاری دیداری دوستانه با تیم منتخب فسا دعوت کرد.

با تیم استقلال بهبهان به فسا رفتیم. روز جمعه بود و ورزشگاه از تماشاگران پر شده بود. مهاجران جنگ‌زده خوزستانی که در فسا سکونت داشتند نیز حضور گسترده‌ای داشتند و با شور و حرارت از استقلال بهبهان حمایت می‌کردند.

در اوایل نیمه نخست یک گل دریافت کردیم و برای جبران آن حملات خود را افزایش دادیم. در یکی از صحنه‌ها، پس از عبور از دو مدافع، توپ را به ابراهیم بهبهانی که در محوطه شش‌قدم موقعیت مناسبی داشت، پاس دادم و او گل تساوی را به ثمر رساند.

در آغاز نیمه دوم، گل دیگری دریافت کردیم و تلاشمان برای جبران نتیجه تا دقیقه ۹۰ بی‌ثمر ماند. حتی تعدادی از هواداران در حال ترک جایگاه بودند.

در وقت‌های اضافه، کمال اکبرنژاد که پرتاب‌های اوت دستی بسیار خوبی داشت، توپ را از میانه زمین روی دروازه حریف فرستاد. من با پرشی بلند، بالاتر از دستان دروازه‌بان و سر مدافع حریف، توپ را وارد دروازه منتخب فسا کردم.

با این گل، هواداران خوزستانی که تصور می‌کردند بازی را باخته‌ایم، دوباره به جایگاه برگشتند و ایستاده استقلال بهبهان را تشویق کردند. به همین دلیل، آن گل برای من یکی از شیرین‌ترین خاطرات دوران بازیگری است.

راهکارهای احیای فوتبال بهبهان و ایران

سؤال چهاردهم: برای پیشرفت فوتبال بهبهان چه پیشنهادی دارید؟

قباد بهبهانی: جناب دانشفر عزیز، شما به‌خوبی بر مسائل فوتبال اشراف دارید. امروز مسائل مالی و هزینه‌ها نقش تعیین‌کننده‌ای در فوتبال دارند و در جهان، فوتبال به یک صنعت اقتصادی تبدیل شده است.

هر اندازه که سازمان‌دهی، هدف‌گذاری و دانش فنی وجود داشته باشد، بدون پشتوانه مالی نمی‌توان به نتایج مطلوب رسید.

در شهرستان‌هایی مانند بهبهان و دهدشت، بخش مهمی از ظرفیت فوتبال به حمایت خانواده‌ها، مدارس فوتبال، تیم‌های پایه و انگیزه نونهالان و نوجوانان وابسته است. بنابراین، با حمایت مالی دستگاه‌ها و مجموعه‌های اقتصادی بزرگ، مانند شرکت گاز، پتروشیمی و کارخانه سیمان، می‌توان این استعدادها و تلاش‌ها را در مسیر درست هدایت کرد.

در این شهرستان‌ها علاقه، انگیزه و مربیان جوان و علاقه‌مند وجود دارند. نمونه آن استقلال زیدون است که مسیر موفقی را طی کرد، اما به دلیل مشکلات مالی نتوانست فعالیت خود را ادامه دهد.

سؤال پانزدهم: از نظر شما یک خانواده موفق چه ویژگی‌هایی دارد؟

قباد بهبهانی: مسئولیت‌پذیری، ایثار و ازخودگذشتگی والدین، داشتن هدف و برنامه‌ریزی برای فرزندان، ایجاد انگیزه، تقویت اعتمادبه‌نفس و حمایت مستمر از آن‌ها، از عوامل مهم موفقیت خانواده است.

سؤال شانزدهم: به‌عنوان مهاجمی باتجربه، چه توصیه‌ای به جوانان علاقه‌مند به فوتبال دارید؟

قباد بهبهانی: مهاجمی که استعداد لازم را دارد و می‌خواهد پیشرفت کند، باید از بازیکنان موفق الگو بگیرد، نقاط قوت خود را تقویت کند و نقاط ضعفش را بشناسد و با مشورت افراد آگاه درصدد رفع آن‌ها برآید.

صبر، تمرین مستمر، پشتکار و تلاش هدفمند نیز از عوامل مهم موفقیت هستند. بازیکن جوان باید با انگیزه و اراده، مسیر پیشرفت را ادامه دهد و از دشواری‌های این راه ناامید نشود.

سؤال هفدهم: عملکرد فدراسیون فوتبال ایران و کادر فنی تیم ملی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

قباد بهبهانی: با توجه به شرایطی که بر فوتبال ایران حاکم است و به اعتقاد من، شرایط عادلانه‌ای برای ایران و تیم‌های ایرانی وجود ندارد، قضاوت منصفانه دشوار است. با این حال، عملکرد فوتبال کشور در سال‌های گذشته نتوانسته رضایت کامل علاقه‌مندان را جلب کند.

امیدوارم تیم ملی در رقابت‌های پیش رو نتایج خوبی کسب کند و موجب شادی هواداران شود.

سؤال هجدهم: چرا فوتبال ایران دچار رکود و ضعف شده است و برای پیشرفت آن چه باید کرد؟

قباد بهبهانی: در هر رشته ورزشی، نبود برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری دقیق و فراهم‌نشدن زیرساخت‌های لازم می‌تواند عامل رکود باشد و فوتبال نیز از این قاعده مستثنا نیست.

افزایش دانش فنی مربیان در شهرستان‌ها، برگزاری مستمر مسابقات آموزشگاهی، توسعه رقابت‌های متناسب با رده‌های نوجوانان و جوانان در سطوح باشگاهی، استانی و کشوری و توجه جدی به کشف و پرورش استعدادها می‌تواند به پیشرفت فوتبال کمک کند.

همچنین حضور افراد کاردان، دلسوز و برنامه‌محور در مدیریت هر رشته ورزشی، زمینه‌ساز رشد و ترقی خواهد بود.

خاطرات تلخ و شیرین از سال‌های بازیگری

سؤال نوزدهم: از دوران فوتبال خود خاطرات زیادی دارید. چند مورد از آن‌ها را برایمان تعریف کنید.

قباد بهبهانی: خاطرات فراوانی دارم و هدفم از بیان آن‌ها خودستایی نیست؛ این‌ها لحظاتی هستند که برای هر بازیکنی می‌توانند در تمام عمر ماندگار بمانند.

خاطره نخست؛ تشویق مدیر باشگاه پس از یک بازی درخشان

حدود ۱۷ سال داشتم که تیم گمرک اهواز، یکی از تیم‌های قدرتمند آن زمان، برای انجام یک مسابقه دوستانه با تاج (استقلال) بهبهان به شهر ما آمد. مسابقه با استقبال گسترده هواداران برگزار شد.

در دقیقه ۵۰ وارد زمین شدم و عملکرد خوبی داشتم. پس از پایان بازی، آقای علی منصوریان، مدیر باشگاه که به‌تازگی از خرم‌آباد به بهبهان منتقل شده و در دادگستری مشغول خدمت بود، در حضور آقای اسماعیلیان، مربی تیم، مرا در آغوش گرفت و بوسید و گفت: «خیلی عالی بودی؛ چرا همیشه نیستی؟»

با خنده پاسخ دادم: «این آقا میدان نمی‌دهد!» و به آقای اسماعیلیان اشاره کردم.

پس از آن مسابقه، تا زمانی که در استقلال حضور داشتم، به یکی از بازیکنان ثابت تیم تبدیل شدم.

خاطره دوم؛ گلی که به ضرغام ورزشی زدم

ضرغام ورزشی یکی از بهترین دروازه‌بانان استقلال و فوتبال بهبهان بود. در آن دوران، تیم خوبی به نام کارگر بهبهان تشکیل شده بود که بیشتر بازیکنانش از محله ضرغام بودند. خود او نیز از استقلال به این تیم پیوسته بود.

در یکی از مسابقات باشگاهی مقابل کارگر قرار گرفتیم. پیش از بازی، به شوخی برای یکدیگر کری خواندیم و به او گفتم: «امروز حتماً بهت گل می‌زنم.»

در جریان مسابقه، در محوطه جریمه توپ را از مدافع حریف گرفتم و آن را وارد دروازه ضرغام کردم. بازی با همان یک گل به پایان رسید.

ضرغام همیشه با شوخی می‌گوید: «خانواده بهبهانی در تمام دوران فوتبالی‌اش فقط یک گل به من زده است!» واقعاً دروازه‌بانی بود که به‌سختی گل می‌خورد.

خاطره سوم؛ مصدومیتی تلخ در مسابقات قهرمانی خوزستان

یکی از تلخ‌ترین خاطرات دوران بازیگری‌ام به سال ۱۳۶۱ مربوط می‌شود؛ زمانی که دور نخست مسابقات قهرمانی خوزستان در بهبهان برگزار شد و تیم منتخب این شهرستان در آن رقابت‌ها عملکرد خوبی داشت.

در آخرین بازی دور نخست، مقابل منتخب خرمشهر قرار گرفتیم. این تیم بازیکنان خوبی، از جمله عبدالرزاق خادم‌پیر، در اختیار داشت و مسابقه با حضور گسترده هواداران بهبهانی و مهاجران جنگ‌زده برگزار شد.

خرمشهر ابتدا با یک گل پیش افتاد، اما در نیمه دوم، ضربه کاشته‌ای پشت محوطه جریمه برای تیم بهبهان اعلام شد که عبدالکریم نونژاد، هافبک خلاق تیم، آن را به زیبایی به گل تبدیل کرد.

در ادامه مسابقه، در یک نبرد هوایی در محوطه جریمه، مدافع چپ خرمشهر ضربه‌ای به فکم وارد کرد که در هوا بیهوش شدم. وقتی در بیمارستان به هوش آمدم و چراغ‌های سقف اتاق را دیدم، با تعجب پرسیدم: «اینجا چه کار می‌کنم؟»

فکم از دو نقطه شکسته بود. یک دندان‌پزشک هندی، فک بالا و پایینم را با سیم به هم بست و به مدت ۶۵ روز تنها غذایم شیر بود که با نی از میان دندان‌هایم می‌خوردم. در این مدت حدود ۱۴ کیلوگرم وزن کم کردم و حتی به‌درستی نمی‌توانستم صحبت کنم.

با خودم عهد کردم که دیگر فوتبال بازی نکنم؛ اما حدود ۲۰ روز پس از بهبودی، دوستان محله‌مان که تیمی به نام وحدت تشکیل داده بودند، برای یک مسابقه به در خانه‌مان آمدند و با اصرار مرا با خود بردند. در آن تیم با دوستان خوبی مانند رحمان ضیایی و علی آغازی هم‌بازی بودم.

متأسفانه در همان بازی نیز از ناحیه سر آسیب دیدم؛ اما عشق وصف‌ناپذیرم به فوتبال اجازه نداد این ورزش را کنار بگذارم و تا سال ۱۳۶۸ به بازی ادامه دادم.

پس از انتقال محل خدمتم به یاسوج، بی‌سروصدا از فوتبال فاصله گرفتم. سپس به استان بوشهر و پس از آن به خوزستان منتقل شدم و فعالیت فوتبالی‌ام را در جمع پیشکسوتان ادامه دادم.

به دلیل پستی که در آن بازی می‌کردم، بارها دچار مصدومیت شدم. پس از آسیب‌دیدگی سال ۱۳۶۱، ایرج شفیعی، مهاجم تکنیکی و گلزن بهبهان، جایگزین من در تیم شد و منتخب بهبهان در پایان مسابقات به مقام نایب‌قهرمانی خوزستان دست یافت.

سؤال بیستم: آیا در دوران بازیگری کارت زرد یا قرمز دریافت کردید؟

قباد بهبهانی: با وجود اینکه بازیکنی جسور و جنگنده بودم، خیر؛ هیچ‌گاه کارت زرد یا قرمز دریافت نکردم.

شهرآوردهای فراموش‌نشدنی استقلال و پرسپولیس بهبهان

سؤال بیست‌ویکم: شهرآورد استقلال و پرسپولیس بهبهان با حضور گسترده تماشاگران و شور و هیجان خاصی برگزار می‌شد. از حال‌وهوای آن مسابقات بگویید.

قباد بهبهانی: شهرآوردهای استقلال و پرسپولیس بهبهان همیشه جذاب، پرتماشاگر و هیجان‌انگیز بودند. این مسابقات هم برای بازیکنان و هم برای هواداران لذت خاصی داشت.

پیروزی در شهرآورد حال‌وهوای متفاوتی ایجاد می‌کرد و آثار آن تا چند روز در سطح شهر و محله‌ها دیده می‌شد. رقابت‌ها، کری‌خوانی‌ها و شور هواداران بخشی از زندگی اجتماعی مردم شده بود.

به نظر من، تکرار آن فضای پرشور و خاطره‌انگیز، دست‌کم به همان شکل گذشته، بسیار دشوار است.

سؤال بیست‌ودوم: شما در تیم منتخب بهبهان نیز حضور داشتید. سطح فوتبال در مسابقات قهرمانی خوزستان در آن دوران چگونه بود؟

قباد بهبهانی: بله، من در دو مقطع از فوتبال بهبهان در تیم منتخب حضور داشتم؛ نخست در دهه ۱۳۵۰ و سال ۱۳۵۶ و سپس در دهه ۱۳۶۰ و سال ۱۳۶۱.

در سال ۱۳۵۶، منتخب بهبهان تیم قدرتمندی داشت. ضرغام ورزشی در دروازه حضور داشت و در خط دفاع، زنده‌یادان فرخ صفویان، سیف‌الله جهانی و کمال صادقی، همچنین فریدون صفویان و شاپور نونژاد بازی می‌کردند.

در خط میانی، زنده‌یادان علیرضا خلیلی و غریب طاهری، همراه با یونس سردمی، عبدالکریم نونژاد و فرهاد نوریان حضور داشتند. در خط حمله نیز کمال اکبرنژاد، عبدالرحیم نونژاد، من، زنده‌یادان عطاءالله صفویان و حمید فنی به میدان می‌رفتیم. فضل‌الله قنواتی نیز از مدافعان تیم بود.

مسابقات استانی به‌صورت رفت‌وبرگشت برگزار می‌شد. از نتایجی که به خاطر دارم، در بازی‌های رفت موفق شدیم تاج شوش و منتخب سوسنگرد را با نتیجه سه بر صفر شکست دهیم.

تیم‌های خوزستان همگی قدرتمند بودند و بازیکنان شناخته‌شده‌ای داشتند. مربیان ما ملک‌منصور منصوری و زنده‌یاد هوشنگ عبدی‌زاده بودند. درباره منتخب سال ۱۳۶۱ نیز پیش‌تر توضیح دادم.

*نگاه قباد بهبهانی به فوتبال ایران و جهان*

سؤال بیست‌وسوم: بهترین تیم‌های باشگاهی ایران و جهان از نظر شما کدام‌اند؟

قباد بهبهانی: با احترام به تمام تیم‌های لیگ برتر ایران، استقلال، پرسپولیس، تراکتور و سپاهان را از تیم‌های مورد علاقه‌ام می‌دانم. در سطح جهان نیز بارسلونا، رئال مادرید و بایرن مونیخ را دنبال می‌کنم.

سؤال بیست‌وچهارم: بهترین بازیکنان ایران و جهان از نظر شما چه کسانی هستند؟

قباد بهبهانی: در فوتبال ایران، علی جباری، علی پروین، حسن روشن، صفر ایران‌پاک، همایون بهزادی، ناصر حجازی، ابراهیم آشتیانی، حسن نظری، اسکندریان، علی دایی، فرهاد مجیدی، مهدی مهدوی‌کیا و کریم باقری از بازیکنان مورد علاقه من هستند.

در میان بازیکنان نسل امروز نیز مهدی طارمی، مهدی قایدی و سردار آزمون را می‌پسندم.

در فوتبال جهان، پله، یوهان کرایف، فرانتس بکن‌باوئر، دیه‌گو مارادونا و گرد مولر از چهره‌های شاخص مورد علاقه من بوده‌اند. در میان بازیکنان معاصر نیز کریستیانو رونالدو، لیونل مسی، لامین یامال و کیلیان امباپه را دنبال می‌کنم.

سؤال بیست‌وپنجم: طرفدار کدام باشگاه هستید؟

قباد بهبهانی: در ایران استقلال و در فوتبال خارج از کشور بارسلونا.

سؤال بیست‌وششم: در حال حاضر اوقات فراغت خود را چگونه می‌گذرانید؟

قباد بهبهانی: معمولاً هفته‌ای دو روز، چند ساعت را در کنار هم‌بازی‌ها و مربیان قدیمی‌ام، از جمله فریدون صفویان، لطف‌الله معماری، کمال اکبرنژاد و محمد اسماعیلیان، سپری می‌کنم.

همچنین هفته‌ای یک جلسه با پیشکسوتان استقلال تمرین می‌کنیم. پیاده‌روی، حضور در کنار خانواده و وقت‌گذرانی با نوه‌ها نیز بخش مهمی از اوقات فراغت من را تشکیل می‌دهد.

خاطرات خدمت در کهگیلویه و بویراحمد؛ از دهدشت تا همراهی با عشایر

سؤال بیست‌وهفتم: جناب سرهنگ بهبهانی، شما مدتی نیز فرمانده نیروی انتظامی شهرستان کهگیلویه بودید. نگاهتان به مردم دهدشت چیست؟ آیا فرصت تماشای مسابقات فوتبال در ورزشگاه آزادی دهدشت را نیز داشتید؟

قباد بهبهانی: بدون تردید، یکی از بهترین سال‌های زندگی و خدمت من، دوران حضور در شهرستان دهدشت و خدمتگزاری به مردم شریف و اصیل این شهر بود.

قدرشناسی، مهمان‌نوازی و احترام، از ویژگی‌های برجسته مردم دهدشت است. حدود ۱۳ سال از دوران خدمت و زندگی‌ام را در شهرهای لنده، دهدشت، یاسوج و گچساران سپری کردم؛ سال‌هایی که از بهترین دوران عمرم به شمار می‌روند.

آنچه از دوران خدمت در استان زیبای کهگیلویه و بویر احمد در خاطر تداعی می شود احترام، محبت، قدرشناسی و نجابت است. با توجه به شرایط کاری و مسئولیتی که داشتم برایم مقدور نبود در فوتبال دهدشت فعالیتی داشته باشم ولی همیشه برای دیدن بازی های استانی و بازی های شهرآورد دهدشت و به دلیل علاقه ی شخصی و مسئولیت انتظامی حضور پیدا میکردم و شاید بازی های درخشان فوتبالیست های دهدشت از جمله شادروان قلندر سخن سنج و دکتر انوری، افضل آرانپور فرشاد عزیزی و داوری‌های بسیار خوب و قاطع حضرتعالی بودم. یادی هم کنم از زنده یاد مسعود محمدی مربی بسیار ارزشمند. البته تیم های دهدشت از بازیکنان بسیار مستعدی برخوردار بود که ذهن یاری معرفی آنان را نمی دهد.

شهرستان دهدشت برای بنده سرشار از خاطرات بسیار خوب از مردم گرانمایه و قانون مدار آن شهر بوده و خدمتگزاری صادقانه که مورد وثوق این مردم عزیز بود و حس اعتماد که نشان می دادند بهترین خاطرات است. فکر کنم پایان شهریور ۱۳۶۴ بارندگی شدیدی در منطقه اتفاق افتاد و عشایر غیور دهدشت گرفتار طوفان و سیلاب شده بودند و مضایقی از نظر آذوقه و پوشاک برای آنان ایجاد شده بود، لذا بالگردی از ژاندرمری برای کمک رسانی به مردم اعزام شد و به اتفاق تعدادی از مسئولین به کمک عشایر رفتیم این ماموریت چون در شرایط سخت مردم عزیز و عشایر زحمتکش و فداکار آن منطقه صورت گرفت و گوشه ای از آلام زن و بچه ها را ترمیم نمود همیشه در خاطرم مانده و برایم لذت بخش است. اصولا وظیفه ی انتظامی و خدماتی مامورین ایجاب می‌نماید که در شرایط سخت در کنار مردم باشند و حضورشان موجب دلگرمی آنان شود.

سوال ۲۸ : جناب بهبهانی در چه سالی ازدواج کردید و ثمره ی این ازدواج چیست؟

در سال ۱۳۶۳ تشکیل خانواده دادم و دارای سه فرزند پسر هستم.

سوال ۲۹ : گل نرگس یکی از بهترین محصولات کشاورزی می باشد که در ایران از معروفیت خاصی برخوردار است. علت چیست؟ آیا به تماشای گلزارهای گل نرگس می روید؟

بهبهان در ایران و جهان با گل نرگس معروف و مشهور است. از اواخر پاییز تا اواخر زمستان نرگسزارهای بهبهان شکوفا می شوند و جلوه ای زیبا به باغ های نرگس بهبهان می دهند که از شهرهای هم جوار مورد استقبال و بازدید قرار می گیرد و بنده نیز سالی ۲ الی ۳ بار به دیدن این نرگسزارها می روم.

سوال ۳۰ جناب بهبهانی آیا در خانه به همسرتان کمک می کنید؟ و غذای مورد علاقه اتان چیست؟

معمولا کارهای بیرون از خانه به عهده ی بنده می باشد و اگر بتوانم حتما در منزل به همسرم کمک میکنم حساسیتی نسبت به غذاها نداشته و تقریبا از هر غذایی که در منزل پخت میشود لذت میبرم و شکرگزار نعمت خداوند هستم.



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 0 نظر

شما اولین نظر دهنده باشید!

یاداشت
گفتگو و گزارش