-
به بهانه روز جهانی آگاهی از اتیسم
لیلا حسینی -
اهمیت کتاب و کتابخوانی
سیدکاظم فاضل -
همبستگی ملی اکسیر نجات بخش، حیات آفرین و تجربه موفق ایران زمین
سید علی حمیدهکیش -
مردم تغییر می خواستند، نه معامله !
محمود منطقیان -
سیری در سروده های حسن دمساز
سیدکاظم فاضل -
روایت های شیرین تا تلخ نماینده محترم مردم شریف گچساران و باشت جناب حاج غلامرضا تاج گردون با اصلاحاتی ها در پانزده سال گذشته!
سید سعادت حسینپور -
روایت های شیرین تا تلخ نماینده محترم مردم شریف گچساران و باشت جناب حاج غلامرضا تاج گردون با اصلاحاتی ها در پانزده سال گذشته!
سید سعادت حسینپور -
روپوش آبی قدیمی
علی ضامنی پور -
هشت مارس و جامعه مردسالار ایران
یادداشت مخاطبان -
جهانبانو؛ گوهری نایاب که فروغ امید را در دلها میافروخت
سهیلا نیکاقبالی
این روزها همه کاندیدا هستند شما چطور؟!!

سالها پیش هفته نامه ای بود که من مشتری همیشگی اش بودم که البته الان هم منتشر می شود ولی نه با آن کیفیت در تولید محتوا با نام هفته نامه همشهری جوان که به مسائل مهمی می پرداخت و تا آن زمان کمتر کسی به آنها توجه می کرد.
در یکی از شماره های چاپ شده اش گزارش جالبی داشت در ارتباط با شخصی به نام حسین نمازی.
حسین معروف به حسین دوربینی در مراسمات مختلف پایتخت حضورمی یافت و به صورت کاملا حرفه ای توانسته بود زاویه دوربین ها را شناسایی کند. بخشی از آن مصاحبه را می خوانیم تا بیشتر با شخصیت آقا دوربینی آشنا شویم.
از بچگی دوست داشتم آدم مهمی بشوم، دیپلم ردی هستم. آدم که هندوانه میخرد به ظاهرش نگاه میکند و بعد انتخاب میکند. من هم نه ظاهر زیبایی دارم و نه مدرک تحصیلی پس آدم مهمی نشدم. اما دوست دارم که من هم دیده شوم ولی الان دیگر تا میآیم اخبار تلویزیون را نگاه کنم سریع پدرم کانال را عوض میکند. برای دیدن فیلم مراسمهایی که در آنها شرکت کردهام تا ساعت ۱۲ شب بیدار میمانم تا در حالتهای مختلف خودم را تماشا کنم. تازه وقتی من صبح خیلی زود از خانه بیرون میزنم اهل منزل میفهمند که کسی فوت کرده و من برای تشییع جنازه میروم. یادم نمیآید تا به حال تشییع جنازه کسی را از قلم انداخته باشم. اما وقتی جمعیتی را در تلویزیون نشان میدهند و من در بین آنها نیستم خیلی حرص میخورم تا صبح خوابم نمیبرد.
یک شب داشتم از خیابان کریمخان عبور میکردم، به فروشگاهی رسیدم که نمایندگی یکی ازشرکتهای ساخت تلویزیون آنجا است. آنجا ۱۰ تلویزیون روی هم چیده شده بود، ناگهان دیدم مصاحبهای که گزارشگر صدا و سیما با من انجام داده بود در حال پخش است. در آن واحد ۱۰ تلویزیون من را نشان میداد. نمیدانید چه کیفی داشت آن لحظه.
بعضی وقتها آدم دست و پایش را گم میکند. در مراسم ختم عماد مغنیه مانده بودم به کدام دوربین نگاه کنم. اگر صد میلیون هم به من بدهند به این اندازه خوشحال نمیشوم که دوربینی من را نشان بدهد. (*منابع اینترنتی)
نشانگان یا سندرم دیده شدن امری غریزی است که در ذات ما انسانها به صور گوناگونی وجود دارد که گاه با جاه طلبی شدیدی در قالب های مختلفی در هم آمیخته می شوند.
متن حاضر با تکیه بر شواهد عینی نگارنده برای آگاهی مخاطبین از تبعات منفی پدیده نوظهوری به نام ثبت نام در شوراها به رشته تحریر در آمده و امید است زنگ خطری باشد برای مسئولین، متنفذین و روشنفکران جامعه که رسالت خود را هماره روشنگری در جامعه می دانند.
در قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران مصوب۱ /۳ /۱۳۷۵ با اعمال آخرین اصلاحات آمده است. ( پورتال رسمی شورای نگهبان http://www.shora-gc.ir/Portal/Home ) و به تنهایی تفسیر این ماده می تواند بیانگر نقش شوراها در رشد و تعالی جامعه مدنی امروزمان گردد و از آنجا که آگاهی ما از قوانین، می تواند راه گشای گنگ و مبهم بودن اختیارات بعضی سازمان ها،نهادها و ... گردد پیشنهاد می شود کلیه وظایف شوراها که در آدرس اینترنتی فوق الذکر آمده است مطالعه گردد.
از آنجایی که تب انتخابات متفاوت سال گذشته مجلس شورای اسلامی نه به لحاظ کیفی بل به لحاظ کمی هنوز به طور کامل فروکش نکرده است ناچاریم برای آسیب شناسی دقیق تر موضوع ابتدا تاثیرات منفی به جای مانده از انتخابات مجلس سال گذشته را بر روی موضوع مورد ارائه بررسی نماییم.
انتخابات مجلس دهم
در چنین روزهای از سالی که گذشت بازار داغ شایعات به راه بود. تاییدی های رد صلاحیت شده و مردودی های تایید شده نقل اعم مجالس و اسباب غم و شادی مردم را فراهم می آورد.
ماده ۲۹ جایگزین نحسی ۱۳ شده بود و حروف (الف ب ج) که کمتر کسی را یاد کنکور نمیندازد این بار هم کابوسی شوم بود اما بند (پ) مثل همیشه خوش درخشید.
خلاصه شور و حرارت خاصی در جریان بود. دفترچه تلفن به دستان مترصد فرصتی برای تلفن زدن و به تبع آن پست های مدیریتی در حال بذل و بخشش بود. ستادهای مخفیانه و گروه های تلگرامی راه اندازی شده بودند و سرِ آخر آنهایی که داشتند ماندند و آنهایی که نداشتند گرفتند و رفتند البته بودند اشخاصی که اجرت آنها نه مثلی بود و نه قیمی زیرا شرافت شان را هیچ کارشناس رسمی توان ارزش گذاری نداشت.
کاروان ها روستا به روستا در حرکت بودند. چماق داران جلوی صف سپس ماشین کاندیدا بعد لیدرهای عزیز و بعدتر یعنی آن اواخر هم جایی برای مردم شریف وجود داشت.
از پیمانکاران و کارخانه داران متمول در کاروان ها خبری نبود زیرا هنوز جوهر نهادهای نظارتی خشک نشده بود و آخرین اخطاریه ها آویزه گوش کاندیداهای محترم اما آنها که گوششان بدهکار این حرفها نبود و اصلا انتخابات بدون شاسی بلند سواران معنی و مفهومی نداشت.
اعتبار بخشی کاندیداهای شکست خورده و پیروز با دست به دامان اعضای شوراها شدن هم مزید بر علت وخلاصه در یک کلام بازار تجملات داغ بود.
آغاز اولین دوره انتخابات شوراها
آغاز شوراها با امرهم شوری بینهم بود که برگرفته از کلام نورانی وحی یعنی آیه شریفه " وَٱلَّذِینَ ٱسْتَجَابُوا۟ لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا۟ ٱلصَّلَوٰهَ وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَیْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَـٰهُمْ یُنفِقُونَ" به معنای "کسانیکه دعوت پروردگارشان را اجابت کرده و نماز را بپا می دارند و امورشان در میانشان به مشورت گذاشته می شود و از آنچه روزیشان کرده ایم انفاق می کنند" بود. (تفسیر المیزان-سوره شوری قرآن کریم- آیه ۳۸)
از وظایف شورای اسلامی شهر وظایف در بخش نظارت و برنامهریزی میتوان اینگونه بیان کرد:
- بررسی و شناخت کمبودها، نیازها و نارسائیها اجتماعی، فرهنگی، آموزشی، بهداشتی، اقتصادی و رفاهی حوزه انتخابیه و تهیه طرحها و پیشنهادهای اصلاحی و راه حلهای کاربردی
- نظارت بر حسن اجرای مصوبات شورا و طرحهای مصوب در امور شهرداری و سایر سازمانهای خدماتی
- برنامهریزی در خصوص مشارکت مردم در انجام خدمات اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، فرهنگی، آموزشی و سایر امور رفاهی
- نظارت بر حسن اداره و حفظ سرمایه و داراییهای نقدی، جنسی و امول منقول و غیرمنقول شهرداری و همچنین نظارت بر حساب درآمد و هزینهها
- تصویب آیین نامههای پیشنهادی شهرداری پس از رسیدگی به آنها
- تایید صورت جامع درآمد هزینه شهرداری
اما قضاوت و راستی آزمایی اینکه تا چه حد امورات حداقلی مد نظر به مشورت گذاشته شد و تا چه اندازه توانستیم در چشم پوشی از مطامع دنیوی موفق عمل کنیم به عهده مردمی است که به تندی فراموش می کنند هر آنچه بر آنان گذاشته است.
خلاصه کمی زیاده گویی لازم بود تا فضایی را شرح دهم الگو گرفته از روش ها و شیوه های انتخابات اخیر مجلس در شورایی که اساس شکل گیری آن بر بومی گزینی در مدیریت شهری و همدلی بیشتر مردم بود ومتاسفانه به مرور جای خود را به بهانه ای برای انشقاق بین توده های مردم داد که مرزبندی های قومی قبیله ای را از کوچک ترین عواقب منفی آن می توان نام برد.
سوگواران خَموش و فلش های دوربین از پی هم، به همراه تعارضات غمناک شغلی و باز هم ما، که بی چرا زنده گانیم!
از شهر و مدیریت شهری چیزی نمی دانم اما فرم شهر گویای همه چیز است که نه خیابان درست و حسابی داریم و نه بازار و نه طرحی برای درآمد زایی و تنها منبع درآمد شهری همین کمیسیون هایی است که رای می دهند بر علیه مردم و باز هم مردم.
نقاط سیاه، زیست گاهمان را فراگرفته است و به راستی که ناخواسته مسیر بدی را انتخاب نموده ایم. سندرم دیده شدن بازی ای بود که آغازش با مجلسی ها بود و می تواند پایانش هم با خودشان باشد چرا که این زخم نیازمند رسیدگی فوری است تا فاصله ی وحشتناک میان عرضه و تقاضای انتخابات منجر به نزاع های دسته جمعی نشود زیرا در جامعه ای که ارزش های آن به واسطه عنصر مادی سقوط کند دیگرهیچ چیز نمی تواند مهم جلوه نمی کند.
تبلیغات زود هنگام و استفاده از فضای مجازی به نفع خود، صرف پول های هنگفت برای انصراف و پشیمان کردن یکدیگر. راستی از بقال و آرایشگر گرفته تا دکتر، مهندس و…. همه می خواهند نام نویسی کنند شما چطور؟
بیایید درنحوه نگرش مان به جهان کمی تجدید نظر کنیم و فراموش نکنیم هیچ سنجه ای قوی تر از ترازوی مردم نیست و نمی توان ملتی را با پیشینه ی تمدنی قوی به باد هوچیگری گرفت. با سروده ی زیبایی از چارلز بوکوفسکی متن خود را به پایان می رسانم.
پدرم همیشه می گفت: (زود خوابیدن و زود بیدار شدن آدم را سالم،پولدار و عاقل می کند.)
درخانه ساعت هشت،چراغ ها خاموش بود و سپیده دم با بوی قوه و بیکن و نیمرو از خواب بلند می شدیم. پدرم یک عمر این دستور را دنبال کرد جوان مرد و مفلس و فکر میکنم چندان هم عاقل نبود. من نصیحت اورا گوش نکردم دیر خوابیدم،دیر بیدار شدم. حالا نمی گویم دنیا را فتح کرده ام اما ترافیک صبح ها را دیگر ندارم از خیلی از دردسرهای معمولی دورم و با آدم های جدید و بی نظیر آشنا شده ام یکی از آن ها خودم کسی که پدرم هرگزاو را نشناخت...
نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.
- 1 اسکان بیش از ۱۲ هزار نفر در ستادهای اسکان آموزش و پرورش کهگیلویه و بویراحمد
- 2 مرحله دوم طرح کالابرگ الکترونیکی در کهگیلویه و بویراحمد آغاز شد
- 3 انفجار یک منزل مسکونی در یاسوج
- 4 توزیع گوشت قربانی با عنوان میهمانی مادر در گچساران
- 5 تاکید جدی استاندار بر حمایت از متقاضییان سرمایه گذار در بخش کشاورزی
- 6 میزان مصرف گاز در کهگیلویه وبویراحمد رو به افزایش است
- 7 رئیس دانشگاه علوم پزشکی یاسوج: شایعترین نوع سرطان در استان سرطان سینه است
- 8 کتاب تصویری «پلنگ ایرانی در دنا» رونمایی شد
-
انتقاد امام جمعه موقت قلعهرئیسی از هلال احمر و میراث فرهنگی
-
تا دیر نشده، از دختران هندبال ایران و ملی پوشان زن هندبالیست هم استانی حمایت کنیم/+جزئیات
-
ماجرای قطع درختان در «میرغضب» بویراحمد چه بود؟
-
تصاویر خیال انگیز و زیبا از «کوهگل» دنا
-
محکومیت ۸۲۱ پرونده تخلف حوزه بهداشت، دارو و درمان در کهگیلویه و بویراحمد
-
اختصاص ۶۰ میلیارد تومان برای ورزشگاه ۱۵ هزار نفری یاسوج
-
جشن نوروزگاه در یاسوج برگزار شد(+تصاویر)
-
توضیحات پلیس کهگیلویه و بویراحمد در رابطه فیلم منتشر شده ۲ راننده حاشیه ساز در فضای مجازی
-
بانک مسکن کهگیلویه و بویراحمد ۷۰ درصد از تسهیلات ۱۵ هزار میلیاردی را پرداخت کرد
-
بازگشایی مسیر ارتباطی گردنه بیژن از هفته آینده/+تصاویر
نظرات ارسالی 12 نظر
سرنوشت بیش از90درصد منتخبان ادوارگذشته شورای اسلامی شهرهای یاسوج و دهدشت را دوستان و بستگان طایفه ای و قومی آنها در روستاهای همجوار تعیین کرده اند! و این موضوع مختص یک یا چند کاندید خاص نیست بلکه متعلق به همه منتخبان شورا در ادوار مختلف بود.
پاسخمتأسفانه نگاه طایفه ای و قومی یکی از مهم ترین و اساسی ترین هدف های از پیش وعده داده شده شوراهای اسلامی در ادوارگذشته بود؛ تفکرغلط و نابجایی که نه تنها هیچ کمکی به توسعه وعمران شهری در این استان نکرده است بلکه ضربات جبران ناپذیری به شهرهای این استان وارد کرده است. نگاه طایفه ای و در نتیجه آن انتخاب شهردار طایفه ای بدون هیچ فن و تخصصی و حتی بدون هیچ گونه سابقه و توان مدیریتی اصلی ترین معظل شورا و شهرداری در این استان بوده است که برای ریشه کن کردن این فرهنگ ناصحیح و غلط تلاش گسترده ای از طرف نخبگان و سیاسیون در جهت از بین بردن فرهنگ انتخاب شورای طایفه ای و رواج شایسته سالاری فردی لازم وضروری است.
پاسخیاسوج نه شورا شهر داره نه شهردار،نگاه به شهر یاسوج که می کنم افسوس می خورم که به این شورا رای دادم که این شهردار انتخاب کردند،وضعیت یک شهر توریستی باید این باشد،حیف
پاسخمطلب خوبی بود،متاسفانه شورا در استان ما شده کاسبی،هر که می خواهد شناخته بشه،یا به نان نوایی برسه میاد شورا
پاسخیک پیشنهاد دارم،کل اعضای شوراهای استان جمع کنید ببینید،دو نفر از آنها می دانند وظیفه شورا چیه،
پاسخبابعضی از حرف هات موافقم،ولی باید مطلب بازتر می کردید پوریا،بخشی از مشکلات شورا برمیگرده به دولت مردان و هئیت های نظارتی که هر کس ثبت نام می کند بدون هیچ تخصصی یا سوابق اجرایی و مدیریتی تاییدش می کنند،همین آسان گرفتن گزینش افراد برای شورا باعث ویران شدن شهر می شود کسی که فقهه مبانی یا عربی خونده چی از حوزه شهری یا عمرانی یا خدماتی می داند که تاییدش می کنند،کسی که در حوزه شهری تخصصی ندارد نه تنها باعث پیشرفت شهر نمی شود بلکه باعث پسرفت شهر می شود
پاسخدرود بر آقای پور محمدی،کو گوش شنوا،یه ضرب المثل لری هست،که میگه نه برای کر بخونی نه برای کور وربازی
پاسخشورای شهر نه تنها دردی از دردهای شهر را دوا نه کرد،بلکه معضلی شد بر دردهای شهر،
پاسخنگاه جالبی بود مهندس
پاسخدرود اقای پور محمدی
پاسخدرود بر جناب محمدپور مقلوب واقعا عالی بود
پاسخدرود بر آقا پوریا خان پورمحمدی، بدرستی نگاشتی اما مشکل گوش شنوا و چشم بینا، که گوشها و چشم ها را مطامع دنیوی و فرهنگ جدید تزریق شده به جامعه پر کرد و بی اثر....
پاسخ