یاداشت
گفتگو و گزارش

پشت در بسته مطب‌ پزشکان؛ وقتی «درمان درد»، به دردی مضاعف تبدیل می‌شود!

راستی سهم یک انسان دردمند از هزینه‌های سرسام‌آور مطب‌های خصوصی چیست؟ روایت‌های نگران‌کننده این روزهای شهروندان کهگیلویه و بویراحمد از یاسوج تا باشت، گچساران و دهدشت، از واقعیت‌های تلخی پرده برمی‌دارد که نشان می‌دهد گاه درمان درد، خودش به دردی مضاعف بدل شده است.

پشت در بسته مطب‌ پزشکان؛ وقتی «درمان درد»، به دردی مضاعف تبدیل می‌شود!

افتونیوز|  کمتر کسی است که در پیچ‌وخم بیماری، راهی مطب پزشکان نشده باشد. در ذهن هر انسانی، «پزشک» با مفاهیمی مثل تسکین و پناهگاه گره خورده است؛ اما وقتی پا به برخی مطب‌های خصوصی می‌گذاری، انگار وارد دنیای موازی دیگری می‌شوی که درمان در آن، خودش به آغاز رنجی تازه تبدیل می‌شود.

گزارش‌های رسیده به این پایگاه خبری نشان می‌دهد که این وضعیت ناخوشایند، امروز در جای‌جای استان کهگیلویه و بویراحمد، از یاسوج تا باشت، گچساران و دهدشت به وضوح به چشم می‌خورد؛ پدیده‌ای در مطب‌های شخصی که گاه هزینه‌های بسیار بالا و سرسام‌آوری را هم از مراجعان مطالبه می‌کنند، اما در قبال آن، خدمات شایسته‌ای ارائه نمی‌دهند و موجی از نگرانی و گلایه شهروندان را در پی داشته است.

کافی است از فیلترِ اول یعنی فضای سالن انتظار عبور کنی؛ از صندلی‌های ناراحت در سالن‌های شلوغ، تا منشی‌هایی که گویی رسالت خود را در بدرفتاری و پاسخ‌های سرد و تحقیرآمیز می‌دانند. در این میان، هر شهرستانی داغِ خود را دارد؛ شهروندی از باشت با گلایه از وضعیت سرمایشی می‌گوید: «در اوج گرما نمی‌دانم منشی چطور در این هوا دوام می‌آورد!»، فردی از یاسوج با نارضایتی می‌پرسد: «مگر داشتن یک سرویس بهداشتی مناسب برای ساختمان پزشکان چیز سختی است؟»و شهروندی از دهدشت با دلخوری عنوان می‌کند: «من هزینه پزشک خصوصی می‌دهم که مطب تمیز و مرتب باشد، اما گاهی مطب‌ها هیچ نظافتی رعایت نمی‌کنند!» وضعیت نامناسب امکانات رفاهی و بهداشتی برخی مراکز تشخیصی واقعاً آزاردهنده است.

اما تلخی ماجرا در اتاق معاینه اوج می‌گیرد؛ جایی که بیمار گاهی به‌جای همدلی، با نگاهی از بالا به پایین و قضاوتی شتاب‌زده روبه‌رو می‌شود. به عنوان نمونه، فردی از گچساران با بغض می‌گوید: «من برای هیکلم نباید توسط یک پزشک قضاوت شوم و به راحتی از من انتقاد کند؛ من اصلاً من‌باب کار دیگری نزد پزشک رفته بودم! چطور یک فرد به خود اجازه می‌دهد این‌چنین سخن بگوید؟»

شنیدن چنین روایت‌هایی نشان می‌دهد که گاه دست بیمار به جایی بند نیست و ناچار است این بی‌مهری‌ها را تاب بیاورد. در این روزهای سخت اقتصادی که هزینه‌های سنگین ویزیت و درمان در مطب‌های شخصی بر دوش خانواده‌ها سنگینی می‌کند، کمترین و به‌حق‌ترین توقع مردم این است که حداقل در ازای این هزینه‌های گزاف، از خدمات مناسب، احترام و «اخلاق خوش» برخوردار شوند؛ نه اینکه بیمار را تنها یک عدد در صف نوبت‌دهی و منبع درآمد ببینند.

با این همه، انصاف حکم می‌کند که همه را با یک چوب نرنیم. در گوشه‌وکنار همین استان، کم نیستند پزشکان شریف، بااخلاق و دلسوزی که هنوز لباس طبابت را لباس خدمت می‌دانند؛ بزرگوارانی که با یک لبخند و لحن آرام‌بخش، نیمی از درد را دوا می‌کنند و مطبشان نه کارگاه استرس، بلکه پناهگاه امید بیماران است. به احترام این سپیدپوشان باانصاف و باوجدان باید تمام‌قد ایستاد.

کلمات کلیدی



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 0 نظر

شما اولین نظر دهنده باشید!

یاداشت
گفتگو و گزارش